کد خبر: 12957
تاریخ انتشار: 21 مرداد 1405 - 10:38
گزارشی در مورد سیر تاریخی ترومای جنسی، شکل‌گیری اختلال استرس پس از حادثه (PTSD) در راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی (DSM) و تحول نگاه روان‌پزشکی به خودکشی

 فراتاب: این گزارش به بررسی سیر تاریخی ترومای جنسی، شکل‌گیری اختلال استرس پس از حادثه (PTSD) در  راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی (DSM) و تحول نگاه روان‌پزشکی به خودکشی اختصاص پیدا کرده است.

از انکار تروما تا تولد یک مفهوم علمی (۱۸۹۶۱۹۸۰)

زیگموند فروید (۱۸۹۶) در مقاله‌ی سبب‌شناسی هیستری اعلام کرد بسیاری از علائم هیستری ریشه در تجربه‌ی واقعی آزار جنسی دارند؛ دیدگاهی که در روزگار انکار قربانیان، گامی مهم برای به‌رسمیت‌شناختن پیامدهای خشونت جنسی بود. اما فروید چند سال بعد این نظریه را کنار گذاشت و نظریه‌ی فانتزی و عقده‌ی ادیپ را جایگزین آن کرد؛ تغییری که روایت قربانیان را به قلمرو خیال برد و مطالعه‌ی علمی رابطه‌ی تروما و خودکشی را به تأخیر انداخت.

نزدیک به یک قرن بعد، دیانا راسل با یکی از نخستین مطالعات اپیدمیولوژیک گسترده نشان داد آزار جنسی بسیار شایع‌تر از تصور پیشین است؛ یافته‌ای که مسیر پژوهش درباره‌ی پیامدهای آن، از جمله PTSD، افسردگی و خودکشی را هموار ساخت.

از جنبش‌های اجتماعی تا شکل‌گیری PTSD در DSM (۱۹۷۰۲۰۱۳)

جودیت هرمن (۱۹۷۰) هنگام درمان دو زن که پس از اقدام به خودکشی بستری شده بودند، دریافت هر دو سابقه‌ی زنای با محارم داشته‌اند؛ یکی از نخستین شواهد بالینی درباره‌ی ارتباط تروما و خودکشی. هرمن بعدها تأکید کرد سکوت پیرامون خشونت جنسی خود بخشی از آسیب است و بدون شنیدن روایت قربانیان، فهم پیامدهای تروما ممکن نیست.

هم‌زمان، کهنه‌سربازان جنگ ویتنام و جنبش زنان خواستار به‌رسمیت‌شناختن رنج ناشی از تروما شدند و روان‌پزشکی را واداشتند تجربه‌های آسیب‌زا را نه ضعف فردی، بلکه رویدادهایی با پیامدهای پایدار بررسی کند.

در DSM-I (۱۹۵۲)، واکنش به استرس پاسخی موقت تلقی می‌شد و در DSM-II (۱۹۶۸)، همین تشخیص حذف شد. نقطه‌ی عطف در سال ۱۹۸۰ با انتشار DSM-III رقم خورد؛ زمانی که اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) نخستین‌بار به‌عنوان تشخیصی مستقل وارد نظام روان‌پزشکی شد و مطالعه‌ی علمی رابطه‌ی تروما، PTSD و خودکشی را امکان‌پذیر ساخت.

در DSM-III-R (۱۹۸۷)، پژوهش کرامر و گرین نشان داد بخش قابل‌توجهی از زنان قربانی تجاوز معیارهای PTSD را دارند. سرانجام در DSM-5 (۲۰۱۳)، PTSD از گروه اختلالات اضطرابی جدا و در فصل مستقلی با عنوان «اختلالات مرتبط با تروما و عوامل استرس‌زا» قرار گرفت؛ تغییری نشان‌دهنده‌ی درک عمیق‌تر از ماهیت پیچیده‌ی تروما.

از اثبات رابطه تا تبیین سازوکارها (دهه‌ی ۱۹۹۰ تا امروز)

از دهه‌ی ۱۹۹۰، پژوهش‌ها نشان دادند آزار جنسی دوران کودکی یکی از مهم‌ترین عوامل خطر افکار و اقدام به خودکشی است، حتی پس از کنترل افسردگی. همچنین روشن شد PTSD مهم‌ترین مسیر واسط میان تروما و خودکشی است و با افزایش شدت علائم آن، احتمال بروز افکار و رفتار خودکشی نیز افزایش می‌یابد.

در دهه‌ی ۲۰۱۰، پژوهشگران نشان دادند تنها شدت PTSD تعیین‌کننده نیست؛ شرم، احساس گناه، شدت و تکرار آزار، سن وقوع آسیب، همانندسازی با متجاوز و نبود حمایت اجتماعی نیز در افزایش خطر نقش دارند. این یافته‌ها نشان دادند خودکشی حاصل تعامل عوامل زیستی، روان‌شناختی و اجتماعی است، نه یک علت واحد.

هم‌زمان، نظریه‌های خودکشی نیز تکامل یافتند. امیل دورکیم نخستین چارچوب جامعه‌شناختی خودکشی را با تأکید بر پیوندهای اجتماعی ارائه کرد. توماس جوینر نشان داد احساس نداشتن تعلق، ادراک بار بودن برای دیگران و کسب توانایی اقدام، خطر خودکشی را افزایش می‌دهد. سپس روری اوکانر با مدل انگیزشی–ارادی توضیح داد خودکشی فرایندی تدریجی از احساس شکست و گرفتارشدگی است که در افراد دارای سابقه‌ی تروما، بیشتر از فکر به اقدام می‌رسد.

پژوهش‌های سال ۲۰۲۴ نشان دادند CPTSD، مستقل از PTSD کلاسیک، با خطر بالاتر خودکشی همراه است و شدت و تکرار تروما مسیرهای متفاوتی را در سلامت روان ایجاد می‌کند.

جمع‌بندی

مرور این مسیرِ بیش از یک قرن نشان می‌دهد تاریخ ترومای جنسی، شکل‌گیری PTSD و تحول نگاه به خودکشی، روندی به‌هم‌پیوسته را شکل می‌دهند؛ از تلاش اولیه‌ی فروید تا پژوهش‌های راسل، نقش هرمن، ورود PTSD به DSM و نظریه‌های دورکیم، جوینر و اوکانر.

امروز روشن شده است ترومای جنسی تنها خاطره‌ای دردناک نیست؛ تجربه‌ای است که می‌تواند سال‌ها احساس امنیت، هویت، روابط بین‌فردی و امید به آینده را تحت تأثیر قرار دهد. خودکشی نیز نه صرفاً نتیجه‌ی افسردگی یا ضعف فردی، بلکه پیامد برهم‌کنش عوامل زیستی، روان‌شناختی و اجتماعی است که ریشه در تجربه‌های آسیب‌زای درمان‌نشده دارد.

شاید مهم‌ترین دستاورد روان‌پزشکی معاصر، نه افزودن یک تشخیص تازه، بلکه تغییر پرسشی باشد که از انسان رنج‌دیده می‌پرسد: چه بر تو گذشته است؟ پرسشی که پایه‌ی رویکردهای نوین مبتنی بر تروما و یکی از مهم‌ترین مسیرهای پیشگیری از خودکشی است.

 

نویسنده: چیمن محمدی‌نسب از اعضای مدرسه روزنامه‌نگاری فراتاب – دوره هفدهم

بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است.

نظرات
آخرین اخبار