
فراتاب: سواره شاعری بود که واژهها را به رقص در میآورد و روحِ تازهای به شعر کُردی بخشید. در هر سطر از اشعارش، دنیای نو و ناشناخته شکوفا میشد، همانند نسیم بهاری که به ناگاه سرزمین خشکِ خیال را زنده میکرد. شعرهایش چون نغمههایی بود که از دلِ کوهستان برمیخاست و از شجاعت جوانی و شورِ زندگی لبریز بود. اما زندگیاش کوتاهتر از آن بود که بتواند تمام آرزوهایش را به شعر تبدیل کند.
زندگی نامە پدر شعر نو کُردی
«سواره ایلخانیزاده» متخلص بە «سوارە» در سال ۱۳۱۶ در روستای ترجان، از توابع فعلی شهرستان سقز به دنیا آمد. سواره مدرک دیپلم خود را در شهر تبریز گرفت و برای تکمیل تحصیلات خود، در رشته حقوق قضایی به تهران عزیمت کرد. در سال ١٣٤٧ موفق به اتمام تحصیلات خود شد. سواره ایلخانیزاده در فعالیتهای سیاسی و فرهنگی حضور پررنگی داشت و ضمن سرودن شعرهای ملی گرایانە به فعالیتهای سیاسی هم میپرداخت. همین کارها باعث شد تا در سال ١٣٤٣ به مدت ۶ ماه در زندان قزل قلعە تهران زندانی شود.
فعالیت های ادبی شاعری جاودانە
سواره ایلخانی زاده در سال ١٣٤٦ در قسمت کُردی رادیو تهران مشغول به فعالیت شد و در زنجیره برنامههای ادبی-اجتماعی ضمن نقدهای ادبی، داستانهای کوتاهی را نیز ارائه میکرد. بە دلیل نوآوری در شعر و استفادە از واژگان ناب، سواره ایلخانیزاده بە عنوان پدر شعر نوی کُردی در کردستان ایران شناخته میشود و از او به عنوان شاعری نوگرا یاد میشود، اما در قالب شعر کلاسیک نیز آثاری نابی از این شاعر توانمند به جا مانده است که «پیرەهەڵۆ»، یکی از آنها است. شایان ذکر است بە دلیل تسلط سوارە بە زبان فارسی، شعرهای زیادی هم بە همین زبان سرودە است. از آثار این شاعر توانمند، می توان بە "خەوەبەردینە"، "زەمزەمە"، "زوڵاڵ" و "شەنگەسوار" اشارە کرد.
نمونه شعر کُردی
یکی از اشعار بسیار معروف سواره «پیره ههڵۆ» نام دارد، البته در کنار این شعر، شعر «شار» نیز شهرت فراوانی دارد. «پیره ههلو» از یکی از اشعار الکساندر پوشکین شاعر و نویسنده روسی سبک رومانتیسیسم الهام گرفته شده که سواره آن را بازسرایی کردهاست. دو بیت پایانی شعر «پیره ههڵۆ» اینچنین است:
ژینی کورت و به ههڵۆیی مردن
نهک پهنا بۆ قهلی ڕوو ڕهش بردن
لای ههڵۆی بهرزهفڕی بهرزهمژی
چۆن بژی شەرتە نهوهک چهنده بژی
خاموشی در اوج
سوارە در سال ۱۳۵۴ در حالی که کمتر از ۳۸ سال سن داشت بر اثر حادثه تصادف در تهران درگذشت. پس از فوت، پیکر سواره ایلخانیزاده را به روستای حمامیان بوکان برده و در آرامستان خاندان او، در همان روستا دفن کردند.
سوارە از دید شیرکو بیکس
«شیرکو بیکس» شاعر معروف کُرد در گفتگوی خود با مجلە سروە که در شماره ۶۸ این مجله منتشر شد، در خصوص سواره میگوید؛ سواره ایلخانیزاده در شعر نو کُردی در ایران راهی تازه را در پیش گرفت به نظر من مهمترین ویژگی شعر سواره در این است که بازگوکننده و مقلد سبک و سخنان دیگران نبود، سایه این و آن نبود بلکه او تنها خودش بود و سبک خاص خودش.
چه میشد اگر مرگ نابهنگام به این شاعر توانمند مجال میداد؟
اگر مرگ فرصت زندگی را از این شاعر نوآور نمیگرفت، شاید امروز شعر کُردی مسیری متفاوت و پرتنوعتر را میپیمود. او با ذهنی خلاق و شور جوانی و اندیشەای تازە، قادر بود جریانی نو در دنیای ادبیات کُردی ایجاد کند؛ جریانی که میتوانست نه تنها مرزهای زبان و ادبیات کُردی، بلکه مرزهای جهانی را درنوردد. فقدانش نه تنها در عرصه شعر کُردی، بلکه در دنیای ادبیات، یک خلأ عمیق به جا گذاشت. او که هنوز در آغاز راه بود، تنها با نگاهی تیز و قلبی پر از ایدههای نو، توانست دنیای تازهای از احساسات و اندیشهها را به همگان عرضه کند. مرگش، همچنان که اشعارش را جاودانه کرد، شاید مانعی بود برای رسیدن به اوجهای بالاتر، اما اثری که از خود به جای گذاشت، همچنان راهنمای نسلهای بعدی خواهد بود.

نویسنده: کژال حمیدی از اعضای کلاس روزنامهنگاری و نویسندگی فراتاب – دوره 15.
بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است.
