فراتاب – گروه فرهنگی / رامین صالحی: استاد عباس کیارستمی با دریافت ۳۲ دستاورد شخصی عنوان پر افتخارترین هنرمند ملی ایران را داراست. وی کار فیلمسازی خود را از سال ۱۳۴۹برای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با ساختن فیلمکوتاه دوازده دقیقهای «نان و کوچه» آغاز کرد.
از ویژگیهای اصلی فیلمهایش می توان به سادگی، فقدان قهرمان و روایت کلاسیک، استفاده از کودکان به عنوان نقش اول داستان، سبک مستندگونه، حذف کارگردان و شاعرانگی اشاره نمود.
مهمترین آثار بلند سینمایی او به شرح زیر است:
نخستین فیلم بلند ایشان «گزارش- ۱۳۵۶» بود. داستان این فیلم درباره یک ممیز مالیاتی است که متهم به دریافت رشوه شده است. با وجود موفقیت نسبی فیلم از نگاه منتقدان، استاد تا نزدیک به یک دهه بعد همچنان به ساختن فیلم کوتاه و مستند ادامه داد.
در سال ۱۳۵۸ فیلم «قضیه، شکل اول، شکل دوم» را ساخت؛ فیلم نیمه بلند و نیمه مستندی که بسیاری از چهرههای سیاسی و اجتماعی را روبهروی دوربین نشاند. از کیانوری و قطبزاده گرفته تا بهشتی و خلخالی. این فیلم سی سال اکران نشد اما در شهریور ۱۳۸۸ به صورت اینترنتی منتشر گردید.
سرانجام در مسیر تجربه های سینمایی استاد کیارستمی، «خانه دوست کجاست -۱۳۶۵» شهرت جهانی یافت و دروازه جشنواره های بینالمللی به روی ایران و کیارستمی باز شد.
جایزه گریفون برنزی و مدال طلای شهر از جشنواره فیلم جیفونی و همچنین نامزد پلنگ طلایی و برنده پلنگ برنزی، برنده جایزه کنفدراسیون بینالمللی هنر سینما و جایزه فیبرشی و جایزه فیلم منتخب انجمن منتقدان فیلم جشنواره فیلم لوکارنو با تمجیدهای گوناگون و فراوان ، تنها بخشی از قدردانی سینمای جهان نسبت به این پدیده بود.
فیلم «کلوزآپ- ۱۳۶۸» روایتگر یک داستان واقعی است. داستان کلوزآپ، مربوط به فردی عاشق سینما، به نام حسین سبزیان است به دلیل شباهت ظاهری با فیلمساز مشهور، محسن مخملباف وارد یک خانواده میشود و خود را به جای او معرفی میکند. در پایان فیلم مخملباف واقعی پیدا میشود و سبزیان در دادگاه میگوید به دلیل علاقه به سینما دست به این کار زده است. کلوزآپ جایزه ویژه منتقدان از جشنواره بینالمللی فیلم مونترال و چندین جشنواره معتبر دیگر را به خود اختصاص داد. سالها بعد نیز در سال ۱۳۹۱ توسط نشریه سایت اند ساوند در فهرست ۵۰ فیلم برتر تاریخ سینما قرار گرفت.
فیلم «زندگی و دیگر هیچ-۱۳۷۰» درباره یک پدر و پسر است که چند روز پس از زلزلهی ۱۳۶۹ رودبار، از تهران به این منطقه میروند تا از سلامتی دو پسر جوان که در زلزله بودهاند، با خبر شوند. آنها در جریان سفر به این منطقه با بازماندگان زلزله روبرو میشوند که چگونه در سختی به زندگی خود ادامه میدهند.
از دید کارشناسان و منتقدان، این فیلم با دو فیلم دیگر «خانه دوست کجاست -۱۳۶۵» و «زیر درختان زیتون-۱۳۷۳» تشکیل دهنده سهگانه زلزله و یا «کوکر» هستند. «کوکر» نام دهستانی در گیلان است که لوکیشن آن فیلمها است. چندین جایزه معتبر برای این سه فیلم به دست آمد.
«زیر درختان زیتون-۱۳۷۳» آخرین فیلم از سهگانه زلزله یا سهگانه کوکر بود. ماجرای آن درباره ورود یک گروه فیلمساز به روستایی زلزله زده در شمال است. این فیلم تحسین شد و سینمای ایران برای اولین بار نامزد دریافت نخل طلایی جشنواره کن شد.
همچنین برنده هوگو نقرهای جشنواره بینالمللی فیلم شیکاگو ، خوشه طلایی بهترین فیلم جشنواره بینالمللی فیلم وایادولید، جایزه منتقدان بهترین فیلم جشنواره بینالمللی فیلم سائوپائولو، رز طلایی نشست فیلم برگامو ، جایزه پرده نقرهای بهترین کارگردانی جشنواره بینالمللی فیلم سنگاپور و جایزه رز طلایی نشست فیلم برگامو گردید.
سال ۱۳۷۶شاهکاری به نام «طعم گیلاس» را ساخت و با این فیلم یکی از مهمترین جایزههای سینمایی جهان را به دست آورد؛ اولین و تنها نخل طلای سینمای ایران تا امروز.
این فیلم در آمریکا هم خوش درخشید و برنده جوایز بهترین فیلم خارجی زبان انجمن ملی منتقدان فیلم و انجمن منتقدان فیلم بوستون شد.
مجله تایم در سال ۲۰۰۹ «طعم گیلاس-۱۳۷۶» را بعنوان یکی از ۱۰ فیلم برتر تاریخ کن نامید. این فیلم درباره مرد تنهایی است که قصد خودکشی دارد و دنبال کسی میگردد تا روی قبر او خاک بریزد.
کیارستمی دوسال بعد در ۱۳۷۸ شاهکار موفق دیگری با عنوان «باد ما را خواهد برد» را در مناطق روستایی کردنشین به جلوی دوربین برد و نامزد دریافت جایزه شیر طلایی جشنواره فیلم ونیز گردید اما موفق به کسب شیر نقرهای شد و به عنوان یکی از صد اثر برتر سینمای جهان در دهه گذشته از نگاه برگزارکنندگان جشنواره بینالمللی فیلم تورنتو انتخاب شد.
برخی از صاحب نظران «باد ما را خواهد برد-۱۳۷۸» را بهترین اثر کیارستمی میدانند. داستان یک گروه مستندساز است که برای تصویربرداری از یک آئین سوگواری به یکی از روستاهای کرمانشاه میروند. اما اقامت آنها ناخواسته طولانی میشود زیرا پیرزنی که قرار است بمیرد نمیمیرد.
در سال ۱۳۸۱، کیارستمی فیلم «۱۰» را ساخت که نامزد دریافت جوایزی از جمله نخل طلایی جشنواره فیلم کن، جایزه کلوترودیس و جایزه بهترین فیلم جامعه بینالمللی سینه فیل گردید. کایه دو سینما نیز این فیلم را جزو ۱۰ فیلم برتر دهه اول قرن ۲۱ معرفی کرد. کل مدت فیلم درون یک خودری سواری میگذرد و راننده که زنی جوان و امروزی است در ده سکانس با ده شخص از جمله پسرش گفتگوهایی انجام میدهد.
فیلم «شیرین-۱۳۸۷» در یک سالن سینما میگذرد که در آن شاهد چهره ۱۱۳ بازیگر زن سینمای ایران، بدون هیچ سخنی هستیم، در حالی که صداهایی از روی پرده سینما با قرائت منظومه خسرو و شیرین نظامی گنجوی به گوش میرسد. این فیلم نامزد جایزه بهترین فیلم جشنوارههای ونیز، روتردام و توکیو شد.
کیارستمی برای ساختن فیلم موفق دیگرش «کپی برابر اصل-۱۳۸۹» به ایتالیا رفت و آنرا به زبانهای ایتالیایی، فرانسوی و انگلیسی ساخت. علاوه بر نامزدی نخل طلای جشنواره کن، برنده جایزه جوانان همان جشنواره و در آمریکا نیز برنده جایزه بهترین فیلم خارجی زبان انجمن منتقدان فیلم دالاسفورت وورث گردد. موضوع فیلم درباره رویارویی زنی فرانسوی با مردی انگلیسی است.
در نهایت آخرین اثر بلند سینمایی استاد «مثل یک عاشق-۱۳۹۱» که باز هم موفق و باز هم در خارج از ایران و این بار در ژاپن فیلمبرداری شد. کیارستمی برای مثل یک عاشق برای پنجمین بار نامزد نخل طلای جشنواره کن شد و نامزد جایزه بهترین فیلم جشنواره بینالمللی فیلم شیکاگو و برنده جایزه بهترین فیلم جوایز فیلم حرفهای ژاپن گردید. بابت همین فیلم در سال ۲۰۱۳ نشان افتخار دولت ژاپن و در سال ۲۰۱۴ نشان دکوراسیون علوم و هنر اتریش به ایشان اهدا شد.
استاد علاوه بر فیلمسازی در زمینه دیگر هنرها نیز فعال بود و تجربیات و جوایزی در عکاسی، شعر، نقاشی، چیدمان، و کارگردانی اپرا کسب کرد.
روزنامه گاردین در سال ۲۰۱۱ در گزارشی فهرست ۴۰ کارگردان بزرگ معاصر سینمای دنیا را منتشر کرد. عباس کیارستمی در مکان ششم این لیست و بالاتر از بسیاری از چهرههای نامدار سینما همچون دیوید کراننبرگ، دیوید فینچر، استیون سودربرگ، پدرو آلمودوار و گاس ون سنت قرار گرفت.