مساله کُردها در ترکیه و بازگشت به سنت نظامی‌گری | فراتاب
کد خبر: 1559
تاریخ انتشار: 19 اردیبهشت 1395 - 10:48
آرام ولد بیگی
از زمان تاسیس جمهوری ترکیه، به عنوان یک سنت، همواره برای حل مسئله کرد در این کشور، از فرمول ساده "واکنش نظامی" استفاده شده است.

فراتاب ـ آرام ولد بیگی ـ سرویس بین الملل: از زمان تاسیس جمهوری ترکیه، به عنوان یک سنت، همواره برای حل مسئله کرد در این کشور، از فرمول ساده "واکنش نظامی" استفاده شده است. در تمام این ادوار کردها در برابر ستم ملی دولت­های انکارا قیام‌های بزرگی را سازمان داده ­اند و در مقابل، آنکارا با تجهیزات نظامی و به طور کلی امکانات نظامی دولت‌های مدرن به سرکوب قیام کردها پرداخته است. این رویکرد را می‌توان، به عنوان مدل رفتاری دولت ترکیه و عقلانیت حاکم بر آن در طول چند دهه گذشته در مقابل کردها تعریف نمود. آنکارا بدون در نظر گرفتن "ریشه های جامعه شناختی و هویتی" مسئله کرد در جغرافیای سیاسی این کشور، صورت مسئله را با حملات نظامی سنگین پاک کرده، به همین دلیل در تمام این دوره هاعلیرغم هزینه­ های سرسام آور مادی و معنوی، دولت­های ترکیه به واسطه ضعف عقلانیت حاکم بر آن همچنان از حل مسئله کرد ناتوان بوده اند.

در اویل هزاره نوین، وقتی اسلامگراها به رهبری مردی رادیکال و کاریزماتیک روی کار آمدند، امیدها برای حل مسئله کرد در این کشور بیشتر شد؛ خصوصاً زمانی که اردوغان در سال 2005 در پایتخت غیر رسمی کردهای ترکیه یعنی دیاربکر، به طور رسمی به مسئله کرد در این کشور و لزوم حل آن اذعان نمود.

در اویل هزاره نوین، وقتی اسلامگراها به رهبری مردی رادیکال و کاریزماتیک روی کار آمدند، امیدها برای حل مسئله کرد در این کشور بیشتر شد؛ خصوصاً زمانی که اردوغان در سال 2005 در پایتخت غیر رسمی کردهای ترکیه یعنی دیاربکر، به طور رسمی به مسئله کرد در این کشور و لزوم حل آن اذعان نمود. ظواهر امر در آن مقطع و سپس شروع مذاکرات رسمی و غیر رسمی- از اسلو تا امرالی- کارشناسان را به این نتیجه رساند که دولتمردان آنکارا دیگر با عقلانیتی نوین و از منظری دیگر با این بحران قدیمی و لاینحل برخورد می­کنند. عقلانیتی که از ورای حل نظامی به ریشه­ ها و مبانی جامعه شناختی این معزل می ­پردازد و در پایان مدلی نوین برای مسئله کردها ارائه خواهد داد.

اما شروع بهار عربی، تغییر سیاست و استراتژی ترکیه از هژمونی اقتصادی و فرهنگی به دخالت نظامی و حضور ایدئولوژیکی، میل حزب عدالت و توسعه برای قبضه قدرت به سان دوستان سکولار سابقشان در ترکیه قدیم و ده ها دلیل دیگر روز به روز امیدها را برای تغییر عینک و عقلانیت آنکارا، در مورد حل مسئله کردهای این کشور، به سراب تبدیل کرد. پس از چندین سال مذاکراه، دولت های وابسته به حزب عدالت و توسعه به ساده سازی مسئله کُرد و تقلیل آن به چند نفر جنگجو در کوه­ها و نابودسازی آنان و در پایان همان راه حل سابق و سنت قدیم روی آورند. آنها همان راهی را که رهبران سابق آنکارا طی کرده بودند، بعد از یک دهه دوباره در پیش گرفتند. آنکارا بعد از چند سال به مهمترین کارت بازی خود در رابطه با کردها رجوع کرد. دولتمردان نوین آنکارا نیز نشان دادند از مرحله فوبیای کوچک شدن ترکیه که از یک قرن پیش حکام این کشور را در خود فرو بلعیده است گذار نکرده­اند. همان فوبیا و ترسی که مانع هرگونه راه حل بنیادین برای این مسئله در ترکیه شده است.

 

نکته جالب توجه ماجرا، سیاست­های کردها در طول چند سال گذشته بود، کردها در سراسر تاریخ جمهوری ترکیه هیچ گاه مجالی برای حضور و ابراز وجود نداشته ­اند و همواره هویت آنها انکار شده است ولی بعد از روی کار آمدن دولت­های وابسته به حزب عدالت و توسعه این مسیر تاریخی دچار انقطاع گشت. در طول سال­های 2009 تا 2015 یعنی زمانی که پ.ک.ک و دولت ترکیه وارد مذاکرات مستقیم و غیرمستقیم شدند و بهترین مجال برای بروز خواسته­ های کردها در میز مذاکره با دولتمردان آنکارا فراهم شد ناگهان نگاه احزاب و اشخاص وابسته به کردها در مذاکرات دچار چرخشی دراماتیک شد، آنها دستور کار و برنامه خود را از دستورکار کردی برای حل مسئله کرد به دستور کاری ترکیه ای-سراسری و خارج از خواست کردها تبدیل کردند و در طول شش سال مذاکرات رسمی با دولت ترکیه خواسته ­های جامعه کرد را به طور رسمی و در قالب برنامه ای جامع که حدود خواسته ­های آنها را مشخص کند، با دولتمردان این کشور مورد مذاکره قرار ندادند. همچنین، نیروی وابسته به کردها بعد از شروع بهار عربی و ضعف بیشتر ترکیه و حزب اردوغان، به جای تشدید مذاکرات با آنکارا و امتیازگیری بیشتر از آنها، خود را در قالب بازیگری ترکیه ای که خواستار پایان دیکتاتوری اردوغان است، تعریف نمودند.

 

در این میان نیز معلوم نبود برنامه و دستور کار کردی بعد از سالها به حاشیه ­رانی، زمانی که برای اولین به مجاری رسمی سیاست و قانون در ترکیه راه یافته بود چرا توسط خود کردها فراموش شد؟ چرا آنها از بیان خواسته های کردها به طور رسمی در مذاکرات امتناع کردند؟ و در عوض آنها به مهمترین مخالف حزبی تبدیل شدند که برای اولین بار جرات به کار بردن واژه کردستان را به خود داده بودند. کردها خود در پایان، به جاده صاف کن دولت آنکارا برای بازگشت به سنت نظامی تبدیل شدند امری که آنکارا حداقل بعد از شروع بهار عربی رویای و سودای آن را در سر داشت اما منتظر فاول و اشتباهات هرچه بیشتر کردها برای شروع سنت قدیم بود.

ترکیه بعد از یک دهه، به مسیر سابق خود در برخورد با کردها بازگشت و ناامنی، دوباره شرق و جنوب شرق این کشور را در بر گرفته است. آنکار به وضوح این پیام را به کردها داد که همچنان اسیر عقلانیت کهن حاکم بر بر سیاست سنتی کشور است و توان گذار از آن را ندارد اما در این میان سیاست غیر پراگماتیستی نیروهای کرد و نداشتن برنامه­ای روشن برای آینده، آنان در این کشور نیز در شروع دوباره سنت قدیم سهم بسزایی را به خود اختصاص دادند. حداقل نیروهای کرد و دولت ترکیه بعد از چند سال مذاکره در یک مورد به توافقی غیر مکتوب دست یافتند و آن نیز حل مسئله کرد از طریق آتش و خون بود.

 

آرام ولدبیگی (پژوهشگر مسائل خاورمیانه)

نظرات
آخرین اخبار