کد خبر: 7489
تاریخ انتشار: 13 اسفند 1396 - 03:46
در نشست تحلیلی نوعثمانیسم از قفقاز تا شامات مطرح شد:

 

فراتاب گروه بین الملل / محمد حسن گودرزی: نشست تحلیلی نوعثمانیسم از قفقاز تا شامات با موضوع بررسی سیاست های خارجی ترکیه به میزبانی موسسه ترجمه و تحقیق هور و گروه خبری فراتاب برگزار شد.

به گزارش فراتاب، مدیریت و اجرای این نشست بر عهده اردشیر پشنگ ،از پژوهشگران خاورمیانه و مدیر مسئول فراتاب، بود و کارشناسان این نشست جهانگیر کرمی استاد دانشگاه تهران و کارشناس مسائل روسیه و قفقاز، ایساک یونانسیان ،پژوهشگر مسائل قفقاز و ترکیه، آرام شاه نظریان از اعضای تحریریه روزنامه ارمنی آلیک و کارشناس مسائل قفقاز، احمد نقیب زاده استاد علوم سياسي دانشگاه تهران و صادق ملکی دیپلمات ارشد وزارت امور خارجه حضور داشتند و به بیان مواضع خود در رابطه با نوعثمانیسم از قفقاز تا شامات پرداختند شیوه اداره جلسه هم برخلاف نشست های معمول نه بصورت سخنرانی، بلکه بصورت مشارکت در سوالات و بحث ها بصورت منسجم بود که در نوع خود ابتکار جالبی به نظر رسید.

 

تاثیر تحولات داخلی بر نوعثمانیسم در سیاست خارجی ترکیه

در این نشست صادق ملکی دیپلمات ارشد وزارت امور خارجه، در پاسخ به این سوال پشنگ که تغییر و تحولات سیاست داخلی و نیز نخبگان حاکم در ترکیه چه تاثیری بر سیاست خارجی این کشور و بخصوص مبحث نوعثمانیسم گذاشته است، گفت: «جمهوری ترکیه از ویرانی ها عثمانی برخاست اما هیچگاه نتوانست خود را در طول هشت دهه گذشته از این میراث داری جدا شود. در ترکیه، برخلاف سایر کشورها که دارای گذشته باشکوه و امپراطوری بوده و به نوعی تنها حسی نوستالژیک به گذشته خود داشته اند و در نوعی ایستایی باقی ماندند، به دلیل فرهنگ خاصی که ورود ترک ها به دین اسلام و جایگاه انها را به عنوان یک عنصر نظامی در اسلام، باعث شده که آنها برای خود نقش پویایی را تعریف کنند.»

ملکی ادامه داد: «یکی از مشکلاتی که جمهوریت برای ترک ها به وجود آمد تلاش این حکومت برای تغییر ریشه های خود و روی آوردن به پان ترکیسم بود. وقتی راجع به نوعثمانیسم صحبت می کنیم برخلاف ایران که نگاهی باستانی دارد و نگاهی دور است، اما نگاه جمهوری ترکیه که وارث امپراطوری عثمانی است نگاه نزدیکی است.»

این دیپلمات ارشد وزارت امور خارجه گفت: «جمهوری ترکیه سه گفتمان را داشته است که هر چند گاهی یکی از آنها غالب یا با یکدیگر ترکیب می شوند. این گفتمان ها عبارتند از پان ترکیسم، عثمانی گرایی و سکولاریسم.»

وی افزود: «ترک ها به طور مشخص هویتی اسلامی داشته اند و نتوانسته اند از آن جدا شوند. چیزی که ترکیه امروز و حزب عدالت و توسعه به دنبال آن است، این است که ترکیه تاریخ دیروز خود را به جغرافیای امروز که زمانی دایره نفوذ عثمانی بوده است پیوند دهد.» ملکی در بخش دیگری از صحبت های خود با اشاره به 29 قیام که از سوی کُردها در طول حکومت ترکیه به وقوع پیوست و بحران هویتی که در این کشور وجود دارد گفت: «به دلیل اینکه جمهوری ترکیه تکیه بر هویت ترکی دارد و سایر هویت ها را نفی می کند این کشور به معضل امنیتی دچار می شود و بسیاری از سیاست های خارجی ترکیه را باید در همین بحران های هویتی تحلیل کرد.»

وی افزود: «حزب عدالت و توسعه نوعثمانی گری را پر رنگ می کند و ترکیه به دلیل اینکه محدودیت قدرت، توان عملیاتی کردن آن را ندارد و در عمل بحران هایی مانند عفرین را ایجاد کرده است.»

 

تاثیر داود اوغلو بر سیاست های ترکیه

ایساک یونانسیان، پژوهشگر مسائل قفقاز و ترکیه دیگر سخنران این مراسم بود. یونانسیان در مورد رجب طیب اردوغان رئیس جمهور و تاثیر وی بر سیاست خارجی این کشور به خصوص قبل و بعد از بهار عربی گفت: «معتقدم دولت های متوالی ترکیه هیچگاه نتوانسته اند خود را از میراث داری عثمانی خلاص کنند. طبیعتا اردوغان تا سال های 2001 و 2002 و آغاز به کار حزب عدالت و توسعه، پیرو سیاست های داوود اوغلو در دهه 2000 بود.»

این پژوهشگر مسائل قفقاز و ترکیه ادامه داد: «بعد از بهار عربی ترکیه به دو دلیل سیاست های خود را در مورد مسائل منطقه تغییر داد. اول اینکه ترکیه بعد از بهار عربی، به دلیل نقش مسائل دینی و خطری که این مورد برای این کشور داشت در مقابل آن موضع گرفت و با عربستان سعودی که موضع مشابهی را داشت متحد شد. دوم اینکه ترکیه نگران از دست دادن موقعیت خود در مقابل ایران و روسیه بود.»

 

بیماری خاورمیانه ای سیاست

احمد نقیب زاده استاد علوم سياسي دانشگاه تهران دیگر سخنران این مراسم در پاسخ به سوالی از پشنگ به سیاست های حزب عدالت و توسعه و تلاش های این حزب برای تبدیل کردن ترکیه به قدرت اول منطقه جواب داد و گفت: «در خاورمیانه نوعی بیماری سیاسی وجود دارد که در کشورهای مختلف نشان می دهد که برخی از کشورها فکر می کنند باید رهبری خاورمیانه را بر عهده بگیرند.»

نقیب زاده افزود: «در واقع کشورهای این منطقه به محض رسیدن به جایگاهی قابل قبول به سرعت به فکر ایده رهبری خاورمیانه می رسند. در همین راستا اردوغان نشان داده که در حال تبدیل شدن به سیاستمداری خطرناک مانند صدام حسین است.»

این استاد برجسته علوم سياسي دانشگاه تهران با اشاره به ناکامی تلاش های ترکیه برای حضور در اتحادیه اروپا گفت: «ساختارهای سیاسی و قضایی ترکیه برای ورود به این اتحادیه مناسب نبود و از سوی دیگر اتحادیه اروپا براساس کشورهای مسیحی بنا شده و کشوری مسلمان را به جمع خود نمی پذیرفت. ترکیه امید خود را از اروپا از دست داد و لذا نگاه خود را به سوی شرق و خاورمیانه متمرکز کرد. طبعا برای ورود به این عرصه تغییراتی ایدئولوژیک لازم بود و اسلام نیز همیشه دستمایه ای برای اتحادها و داعیه رهبری کردن در خاورمیانه بوده است.»

وی گفت: «این تغییر سیاست باعث شد که ترکیه به گروه هایی مانند اخوان المسلمین نزدیک شده و به روی قدرت گیری و ظرفیت آنها در خاورمیانه بخصوص پس از بهار عربی امید ببندد. این گرایش به شرق ترکیه را به جریان های اسلامگرای تندرو نزدیک کرد و این گروه ها از ترکیه به عنوان مسیری برای ورود به عراق و سوریه استفاده کردند.»

نقیب زاده ادامه داد: «این تغییر سیاست با تغییراتی در سیاست داخلی کشور نیز همراه شد و رفته رفته برخی آزادی ها به بهانه کودتا سلب شد. در واقع اردوغان روند دموکراسی را در این کشور مختل کرده و باید گفت که رهبرانی که حقوق بشر را در داخل سرکوب می کنند در خارج از کشور نیز رویه پرخاشگرایانه را دارند.»

 

شاخصه های نو عثمانیسم در قفقاز

در ادامه نشست جهانگیر کرمی استاد دانشگاه تهران و کارشناس مسائل روسیه و قفقاز به سوالی در مورد شاخصه های نو عثمانیسم در قفقاز پاسخ داد.

کرمی با اشاره به ریشه های تاریخی حضور عثمانی در قفقاز، گفت: «وقتی روسیه در قرون 18، 19، 20 رو به قدرت می رود و بعد از انقلاب اکتبر تبدیل به قدرت دوم جهان می شود شاهد فروپاشی و زوال امپراطوری عثمانی و به وجود آمدن کشور ترکیه هستیم. بعدها و در دهه 1990 فروپاشی شوروی باعث خوشحالی کشورهای مختلفی از جمله ترکیه شد. از آن زمان برنامه ریزی جدی را در مورد سیاست کلان اوراسیایی ترکیه در سه منطقه قفقاز شمالی و وولگای مرکزی، قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی در پیش گرفت.»

این استاد دانشگاه تهران ادامه داد: «در منطقه اوراسیایی شاهد نوساناتی در طول سه دهه گذشته بوده ایم. در مورد قفقاز شمالی ترکیه تلاش کرده که حساسیت روس ها را برانگیخته نکند. اما در منطقه قفقاز جنوبی وضعیت متفاوت است و اولویت ترکیه با نفوذ در این منطقه است.»

کارشناس مسائل روسیه و قفقاز گفت: «سیاست های ترکیه از 90 تا 95 برپایه پان ترکیسم بود که نتایج خوبی نداشت. بعد از 95 تا 2002 این سیاست تعدیل شد اما از 2005 در قفقاز نوعثمانی گری سیاست خارجی ترکیه بود.»

 

بحران قره باغ و نوعثمانیسم

آرام شاه نظریان از اعضای تحریریه روزنامه ارمنی آلیک و کارشناس مسائل قفقاز در پاسخ به سوالی در مورد بحران قره باغ و جایگاه نوعثمانیسم و نقش ترکیه در این زمینه گفت: «این بحران، بزرگترین معضل امنیتی منطقه قفقاز جنوبی است. در این بحران بازیگرهای منطقه ای و جهانی ایران، ترکیه و روسیه و آمریکا حضور دارند. این بحران ارتباط مستقیمی با سیاست خارجی ترکیه و امنیت ملی ارمنستان دارد. ترکیه نقش مستقیم و غیرمستقیم در این بحران دارد که به طور مستقیم از جمهوری آذربایجان حمایت می کند و شاهد پررنگ شدن پان ترکیسم در این منطقه هستیم.»

این کارشناس مسائل قفقاز گفت: «از نظر اقتصادی ترکیه تلاش دارد در این منطقه نفوذ کند که در این راستا ارمنستان را منزوی کند تا بتواند بحران قره باغ را به نفع جمهوری آذربایجان و ترکیه تمام کند.» وی افزود: به نظر من الان دولت ترکیه سیاست بسیار عجیبی را در قفقاز دنبال می کند از یک طرف حمایت از آذربایجان در دستور کار دارد و ایجاد کلونی های بحران در این منطقه را دنبال می کند. در حال حاضر ترکیه حضور پررنگی از نظر اقتصادی، سیاسی و نظامی دارد.»

 

سیاست های ترکیه در مقابل کُردها

نقیب زاده در پاسخ به سوالی در مورد واکنش دولت ترکیه در مقابل تحرکات کُردها در منطقه گفت: «اردوغان همواره با وعده به کُردها برخورد می کرد اما امیدوار بود که در درون همین نوعثمانی گرایی کُردها نیز محو شوند.» استاد علوم سياسي دانشگاه تهران با اشاره به موج های مختلف استقلال طلبی در جهان گفت: «در طول تاریخ شاهد سه موج استقلال طلبی بوده ایم. موج اول بعد از جنگ جهانی اول و در اروپای شرقی به وجود آمد که نتیجه آن به وجود آمدن کشورهایی مانند لهستان و رومانی بود. موج دوم بعد از فروپاشی شوروی رخ داد که کشورهایی که به صورت مصنوعی در دهه ها قبل به وجود آمده بودند مانند یوگسلاوی با فروپاشی رو به رو شدند. موج سوم نیز بعد از روند جهانی شدن به وجود آمد که گروه هایی از اقوام که در طول تاریخ در میان سایر ملت ها گم شده بودند سر در بیاورند که استقلال طلبی در اسکاتلند، کاتالان و کُردها را می توان از این نوع دانست و احتمالا در بیشتر کشورهای خاورمیانه ای دارای جمعیت کُرد شاهد چنین موجی از استقلال خواهی خواهیم بود.»

وی ادامه داد: «اما در این مورد باید ایران را مستثنی قرار داد. زیرا پیوند های تاریخی و فرهنگی در بین مردم ایران علیرغم برخی از اشتباهات دولت ها بسیار قوی است. اما این مسئله در مورد ترکیه صادق نیست و به دلیل تغییرات زیاد سیاست های ترکیه فاقد عمق است و نگرانی در مورد آینده ترکیه به وجود می آورد.»

 نقیب زاده با اشاره به اقدامات اردوغان در قبال کُردها در سوریه و عراق گفت: «من فکر می کنم که در صورت ادامه این روند استقلال کُردها یا حداقل خودمختاری آنها اجتناب ناپذیر است. ایران نیز نباید از این روند نگران باشد زیرا قدمت تاریخی ایران برخلاف کشورهای پیرامونی خود مانند عراق بسیار زیاد است.» وی ادامه داد: «عثمانی گری در ترکیه به دلیل گسست بین ترک ها و اعراب شکل عملیاتی و موثر به خود نخواهد گرفت.»

 ملکی نیز در مورد نقش ترکیه در حل مسئله کُردها گفت: «اگر قرار باشد پروژه تجزیه در خاورمیانه صورت بگیرد کاملاً پیداست این موضوع از استقلال طلبی کُردها و با حرکت های آنها شروع شود امری که منجر به وقوع تغییرات ژئوپلتیک جدی در منطقه خواهد شد و در هر چهار کشور دارای جمعیت کُرد محتمل خواهد بود اما با توجه به سیر حوادث و رویدادها معتقدم فعلا تشکیل دولت کُردی را تا آینده نزدیک نخواهیم دید اما در عین حال در سوریه، دیگر شاهد شکل سابق حکومت نخواهیم بود و محتملاً یک اقلیم جدید کُردی در شمال سوریه را به مانند شمال عراق شاهد خواهیم بود.»

 

موضع روسیه در مقابل کُردها

اردشیر پشنگ در بخشی دیگر از این پنل به مثلث روسیه، ترکیه و کُردها اشاره کرد و گفت به رغم اینکه روسیه طی ماههای اخیر مواضع دوستانه و همراه کننده ای با کُردها در عراق و سوریه گرفته بود، به ناگاه به کُردهای سوریه پشت کرد و دست ترکیه را برای حمله به عفرین باز گذاشت، وی سپس از دکتر کرمی خواست تحلیل خود را از چرایی رفتار روسیه در قبال کردها توضیح دهد. کرمی نیز در پاسخ گفت: «باید ابتدا به ساکن تاکید کنم که در سیاست خارجی روسیه ابتدا منطقه جمهوری های سابق شوروی، سپس اروپا و آمریکا، بعد شرق دور و نهایتاً خاورمیانه دارای اهمیت هستند پس خاورمیانه اولویت اول سیاست خارجی روسیه نیست. اما نگرانی از سرنگونی سوریه و قدرت گرفتن ترکیه در مناطق دریای سیاه، قدرت گرفتن جریانات اسلامگرایان افراطی و باز شدن مسیری برای ورود آنها به روسیه و تحریک مسلمانان این کشور باعث شد که روسیه وارد منطقه خاورمیانه شود.» این استاد دانشگاه تهران و کارشناس مسائل روسیه و قفقاز افزود: «در واقع باید گفت حضور روس ها در خاورمیانه برای اولین بار بعد از فروپاشی شوروی اتفاق افتاد ولی این حضور هزینه چندانی برای روس ها نداشت. به طور کلی باید گفت که ورود روسیه به سوریه به معنای  همکاری راهبردی با ایران نیست و کوتاه مدت است.»

وی افزود: «روسیه با کشورهای ترکیه، لبنان، اسرائیل و فلسطین روابط خوبی دارد و علاقه ای به حضور در صف بندی های خاورمیانه ندارد و موضع گیری آنها در رابطه با کردها تنها در حد یک نظر بود. اما به عنوان بازیگر منطقه ای به کردها توجه دارد اما تا زمانی که این توجه بر رابطه با ایران، سوریه و سایر کشورهای منطقه تاثیر نداشته باشد.»

 

بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است.

نظرات
آخرین اخبار