
فراتاب: در دههی اخیر، ترکیه به یکی از مهمترین بازیگران امنیتی خاورمیانه و قفقاز تبدیل شده است؛ کشوری که همزمان عضو ناتواست، با روسیه همکاری نظامی دارد، در بحران اوکراین میانجیگری میکند و در سوریه، عراق و قفقاز حضور فعال دارد. همین چندلایگی، سیاست خارجی آنکارا را به پروندهای پیچیده و بحثبرانگیز در سطح منطقه بدل کرده است. ترکیه در این سالها رویکرد موازنهجویی میان قدرتهای بزرگ را دنبال کرده؛ از یکسو تلاش برای حفظ پیوند با غرب و از سوی دیگر گسترش نفوذ در پیرامون خود با تکیه بر عمق استراتژیک. این حضور گسترده، هم فرصتهای جدید ایجاد کرده و هم حساسیتها و رقابتهای تازهای را برانگیخته؛ تا حدی که برخی آن را شکلگیری «امنیت ترکمحور» میدانند.
برای بررسی این تحولات و پیامدهای آن بر نظم آیندهی منطقه، در یک مصاحبه با رحمت حاجیمینه دکترای روابط بینالملل، پژوهشگر ارشد مسائل ترکیه و عضو هیات مدیره انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا به گفتوگو نشستیم؛ پژوهشگری که سیاست خارجی امروز ترکیه را در سه سطح منطقهای، فرامنطقهای و هویتی تحلیل میکند و از چالشها، پارادوکسها و مسیر احتمالی نقشآفرینی ترکیه در سالهای پیشرو سخن میگوید. مشروح این گفتوگو در ادامه خواهد آمد:
فراتاب: سیاست خارجی ترکیه در دهه اخیر را چگونه ارزیابی میکنید؟ آن را میان شرق و غرب متعادل میدانید یا دچار تناقض؟
وقت شما بخیر در خصوص این سوال پاسخ رو در چند نکته ارائه خواهم کرد در خصوص سیاست خارجی ترکیه و ارزیابی اون در دهه اخیر به طور کلی نقاط عطف مهمی داریم که یکی ازاین نقاط عطف، به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه در ترکیه هست که در سال ۲۰۰۲ اتفاق افتاد و مبتنی شد بر بازگشت به خاورمیانه یعنی بعد ازبه قدرت رسیدن حزب عدالت توسعه در ترکیه ما صبح شاهد یه شیفت ودرواقع به نوعی عبور از سیاست صرف نگاه به غرب و اتحادیه اروپا و بازگشت به خاورمیانه هستیم که در این بازگشت میتونیم به دو مرحله اشاره بکنیم:
مرحله اول بازگشت با رویکرد به قدرت نرم و هنجاری است. همچنان که در دکترین داوود اوغلو مبتنی بر zero problem, یا به صفر رساندن مشکلات با همسایگان هست، اشاره بکنیم؛
مرحله دوم که اهداف مورد نظرترکیه با شروع تحولات و انقلاب در کشورهای عربی، مسجل نشد شاهد تغییر رویکرد از این حوزه نرم به استفاده از قدرت سخت و نیروی نظامی در منطقه هستیم نمونه بارزش هم در سوریه بود و آخرین مرحله هم که همین دهه اخیر هست که مدنظر شما در سوال پرسیده شده تلاش برای تثبیت اون الگوی منطقهای ترکیه و تثبیت قدرت در منطقه با به قدرت رسیدن گروههای نزدیک به خود در سوریه است.
فراتاب: در مجموع، آیا سیاست خارجی ترکیه در سالهای اخیر باعث افزایش ثبات منطقهای شده یا تنشها را بیشتر کرده است؟
در خصوص این سیاست خارجی و بازگشت به خاورمیانه ، سطوح تحلیل مختلفی رو ما شاهد هستیم . یکی در سطح منطقهای با توجه به بازیگران منطقه تحت عنوان قدرت منطقهای از جمله ایران عربستان ما شاهد این هستیم که به گونههای مختلفی در منطقه رقابت بین بازیگران افزایش پیدا کرده و به گونهای هر کدام از بازیگرانی که در سطح قدرت منطقهای هستند تلاش میکنند اون الگوی مد نظر خودشون رو در منطقه پیش ببرند لذا در سطح منطقهای میتونیم بگیم که باعث تشدید رقابتهای منطقهای شده در سطح فرامنطقه ای که اون هم اتفاق بسیار مهمی هست ، ترکیه خصوصاً بعد ازهم قضیه سوریه در خاورمیانه هم در بحث بحران اوکراین با وضعیت بسیار جدیدی روبرو شد خصوصاً اوکراین که هم دارای فرصت و هم دارای تهدید بود
فراتاب: ترکیه میان شرق و غرب چه جایگاهی دارد؟ رویکرد ترکیه در قبال غرب و ناتو را چگونه میبینید؟ آیا ترکیه در پی استقلال راهبردی از غرب است یا صرفاً برای امتیازگیری بازی میکند؟
سیاست ترکیه در میان قدرتهای بزرگ مبتنی بر سیاست هجینگ یا مصون سازی هست به گونهای که ترکیه با توجه به جایگاه ژئوپلیتیکش یعنی نزدیکیش به روسیه و هم با توجه به جایگاه ژئو استراتژیکش و جایگاهش در ناتو تلاش کرده که در بین قدرتهای بزرگ به نوعی توازن منافع خودش رو پیش ببره و دست به موازنه سازی بین اونها زده . یکی از راههایی که استفاده کرده میانجیگری در بحران اوکراین بوده و این نشان دهنده اینه که ترکیه در تلاش است بازی مستقلی را پیش ببرد اما با توجه به عضویتش در ناتو که در بلوک غرب تعریف میشه و از طرف دیگه نزدیکی که به روسیه داشته دو نتیجه دیگه هم داشته است یکی اینکه غربیها از این میانجیگری ترکیه استقبال کردند و این به ارتقا جایگاه ترکیه کمک کرده است ولی از طرف دیگر نزدیکی نظامی به روسها و خرید سامانه اس۴۰۰ به گونهای باعث یک نوع اختلاف و خصوصاً تحریمهای آمریکا ، قطع پروژه و اون بحث اف ۳۵ شده و لذا در دل این سیاستی که ترکیه جلو برده به گونهای یک پارادوکسی یا یک معمایی براش شکل گرفته چرا چون خود بحث ناتو ماهیتش بر اساس ضدیت و جلوگیری از نفوذ روسیه است در حالی که یکی از رفتارهای ترکیه با توجه به مباحث منطقهای از جمله سوریه و مبتنی بر اون بازی کارتها ، نزدیکی به خود روسها بوده.
فراتاب: حضور ترکیه در سوریه، عراق و قفقاز چه پیامدهایی برای امنیت و ثبات منطقه داشته است؟آیا این حضورها باعث افزایش نفوذ ترکیه شده یا زمینهساز تنشهای جدید؟
حضور ترکیه در مناطق پیرامونی که در کتاب بحث عمق استراتژیک آقای دادوغلو هم بهش اشاره میشه و خیلیها از اون تحت عنوان نئو عثمانیزم نام میبرند و در مراحل اولیه ای که اشاره شد به شکل نرم بود، میتونیم بگیم خیلی به افزایش قدرت نرم ترکیه کمک کرد اما هرچه زمان گذشت ما شاهد اون پررنگ شدن بعد سختش یعنی استفاده از قدرت نظامی شدیم که این نوع حضور در عین حال باعث باز تولید به گونهای رقابت سخت در منطقه و تا اندازهای افزایش تنش هم شده و به طور کلی اون چیزی که ترکیه به لحاظ شکلگیری امنیت در منطقه دنبال ش هست خصوصاً بحث مناطق پیرامونی الگویی از امنیت ترک محور هست یعنی یک نوع معماری امنیتی که از طرف ترکیه طراحی شده باشه و منافع ترکیه را در بر بگیره بعنوان یک امنیت منطقه با توجه به پیچیدگیهای ژئوپلیتیکی هم که ما شاهد هستیم در مناطق پیرامونی چه در غرب آسیا چه در قفقاز جنوبی و بازیگران متعدد، میتونیم بگیم که این هم به گونهای باعث پیچیدهتر شدن مسائل امنیتی منطقه شده است.
فراتاب: روابط ترکیه و ایران را بیشتر رقابتی میدانید یا همکاریمحور؟ آیا رقابت ژئوپلیتیکی میان دو کشور غالب است یا همکاری بر سر منافع مشترک؟
در خصوص روابط ایران و ترکیه میتونیم اشاره به الگوی دوگانه همکاری و رقابت داشته باشیم. همکاریهای دوجانبه که همواره در طول سالهای اخیر ادامه داشته حتی در اوج اختلافات در بحث سوریه و و از طرف دیگر الگوی رقابت منطقهای که این دو کشور بنا به جایگاه ژئوپلیتیک و سطح قدرتشون و همچنین تلاش برای اون تثبیت قدرت منطقهای که خیلی ها تحت عنوان رقابت برای هژمونی قدرت منطقهای از آن یاد میکنند بوده و به گونهای در مناطق پیرامونی ساختار روابط بیشتر در چارچوب رقابت خودش رو نشون میده
فراتاب: اقتصاد و انرژی چه نقشی در سیاست خارجی ترکیه دارند؟ آیا میتوان گفت ترکیه از ابزارهای اقتصادی و پروژههای انرژی برای نفوذ سیاسی استفاده میکند؟
اقتصاد یکی از پایههای مهم حزب عدالت توسعه در حکمرانی بوده و نقش بسزایی را، هم در بحث موفقیتهای انتخاباتی و هم به نوعی در بازیسازی آن داشته است اما از طرف دیگر میتونه یک چالش مهمی هم برای خود حزب عدالت توسعه باشه- که در سالهای گذشته هم خودش رو نشون داده- یعنی اون تورم یا کاهش ارزش لیر که به گونهای خیلیها از اون حتی به عنوان یک رقیب انتخاباتی برای خود مقامات حزب عدالت توسعه یاد کردن یعنی میتونیم بگیم اقتصاد ، هم در تداوم حاکمیت حزب نقش داشته و هم در آینده انتخاباتی ترکیه نقش خواهد داشت. از طرف دیگر سیاست انرژی و تحولات مربوط به آن در سالهای اخیر در حکمرانی ترکیه هم خیلی پررنگ شده با توجه با توجه به اهمیتی که ترکیه خصوصاً بعد از بحران اوکراین که به گونهای اون سیاست ترانزیتی انرژی رو تحت تاثیر قرار داد تلاش کرد که به لحاظ هاب انرژی در منطقه خودش رو مطرح بکنه که این باعث ارتقای جایگاه ترکیه در سطح منطقهای از منظر وابستگی متقابل به بحث کوریدوری خواهد شد و در حوزه داخلی هم تلاش کرده که برای تامین انرژی در داخل کشور علاوه بر سرمایهگذاری در حوزه انرژیهای تجدید پذیر در حوزه انرژیهای فسیلی هم دست به متنوع سازی در حیطه ی تامین انرژی بزند واین نشان دهنده این است که سیاستهای تامین انرژی ترکیه در سالهای اخیر بسیار پررنگ بوده و در حال حاضر هم با توجه به جایگاهی که در سوریه پیدا کرده تلاش میکند که در حیطه تامین انرژی هم در سوریه نقش پررنگی را بازی کند و قلمرو کریدوری و ترانزیتی خودش رو در بحث هاب انرژی در سوریه تقویت کند
فراتاب: پروژه «جهان تُرک» را بیشتر فرهنگی میدانید یا ابزاری برای گسترش نفوذ سیاسی و امنیتی؟پروژه «جهان ترک» تا چه حد ماهیت فرهنگی دارد و تا چه حد ابعاد سیاسی و امنیتی؟
در خصوص پروژه کشورهای جهان ترک که به اون اشاره کردین، این بحث در حوزه ائتلاف و اتحادسازی میگنجد. ترکیه در تلاش است بر اساس عنصر هویتی به ائتلاف و اتحادهای مبتنی بر جهان ترک دست بزند که ماهیتی فرهنگی دارد اما با اهداف سیاسی هم همراه است. زیرا بحث اتحاد و ائتلاف یکی از عناصر مهم در بحث افزایش قدرت کشورها است هم به لحاظ ارتقاء جایگاه کشورها در منطقه و هم ارتقاء کنشگری آنها در عرصه ی فرامنطقهای . پس این میتواندهم بعد فرهنگی داشته باشد و هم بعد سیاسی
فراتاب: به نظر شما، آیا ترکیه در ده سال آینده نقشی در نظم منطقهای ایفا خواهد کرد؟
در خصوص آینده نقش ترکیه در منطقه میتونیم به این بحث مهم در تئوری حوزه امنیت اشاره کنیم که در مکتب کپنهاگ در جهان امروز الگوی حاکم امنیت منطقهای است که هم پیوستگی دارد و هم ابعاد مختلفی را در بر میگیرد. که مشخصا در مورد ترکیه هم این الگو میتواند صادق باشد زیرا در معماری امنیتی منطقه ترکیه یک کشور تاثیرگذار است و در آینده هم میتواند این نقش را در کنار دیگر بازیگران منطقهای ایفا بکند و همچنین نوع نگاه و یا روشهای ایجاد امنیت میتواند پیامدهای مرتبط به خودش رو داشته باشه. یعنی اگر از طریق نهادسازی و یا قدرت نرم این در منطقه اتفاق بیفته ما بیشتر شاهد توسعه و همکاری بین بازیگران منطقهای خواهیم بود . هرچند اگر الگوی نهادسازی با مشارکت همه بازیگران ــ یعنی بدون نگاه انحصاری ــ شکل بگیرد و در نتیجه قدرت نرم یا هنجارسازی مشترک در منطقه به وجود بیاید، امنیت منطقهای همانطور که اشاره کردیم میتواند شکوفاتر شده و به سمت توسعهیافتگی حرکت کند اما هرچه از این مدل مشارکتی دور شویم و به سمت استفاده از زور یا یکجانبهگرایی برویم، این روند خود بهنوعی موجب بازتولید ناامنی در منطقه خواهد شد.
گفتوگو از شبنم الماسی، پژوهشگر حوزه مسائل ترکیه و از اعضای مدرسه روزنامهنگاری فراتاب
بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است.
