من که عمیقا عاشق ترکیه ام برای این بوم زیبا اشک می ریزم این کشور که از حیث غنا و تکثر عناصر تمدنی با ایتالیا و فلسطین قابل مقایسه است، احتمالا وارد عصر تاریکی شده است
بعد از تحولات بهار عربی، شاهد ورود تهران و ریاض به فرآیندهای معطوف به رقابت و تنش آشکار هستیم. این وضعیت با روی کارآمدن نخبگان جدید سعودی و ماجرای حمله به سفارت عربستان در تهران و قطع روابط سیاسی- اقتصادی دو کشور وارد عرصه جدیدی شده که کنترل متغیرهای این
آنچه امروز در مورد خاورمیانه کُردی متفاوت است مواجه شدن با واقعیتی است که در آن کشورهای منطقه ای و قدرت های بین المللی دیگر نمی توانند (کارت کردها) را علیه یکدیگر به مانند گذشته به کار گیرند.
مطلع بودن مقامات روسیه از قصد ایالات متحده برای انجام چنین حمله ای، و عدم واکنش ارتش روسیه برای دفاع از اهداف مورد حمله، خود می تواند نشانه ای از عدم تمایل طرفین به کشانده شدن درگیری به ابعاد بزرگتر باشد
یقینا این حملات موجب تضعیف دولت اسد و کاستن اعتماد به نفس آن در فرایند صلح خواهد شد. امری که غربیها را گامی به هدف نهاییشان یعنی حفظ شاکله های رژیم با حذف اسد و سهیم کردن میانه روها نزدیک خواهد نمود.
بدون شک اعلام برافراشته شدن رسمی پرچم کردستان در استان کرکوک از جانب شورای استانی آن، با واکنش هایی از جانب اقلیت های ترکمان و عرب کرکوک و همچنین دولت مرکزی عراق مواجه خواهد شد در این میان هرکدام از دولت های بغداد و منطقه ای کردستان خود را آماده ی پیامدها
یکی از ماندگار ترین دیالوگ های تاریخ سینما جمله ی مشهوری است که در فیلم آیوانهو، آیوانهو در پاسخ به سوال آیزاک که از وی می پرسد چه خبر از سرزمین های مقدس؟ جواب می دهد که جنگ تمام شده است و حقیقت یک بار دیگر چهره ی خود را نمایان کرده است
کودتای 15 ژوئیه آغاز دوره ای جدید در سیاست داخلی و خارجی ترکیه است. ترکیه از یک طرف به باز سازی سازمان ها و ارگان های حیاتی نظام که در طول چهل سال مورد هدف عوامل نفوذی گولن قرار گرفته بود، خواهد پرداخت و از طرف دیگر
در سال های اخیر سوالی اساسی همواره ذهن ناظران امور ترکیه را به خود مشغول داشته است؛ عوامل حفظ و گسترشِ تقریبا مستمر قدرت رجب طیب اردوغان در سپهر سیاسی ترکیه چه بوده است؟ پس از اعتراضات پارک گزی در سال 2013 بتدریج اصلاحات دموکراتیک حزب عدالت و توسعه کمرنگ
در یک نگاه کلی می توان قائل به وجود دو منازعه اصلی و قابل تامل در فلسفه سیاسی معاصر بود. منازعه اول منازعه ای بین پارادایمی میان پارادایم مُدرن و پارادایم انتقادی معاصر و منازعه دوم میان جماعت گرایان و لیبرال ها است..
تغییر باید از زندگی خود زنان آغاز شود آغازی که با مشارکت و حضور فعالانه آنان در همه عرصه های موجود جامعه انسانی به جنبشی منسجم و سازمان یافته توسط خود زنان بینجامد.