
فراتاب: اول ماه مه، شناخته شدهترین نماد همبستگی کارگران در جهان است؛ اما پشت این روز، بیش از یک قرن مبارزه برای کاهش ساعات کار، دستمزد عادلانه، امنیت شغلی و حق تشکل قرار دارد. داستان روز جهانی کارگر از خیابانهای شیکاگو آغاز شد، در پاریس به یک مناسبت بینالمللی تبدیل شد و سپس به ایران و استانها و شهرهای مختلفش از جمله کردستان رسید.
شیکاگو؛ هشت ساعت کار، آغاز یک مبارزه
برای فهم تاریخ اول ماه مه باید به دهه ۱۸۸۰ در آمریکا بازگشت؛ دورهای که صنعتیشدن با سرعت زیادی در حال گسترش بود و هزاران کارگر در کارخانهها و کارگاهها، گاه ۱۰ تا ۱۲ ساعت در روز یا بیشتر کار میکردند. در چنین شرایطی، کاهش ساعات کار به یکی از اصلیترین مطالبات جنبش کارگری تبدیل شد. شعار «هشت ساعت کار، هشت ساعت استراحت و هشت ساعت برای زندگی» در میان کارگران گسترش یافت. در اول ماه مه ۱۸۸۶، صدها هزار کارگر در شهرهای مختلف آمریکا دست به اعتصاب زدند و خواستار هشتساعت کار روزانه شدند. شیکاگو یکی از مهمترین مراکز این اعتراضها بود.
در سوم ماه مه، در جریان تجمع کارگران مقابل کارخانه مککورمیک، پلیس به سوی معترضان تیراندازی کرد و چند کارگر کشته و زخمی شدند. سپس روز چهارم ماه مه، تجمعی در میدان هایمارکت شیکاگو برگزار شد. هنگامی که پلیس برای متفرق کردن تجمع وارد شد، بمبی به سوی نیروهای پلیس پرتاب شد و پس از آن تیراندازی رخ داد. چند نیروی پلیس و چند شهروند کشته شدند. هشت فعال آنارشیست در ارتباط با این حادثه بازداشت و محاکمه شدند. چهار نفر از آنان، آلبرت پارسونز، آگوست اسپایس، آدولف فیشر و جورج انگل، در سال ۱۸۸۷ اعدام شدند. بعدها این افراد در ادبیات جنبش کارگری به «شهدای هایمارکت» معروف شدند. اما حادثه هایمارکت از یک درگیری محلی فراتر رفت و خبر محاکمه و اعدام فعالان کارگری در کشورهای مختلف بازتاب یافت. به تدریج، اول ماه مه به نمادی از مبارزه و همبستگی کارگران تبدیل شد.
پاریس؛ تولد یک روز جهانی
سه سال پس از هایمارکت، در سال ۱۸۸۹، نمایندگان جنبشهای کارگری و سوسیالیستی در پاریس گرد هم آمدند و اول ماه مه را به عنوان روزکارگر به رسمیت شناختند. نخستین مراسم هماهنگ اول ماه مه در سال ۱۸۹۰ برگزار شد و بعدا کشورهای مختلف را فرا گرفت. مطالبات کارگران نیز در طول قرن بیستم گستردهتر شد. اگر در شیکاگو مسئله اصلی هشت ساعت کار بود، بعدها دستمزد عادلانه، بیمه، بازنشستگی، ایمنی محیط کار، امنیت شغلی، حق تشکل و مذاکره جمعی نیز به مطالبات اصلی جنبش کارگری اضافه شد.
در سال ۱۹۱۹، با تأسیس سازمان بینالمللی کار، هشت ساعت کار روزانه و ۴۸ ساعت کار هفتگی در نخستین کنوانسیون این سازمان به عنوان یک استاندارد بینالمللی مطرح شد.
ایران؛ ورود اول ماه مه به تاریخ کارگری
روز جهانی کارگر در سالهای آغازین قرن بیستم و همزمان با شکلگیری تدریجی جنبش کارگری و تشکلهای صنفی وارد ایران شد. کارگران چاپخانهها از نخستین گروههایی بودند که در سازمانیابی کارگران نقش مهمی داشتند. با گسترش صنایع، کارگران بخشهای دیگر نیز به تدریج وارد فعالیتهای صنفی شدند. نخستین مراسم روز کارگر در ایران به سالهای۱۳۰۰ و ۱۳۰۱ در تهران بر میگردد. در آن مراسمها، کارگران علاوه بر مسائل اقتصادی، درباره روابط کارگر و کارفرما، تشکلیابی و حمایت از زحمتکشان سخن میگفتند.
در دهه ۱۳۲۰ و با بازتر شدن فضای سیاسی، فعالیت تشکلهای کارگری افزایش یافت؛ اما پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، محدودیت بر فعالیتهای صنفی افزایش پیدا کرد.
پس از انقلاب ۱۳۵۷، روز کارگر بار دیگر به یکی از مناسبتهای مهم اجتماعی تبدیل شد و در سالهای نخست، مراسمهای گستردهای برگزار شد. در دهههای بعد برگزاری مستقل مراسمهای کارگری در بسیاری از موارد محدود شد.
امروزه ۱۱ اردیبهشت، برابر با اول ماه مه، بر اساس ماده ۶۳ قانون کار، تعطیل رسمی کارگران است.
در دهههای اخیر مطالبات کارگران ایران همچنان ادامه داشته است؛ از دستمزد تا قراردادهای موقت، بیمه، بازنشستگی، امنیت شغلی و ایمنی محیط کار.
کردستان؛ روز کارگر در یک جغرافیای متفاوت
اقتصاد استان کردستان در مقایسه با برخی مناطق صنعتی ایران، کمتر بر کارخانههای بزرگ متمرکز است و بخش قابل توجهی از نیروی کار در ساختمان، خدمات، نانوایی، کشاورزی، مشاغل فصلی، حملونقل و فعالیتهای غیررسمی مشغولاند. در نتیجه، مسئله کار در این منطقه تنها به ساعات کار محدود نمیشود؛ بیکاری، دستمزد پایین، نبود بیمه، قراردادهای ناپایدار و امنیت شغلی نیز بخش مهمی از دغدغههای کارگران هستند.
سابقه گرامیداشت روز کارگر در کردستان به دهههای میانی قرن بیستم بازمیگردد. اولین پیام گرامیداشت روز کارگر در سال ۱۳۲۵ در روزنامه «کردستان» به چاپ رسیده است. روز کارگر در سال ۱۳۳۱ در باغ خلیل مچه، معروف به باغ خلیل مصطفی، در مهاباد برگزار شد و سال بعد نیز مراسمی در باغ میکائیل برگزار شد که با دخالت نیروهای دولتی پایان یافت و در جریان آن نوجوانی به نام حسن رمضانی کشته شد. این رویدادها نشان میدهد که روز کارگر در کردستان، از دهههای گذشته تنها یک مناسبت تقویمی نبوده و با فضای اجتماعی و سیاسی منطقه نیز پیوند داشته است.
سقز؛ یکی از کانونهای فعالیت کارگری
در دهههای اخیر، سقز به یکی از مهمترین شهرهای کردستان در زمینه فعالیتهای کارگری و برگزاری مراسم اول ماه مه تبدیل شده است. فعالیتهای کارگری در این شهر دستکم از دهه ۱۳۷۰ سابقه دارد. در سالهای بعد، تلاشهایی برای برگزاری مستقل مراسم روز کارگر شکل گرفت و فعالان کارگری بر طرح مطالبات صنفی در فضای عمومی تأکید کردند.
سال ۱۳۸۳ یکی از نقاط مهم این تاریخ است؛ زمانی که «کمیته برگزاری اول ماه مه» در سقز تشکیل شد و تلاش برای برگزاری مستقل مراسم با برخورد امنیتی و بازداشت شماری از فعالان کارگری همراه شد. در این دوره، مطالبات مطرحشده تنها به افزایش دستمزد محدود نبود و موضوعاتی مانند بیمه، امنیت شغلی، قراردادهای موقت، حق تشکل و وضعیت معیشتی کارگران را نیز دربر میگرفت.
سنندج؛ مطالبات کارگران در مرکز استان
سنندج نیز در سالهای مختلف شاهد فعالیتهای مرتبط با روز جهانی کارگر بوده است. در این شهر، فعالان کارگری درباره دستمزد، قراردادهای موقت، امنیت شغلی، بیمه و حق تشکل سخن گفتهاند. فعالیتهای کارگری در سنندج و سقز بخشی از تاریخ معاصر اول ماه مه در کردستان را تشکیل میدهد؛ تاریخی که در آن، مطالبات اقتصادی و صنفی در کنار مسئله امکان برگزاری مستقل مراسمهای کارگری قرار گرفته است.
از هشت ساعت کار تا امنیت شغلی
اگر تاریخ اول ماه مه را در سه سطح جهان، ایران و کردستان کنار هم قرار دهیم، مسیر تغییر مطالبات کارگران روشن میشود. در شیکاگو، کارگران برای هشت ساعت کار به خیابان آمدند. در ایرانِ اوایل قرن بیستم، کارگران درباره قانون کار، دستمزد و تشکل یابی سخن گفتند. در کردستان، علاوه بر این مطالبات، مسائلی مانند بیکاری، معیشت، قراردادهای موقت، بیمه، امنیت شغلی و حق تشکل برجسته است. این تغییر نشان میدهد که اول ماه مه متعلق به یک دوره تاریخی خاص نیست. هر نسل از کارگران، مسائل تازهای را به این روز اضافه کرده است.
تلاش ۱۴۰ ساله کارگران
بیش از یک قرن از روزی که کارگران شیکاگو برای هشت ساعت کار به خیابان آمدند گذشته است. در این فاصله، اول ماه مه از یک اعتراض کارگری در آمریکا به یک مناسبت جهانی تبدیل شد؛ سپس به ایران رسید و بخشی از تاریخ جنبش کارگری این کشور شد و در کردستان نیز با مطالبات صنفی و معیشتی پیوند خورد. تاریخ اول ماه مه در نهایت، تاریخ یک خواسته ساده است: اینکه کار بتواند زندگی شایستهای برای انسان فراهم کند؛ نه اینکه خود به مانعی برای زندگی تبدیل شود. به همین دلیل است که پس از گذشت بیش از یک قرن، صدای کارگران شیکاگو هنوز در خیابانهای جهان شنیده میشود.
نویسنده:سعدالله محمدی فعال حوزه مسائل کارگری و از اعضای مدرسه روزنامهنگاری فراتاب دوره هفدهم
بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است.
