چگونه میتوان واقعیت را تغییر داد؟ آیا اگر تاریخ را بارها بازنویسی کنیم، حقیقت هم تغییر میکند؟ «1984» اثر جورج اورول، داستانی است دربارهی جامعهای که در آن نهتنها رفتار، بلکه اندیشهها نیز کنترل میشوند.
تصور کنید دنیا به نقطهای رسیده که مرز بین انسان و ماشین روز به روز کمرنگتر میشود. یک داروی انقلابی به نام «نکسوس» این مرز را از بین میبرد و قدرت اتصال مغزها را به یکدیگر میدهد. اما آیا این تکنولوژی نویدبخش آیندهای روشن است یا تهدیدی برای بشریت؟
«هیچ کدام از اینها اهمیت نداشتند، چون انکار تاریخ امکان ندارد، همچنین مذهب. درآخر من یک پشتون بودم و او یک هزاره. من یک سنی بودم و او یک شیعه و هیچ چیز نمیتوانست این واقعیت را عوض کند، هیچ چیز.»
امیر هرگز راضی نبود در جنگ برادرکشی، جوانهای کلهر را به کشتن دهد، اما برای حراست از یک وجب خاک میهن، همیشه خودش، برادرانش و کسانش مقدم بودند و زبان حال مردم کلهر نیز چنین بود، خداوند چنین امیری (امیرمخصوص) را از ما نگیرد!
در سراسر آن بیابانهای فراخ بیپایان اگر نغمهای طنین میافکند، سرود جنگ و غارت و نوای رهزنی و مردمکشی بود. نه پندی و حکمتی بر زبان قوم جاری بود نه شوری و مهری از لبهاشان میتراوید. شعرشان توصیف پشک شتر بود
بناگاه یکی از مردان میانسال روستا که تازه از زندان آزاد شده و شرایط مالی مناسبی هم نداشت همهی ۴ هزار تومان قرضی را که از کسی بازپس گرفته بود، را برای تاسیس کتابخانه به آنان اهدا داد؛
کژال حمیدی در گزارشی ضمن بررسی متون و کتب پژوهشی مختلف بدنبال یافتن این سوال بوده است، که نخستین بار در کجا و توسط چه کسی از واژگان «کُرد» و «کردستان» در تاریخ استفاده شده است.
کژال حمیدی در گزارشی در فراتاب به بررسی نخستین مراسم جایزه ادبی کال در سنندج پرداخته و ضمن معرفی برگزیدگان بخشهای مختلف سخنان دبیر و چند نفر از سخنرانان را پوشش داده است.
وقتی وارد این کتابخانه میشوید، احساس میکنید که به دنیای دیگری قدم گذاشتهاید. نور آفتاب که از پنجرههای بلند به داخل میتابد، فضای کتابخانه را پر از رنگ و زیبایی میکند و هر قدمی که بر میدارید، گویی ...
امیرمحمد ادیبی (آزوتوز) از نویسندگان نسل جدید: براساس تجربهی خودم، کتابهای سوررئال برای چاپ با مانعهای بیشتری روبهرو هستند، چه داستانی باشند، چه غیرداستانی اعم از فلسفی و ... باشند.