کد خبر: 12931
تاریخ انتشار: 1 تیر 1405 - 21:27
سیکا سعدالدین
آیا ایران را باید پیروز جنگ 40 روزه در برابر آمریکا و اسرائیل دانست یا بازنده آن؟ یادداشت پیش‌رو با استناد به 10 فاکتور مختلف مدعی پیروزی تهران بر واشنگتن/تل‌آویو در جنگ اخیر است.

سیکا سعدالدین | فراتاب | دوشنبه 1 تیر 1406 | 2026.June.22

۱. شکست اهداف اعلامی آمریکا

آمریکا با سه هدف وارد شد: خلع سلاح هسته‌ای، تغییر رفتار رژیم، خروج اورانیوم غنی‌شده. اما در عمل هیچ‌کدام محقق نشد. در چنین شرایطی و از منظر منطق استراتژیک، وقتی قدرت برتر به اهداف اعلامی‌اش نمی‌رسد، طرف مقابل — حتی با خسارت — برنده است. این «پیروزی از طریق بقا» (victory through survival) است.

۲. تنگه هرمز به‌مثابه سلاح جغرافیایی

ایران ثابت کرد که کنترل جغرافیایی بر هرمز یک اهرم واقعی است، نه تهدید بلاغی. حتی تهدید به بستن تنگه کافی بود تا معادلات انرژی جهانی بلرزد و شرکای خلیج فارس آمریکا از همراهی در تشدید باز بمانند. این بدان معنا بود که عملا جغرافیا جایگزین موازنه نظامی شد.

۳. گنجانده نشدن برنامه موشکی

واشنگتن نتوانست حتی در متن آتش‌بس، محدودسازی موشک‌های بالستیک ایران را تحمیل کند. این یعنی ایران بازدارندگی متعارف خود را دست‌نخورده از جنگ بیرون آورد — برخلاف ۲۰۱۵ که برنامه هسته‌ای موضوع مذاکره بود.

۴. انصراف از حمله زمینی

عدم تهاجم زمینی آمریکا — با وجود برتری هوایی — نشانه‌ای از محاسبه هزینه است. خاطره عراق و افغانستان، هزینه‌های انسانی احتمالی و عمق استراتژیک ایران جمعاً آمریکا را از گزینه قطعی‌ساز بازداشت. ایران دشوار ساختن تصمیم تهاجم را به پیروزی بدل کرد.

۵. رهبری غیرمتمرکز و تاکتیک‌های نامتعارف

سپاه قدس، حزب‌الله، حوثی‌ها و شبکه‌های عراقی به‌عنوان یک سیستم توزیع‌شده عمل کردند که هدف واحد مشخصی برای انهدام نداشت. آمریکا برای مقابله با دشمن متمرکز طراحی شده؛ وقتی دشمن سیال است، ابزارهای متعارف کارایی را از دست می‌دهند.

۶. شکستن هیمنه آمریکا

آمریکا بمباران کرد، تحریم تشدید کرد و ایران ایستاد. این روایت — چه واقعی چه ادراکی — در افکار عمومی منطقه‌ای تأثیر مستقیم دارد. «آمریکا هم می‌زند ولی نمی‌شکند» روایتی است که قدرت نرم آمریکا را به‌شدت تخریب می‌کند.

۷. افزایش اعتماد به نفس استراتژیک ایران

پیش از جنگ، سوال این بود که «ایران چقدر تاب‌آوری دارد؟» پس از جنگ، ایران پاسخ این سوال را می‌داند. این خودشناسی استراتژیک — کشف ظرفیت‌های واقعی در آزمون عملیاتی — سرمایه‌ای است که هیچ مذاکره‌ای نمی‌توانست آن را تأمین کند.

۸. روان‌شناسی رهبری: ترامپ در برابر تصمیم سخت

در چارچوب روان‌شناسی سیاسی، ترامپ به‌عنوان شخصیت narcissistic-compensatory در تصمیم‌گیری‌های پرهزینه بلندمدت ضعیف است. او نیاز به «پیروزی قابل نمایش» دارد — و وقتی پیروزی تصویری حاصل نشد، خروج را «توافق» نامید. ایران این ضعف ساختاری شخصیتی را به ابزار بدل کرد.

۹. انزوای شرکای خلیجی آمریکا

عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر هیچ‌کدام پایگاه‌های خود را برای تهاجم همه‌جانبه در اختیار نگذاشتند: واگرایی ریاض-ابوظبی و نگرانی مشترک از تبدیل‌شدن به هدف ثانویه. شریک منطقه‌ای از حلقه عملیاتی خارج ماند.

۱۰. تصویرسازی: جنگ روایت‌ها را ایران برد

حتی اگر خسارت فیزیکی وارد شده باشد، روایت غالب در جنوب جهانی، افکار عمومی عرب و حتی بخشی از اروپا این بود: «ایران زیر بمباران نشکست.» این تصویر — مستقل از واقعیت میدانی — موقعیت ایران را در سیستم بین‌الملل چندقطبی تقویت کرده است.

جمع‌بندی تحلیلی:

ایران نه از موضع قدرت برابر، بلکه از موضع «بازیگر غیرقابل حذف» پیروز شد. تفاوت این دو مفهوم اساسی است — و همین تمایز است که می‌تواند محور یک استدلال مستحکم در هر قالب آکادمیک یا سیاست‌محور باشد.

 

نویسنده: سیکا سعدالدین، پست‌دکترای روابط بین‌الملل، پژوهشگر مستقل در حوزه رقابت‌های استراتژیک خلیج فارس، سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه، و تحولات قدرت در نظم بین‌الملل نوظهور.

بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است.

نظرات
آخرین اخبار