کد خبر: 12917
تاریخ انتشار: 1 دی 1404 - 15:18
اسعد اردلان
اسعد اردلان پژوهشگر ارشد حقوق بین‌الملل در گفت‌وگو با فراتاب (کوهستان منبری) به این سوال‌ها پاسخ می‌دهد که نسل‌کشی‌های روی‌داده توسط عثمانی‌ها علیه ارمنی‌ها، یونانی‌ها، کُردها،

فراتاب: اسعد اردلان پژوهشگر ارشد حقوق بین‌الملل در گفت‌وگو با فراتاب (کوهستان منبری) به این سوال‌ها پاسخ می‌دهد که نسل‌کشی‌های روی‌داده توسط عثمانی‌ها علیه ارمنی‌ها، یونانی‌ها، کُردها، صدام علیه کُردها و شیعیان، اسرائیلی‌ها علیه فلسطینی‌ها و... دارای چه شباهت‌های ساختاری بوده‌اند!

اسعد اردلان، زاده شهر سنندج، نویسنده، پژوهشگر تاریخ، استاد دانشگاه، حقوقدان و دارای دکترای حقوق بین‌الملل است. او یک دیپلمات ایرانی کُردتبار به شمار می‌رود که سال‌های متمادی در دستگاه سیاست خارجی کشور به عنوان رییس گروه مطالعات حقوقی و بین المللی وزارت خارجه به ایفای نقش پرداخته است. دکتر اردلان همچنین نویسنده دو کتاب با نام‌های «طنز سرخ» و «حقوق ملت‌ها» است و نیز در زمینه‎های فرهنگی، حقوق شهروندی و ادبیات کٌردی فعالیت و آثار متعددی دارد. از این‌رو مفتخر شدیم که با ایشان در حوزه دلایل رویداد ژنوساید و عواقب آن در منطقه خاورمیانه مصاحبه‎ای گرانبها داشته باشیم. 

فراتاب: تعریف شما از وقوع ژنوساید در بستر تاریخی خاورمیانه چیست و چه تفاوت‌هایی با دیگر جنایات علیه بشریت دارد؟

اسعد اردلان: تعریف ژنوساید در قالب حقوقی به یک وضعیتی رسیده است که در جدیدترین آن می‌توان تعریف اساسنامه دیوان کیفری بین‌المللی را ملاک قرار داد که تکمیل شده تعاریف متعدد در گذشته است و بر همان معیار رفتار خشونت بار دولت‌ها و حتی گروه‌های شبه‌نظامی باید ارزیابی کرد. بر این مبنا می‌توان رفتار مکرر دولت عثمانی را نسبت به ارامنه، یونانی‌ها، آشوری‌ها در سده نوزدهم میلادی و با کُردها در اوایل سده بیستم و جنایات صدام حسین علیه کُردها را مشخصاً در دهه 1980 و در همین زمان در سودان که از دهه 1970 آغاز و ادامه داشته است را مصداق جنایات کشتار جمعی و جنایت علیه بشریت دانست.

در دوران عثمانی ابتدا غالب کشتارها، علیه پیروان برخی ادیان بود و گاهی با چاشنی نژادی همراه و سپس دایره شمول آن گسترده تر گشت و کُردها را با ویژگی تعریف شده اتنیکی/ قومی نیز دربرگرفت.  همچنین روش‌های مشابهی با دخالت مستقیم دولت و یا حمایت دولت از گروه‌های شبه‌نظامی و یا قبایل در سودان با نسل‌کشی مردم دینکا بزرگترین قوم در جنوب سودان و دیگر اقوام ساکن در مناطق نوبا، فور، ماسالیت و زغاوه در جنوب و جنوب غرب و نیز در منطقه خود مختار دارفور  از دهه ۱۹۷۰ تا به امروز ادامه داشته است.

گزارش‌ها از پیگرد قانونی رهبران امپراتوری عثمانی پس از جنگ جهانی اول، صدام حسین و دیگر مقامات عراقی پس از سقوط رژیم بعث در عراق، و رئیس جمهوری عمر البشیر و دیگر رهبران سودان توسط دادگاه‌های کیفری بین‌المللی و داخلی نشان می‌دهند که این جنایات را در بستر تاریخی خاورمیانه، می‌توان گاهی از پیامد سنت‌های تعصب مذهبی و در دوره‌هایی از اثرات واکنش نسبت به سیاست‌های استعماری و  امپریالیسم گذشته و تلاش برای ملت‌سازی و تحکیم قدرت بلامنازع دیکتاتورها و یا نفرت آن‌ها نسبت به قربانیان دانست که اغلب با شورش‌ها و ضدشورش‌هایی روبرو شده‌اند و منجر به نسل‌کشی ملت‌ها و گروه‌ها و اقوام و .. گردیده‌اند. مشابه همین رفتارها را نیز با همین انگیزه‌ها می‌توان در بالکان دهه 1990 نیز دید، در رواندا نیز تعصبات قومی و قبیله‌ای نیز به فجایع این کشور در 1994 منتهی گشت. در واقع تشابهات بیشتر از تفاوت‌ها به نظر می‌آیند.

فراتاب:  چگونه عوامل سیاسی، مذهبی و قومی در ایجاد زمینه‌های ژنوساید در منطقه نقش ایفا کرده‌اند؟

اسعد اردلان: در امپراتوری عثمانی عامل اصلی واکنش نسبت به درخواست حق تعیین سرنوشت ملیت‌ها بود. زمانی که بخش‌های بزرگی از امپراتوری در دهه‌ها و سده‌های پیش از آن از دست رفته بودند. ژنوساید پاداش سیاسی حکومت با باقی مانده مردم در قلمرو بود. واکنش به شکست امپراتوری در اروپای جنوبی همراه با عامل مذهبی و قومی نسل‌کشی را تشدید کرد. در عراق نیز انحصار قدرت و تمرکز آن در حزب بعث موجب اعتراضات  شیعیان در جنوب و  کردها در شمال گردید. برخورد با شیعیان جنبه مذهبی و برخورد با کردها بر پایه اتنیکی بود. میراثی که برای داعش به هنگام ورود به عراق و در برخورد با ایزدی‌ها به جای ماند. هم چنین در سودان و رواندا انگیزه اصلی ژنوساید اتنیکی بوده‌اند. اخیراً نیز سازمان ملل متحد اسرائیل را به ارتکاب ژنوساید در غزه متهم کرده است که می‌دانیم بیش‌ترین جنبه دلایل ارتکاب آن سیاسی و توسعه طلبی جغرافیایی است.

فراتاب: به نظر شما، مهم‌ترین نمونه‌های ژنوساید یا کشتارهای جمعی نزدیک به ژنوساید در خاورمیانه در قرن گذشته کدام‌ها بوده‌اند و چرا؟

اسعد اردلان: کشتار ارامنه، بویژه آنچه که در سال 1915 روی داد و نیز در سال‌های پایانی دهه 1930 در کشتار کردهای زازا در درسیم اتفاق افتاد و مقامات ترکیه نیز در سال های اخیر به ژنوساید بودن آن اقرار کردند. اما نزدیک ترین رویداد قرن گذشته برنامه انفال در کردستان عراق بود. هم به جهت تعداد قربانیان هم درجه سبعیت رژیم و هم تنوع در استفاده از سلاح های کشتار جمعی. بمباران شیمیایی حلبچه مصداق برجسته کشتار جمعی بر پایه مکانیسم و اندیشه نسل‌کشی برای ارضای تنفر بود. برنامه انفال تمامی عناصر لازم برای آن که یک ژنوساید کامل باشد را در خود داشت. زیرا مجموعه جرایمی را که در اساسنامه دیوان کیفری بین‌المللی  ذکر شده‌اند را دربر می‌گرفت. هدف مردم کُردزبان و کُردنژاد بود، برنامه‌ریزی برای از میان بردن آنان به شیوه‌های مختلف از جمله ریشه‌کن کردن آنان از سرزمین‌های زادگاه اصلی نیاکانشان، قتل عمدی دسته‌جمعی و دفن در گورهای جمعی، ویران کردن زیستگاه‌ها از جمله 4000 روستا، انتقال اجباری مردم از محل زیست خود به مکان‌های دیگر، ایجاد تغییرات زیست محیطی در مناطق کردنشین از طریق کور کردن منابع آبی و چشمه‌ها، گسترش دادن به دامنه حملات از زمین به هوا و بمباران‌ها با سلاح‌های کلاسیک جنگی و سلاح‌های کشتار جمعی و ناچار کردن مردم به مهاجرت‌های میلیونی از شواهد آن می‌باشد.

فراتاب:  نقش قدرت‌های خارجی و کشورهای بزرگ در دامن زدن به این فجایع یا سکوت در برابر آن‌ها چه بوده است؟

اسعد اردلان: نقش عینی و تقریبا اثبات شده خارجی را تنها در فروش انواع تسلیحات و مواد شیمیایی مورد نیاز در تهیه بمب می‌توان برجسته دید. دادگاه ملی هلند در محاکمه « فان آرات» تاجر هلندی انتقال دهنده مواد لازم برای ساخت بمب‌های شیمیایی به عراق، دخالت خارجیان را در این جنایت افشا کرد اما هیچ موردی در این محاکمه حکایت از انتساب این جرم به دولت‌ها ندارد. گرچه وی تبعه هلند بود اما دادگاه هیچ اتهامی را متوجه دولت هلند نکرد.

طبیعتاً تهیه کردن مصالح برای تهیه سلاح‌هایی که بتوان از آن‌ها در کشتار جمعی استفاده کرد و همچنین سکوت در برابر این جنایات را  می‌توان همراهی دولت‌های خارجی چه بزرگ و چه کوچک با عاملان ژنوساید تلقی کرد، اما برای اثبات به شواهد قابل استنادی در محاکم نیاز است.

فراتاب: اقتصاد و منابع طبیعی، به ویژه نفت و معادن چگونه در تشدید درگیری‌ها و پاکسازی‌های قومیتی مؤثر بوده‌اند؟

اسعد اردلان: در بررسی‌های حقوقی در مورد ژنوساید، کمتر به انگیزه‌های این جنایت توجه می‌شود، زیرا نتیجه آن که ارتکاب جرم و تعیین کیفر است ارزیابی می‌گردد. اما در انگیزه‌های سیاسی رد پای معادن و بازرگانی و سایر جنبه‌های اقتصادی هم وجود دارند. زیرا آنها دلیل سلطه‌جویی و بسیاری از جنگ‌ها هستند که بسترساز جنایات جنگی، جنایت علیه بشریت و کشتار جمعی بوده‌اند.

در گزارش‌ها آمده است که رقابت بر سر تسلط بر منابع، انگیزه اصلی عاملان ژنوساید در ایالت کالیفرنیا در سال‌های (51-1846) بوده که در 22 مکان قتل‌عام بومیان، منجر به غصب مالکیت زمین، اخراج بومیان منطقه و دستبرد به معادن طلا شده است و نشان می‌دهد که عوامل اقتصادی نقش مهمی در قتل‎عام‌ها داشته‌اند و این ادعا که رقابت بر سر منابع، نیروی محرکه نسل‌کشی بوده است را تأیید می‌کند.

در منطقه استعماری نامیبیا در دهه نخست قرن بیستم نیز با هدف دسترسی به معادن الماس، رهبران سیاسی و ارتش آلمان مرتکب ژنوساید حداقل 80،000 نفر از بومیان محلی بوده‌اند.

در تازه‌ترین مورد فرانچسکا آلبانیز، گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر سازمان ملل متحد در سرزمین‌های فلسطینی اشغال شده از سال ۱۹۶۷، در آخرین گزارش خود با عنوان «از اقتصاد اشغال تا اقتصاد نسل‌کشی» (به تاریخ ۳۰ ژوئن ۲۰۲۵)، تکامل اشغال اسرائیل در فلسطین را به عنوان یک پروژه استعماری، که توسط یک دستگاه اقتصادی- صنعتی بزرگ تغذیه و پشتیبانی می‌شود، به «اقتصاد نسل کشی» تعبیر کرد. وی در گزارش آورده است: « بسیاری از نهادها از اقتصاد اشغال غیرقانونی، آپارتاید و اکنون نسل‌کشی اسرائیل سود برده‌اند.»

بنا بر آنچه گفتیم بخش‎های مختلف اقتصاد، بازرگانی، معادن، زمین‌های کشاورزی و هر نوع امکانی که به ثروت اندوزی عاملان ژنوساید؛ چه فرد باشند یا گروه و چه دولت، می‌تواند به بروز ژنوساید بیانجامد.

 

فراتاب: جامعه بین‌الملل چه اقداماتی برای جلوگیری از این وقایع انجام داده و این اقدامات تا چه اندازه مؤثر بوده‌اند؟

اسعد اردلان: اگر منظورتان از جامعه بین‌المللی، اجتماعی از دولت‌هاست، تاکنون اقدام اجرایی خاصی در زمان اعمال ژنوساید نکرده‌اند. هر تلاشی سوگمندانه به بعد از اتفاق مربوط بوده است و در عالی‌ترین سطح اجماع جهانی توافق و اقدام به تأسیس یک دادگاه رسیدگی به جنایات جنگی ارتکابی در جنگ‌های بین‌المللی بوده است. به مانند دادگاهی که پس از جنگ اول جهانی برای قیصر پادشاه آلمان تشکیل شد و وی مقصر جنایات ارتکابی از جمله کشتار بی‌گناهان در جنگ اول شناخته و محکوم گردید ولی به علت استنکاف دولت هلند از تحویل او به آلمان عملاً بدون کیفر ماند.

اما تحت اتهام ژنوساید، دادگاه نورمبرگ پس از جنگ دوم جهانی بود که آرا خود را علیه متهمین صادر کرد و هلوکاست را مصداق نسل‌کشی یهودیان دانست. همزمان دادگاهی در توکیو نیز به جنایات جنگی که شامل ژنوساید هم بود رسیدگی کرد.

سکوتی بی‌رحمانه در برابر نسل‌کشی‌های گسترده به مانند آنچه که در کامبوج توسط خمرهای سرخ را شاهد هستیم تا فجایع یوگسلاوی در دهه 1990 و  بویژه قتل‌عام مردم «سربرنیتسا» که منجر به دادگاه رسیدگی به جنایات یوگسلاوی و پس از آن رواندا، هائیتی، تیمور شرقی و دارفور سودان. که هر کدام منحصر به محدوده جنگ‌های خاص داخلی بودند.

امید بزرگ در جامعه بین‌المللی اهتمام به تصویب اساسنامه دیوان کیفری بین‌المللی در 1999 رم بود که به تأسیس دادگاه ویژه رسیدگی به جنایات کشتار جمعی و ژنوساید نیز گردید. اما همه این دادگاه‎ها مانع از تکرار ژنوساید نشده‌اند و نمی‌توان آن‌ها را مکانیسمی بازدارنده تلقی کرد. شاید تعهدات دولت‌های عضو زین پس به کاهش جنایات جنگی کمک کند.

فراتاب: چگونه رسانه‌ها، چه داخلی و چه خارجی، روایت ژنوساید را شکل داده‌اند و چه تأثیری بر افکار عمومی داشته‌اند؟

اسعد اردلان: بخش بزرگی از برجسته کردن وجوه غیرانسانی جنایات کشتار جمعی نتیجه تلاش رسانه‌ها بوده است. این تلاش نه تنها در بعد از اتفاق روی داده است اما در نیمه دوم قرن بیستم در حین ارتکاب هم گزارش شده و بازتاب یافته‌اند. گزارش‌های میدانی خبرنگاران رسانه‌ها از جنایات ارتکابی صرب‌ها در یوگسلاوی و بوسنی، هرزگووین شاهکاری از روایات جنگ و آگاهی‌رسانی بود که مستند بسیاری از آرای صادره قرار گرفتند. محکومیت نتانیاهو و گالانت وزیر دفاع اسراییل از سوی دیوان کیفری بین‌المللی در 21 نوامبر 2024، با وجودی که اسراییل عضو دیوان نیست بیش از آن که حاصل کوشش دولت‌ها باشد، معلول  روایات رسانه‌ها از جنگ در غزه است. گو این که نمی‌توان تشکیل دادگاهی داخلی در افریقای جنوبی برای این موضوع را بی‌اثر دانست.

فراتاب: به نظر شما، چه درس‌هایی می‌توان از فجایع گذشته آموخت تا از تکرار آن‌ها در آینده جلوگیری شود؟

اسعد اردلان: هر که ناموخت از گذشت روزگار، نیز ناموزد، ز هیچ آموزگار. تاریخ جهان شوربختانه روایت به هدر رفتن تجربه‌هاست!

فراتاب: نقش سازمان‌های حقوق ‌بشری و فعالان مدنی در ثبت، مستندسازی و آگاهی‌رسانی درباره این جنایات چیست؟

اسعد اردلان: شایسته تحسین هستند. این‌ها از منابع مهم رسانه‌ها هستند. نقش پیش محاکمه‌ای را نیز بازی می‌کنند و برخی از اسناد را در اختیار دادگاه‌ها می‌گذارند. تأثیری که نهادهای حقوق بشری چه تحت نظارت سازمان ملل متحد به مانند کمیسیون ویژه وضعیت حقوق بشر و نهادهای مستقل مانند عفو بین‌الملل و دیده‌بان حقوق‌ بشر با گزارش‌های سالانه خود جنایات را رصد می‌کنند، عالی و فوق العاده هستند.

فراتاب: آیا مصالحه و عدالت ترمیمی برای قربانیان ژنوساید در خاورمیانه ممکن است و چه مسیری را برای رسیدن به آن پیشنهاد می‌کنید؟

اسعد اردلان: عدالت ترمیمی اگر چه به مثابه نوش‌دارو پس از مرگ سهراب است اما، جنبه روانشناسی و التیام احتمالی آن برای آسیب دیدگان به‌جای مانده از جنایات قابل توجه و لازم است. در واقع دادگاه‌ها فرصتی برای بیان فجایع ایجاد می‌کنند که نوعی تسکین به شاهدان و بازماندگان می‌بخشد و به آنها حس همدردی اجتماعی دست می‌دهد. از سوی دیگر تجارب بیان شده می‌تواند راهکارهایی برای پیشگیری از تکرار فجایع ارائه دهند.

متأسفانه یکی از راهکارهای مناسب برای پیشگیری از گسترش دامنه جنایات و نه آغاز آن متعهد کردن جامعه جهانی و دولت‌ها به «مسئولیت حمایت» از گروه‌هایی است که در جریان جنگ‌ها مورد تعدی و به ویژه ژنوساید قرار می‌گیرند.

 

گفت‌وگو از کوهستان منبری، پژوهشگر حقوق بین‌الملل و از اعضای مدرسه روزنامه‌نگاری فراتاب

بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است.

نظرات
آخرین اخبار