کد خبر: 4814
تاریخ انتشار: 13 آذر 1395 - 11:01
زهرا رمضانی
از یک سو رئیس جمهور مصر از امیر کویت که این روزها نقش میانجی میان مصر و عربستان را بازی می کند می خواهد پیام های او را به ملک سلمان بن عبدالعزیز پادشاه عربستان برساند و از او بخواهد از فشارهای غیرمعقولش بر مصر بکاهد و از سوی دیگر اصرار بر حضور در نشست سرا

فراتاب گروه بین الملل: این روزها جهان عرب در منطقه پر بحران خاورمیانه دستخوش تحولاتی شده است.جبهه بندی ها و صف آرایی نیروهای آن به گونه ای در حال تغییر و تحولات است که هرچند شاید بتوان بخشی از آن را ناشی از اثرات انتخاب رئیس جمهور جدید ایالات متحده دانست و آن را از عواقب انتخاب کسی که با عنوان جعبه سیاه از او یاد می شود برشمرد اما بیش از آن  ناشی از بازی پیچیده قدرت و توازن نیروهایی در منطقه است که در حال ارزیابی مجدد خود از بازی قدرت در منطقه اند. شاید گزاف نباشد که به نقل از یکی از مطبوعات امریکایی بگوییم اگر انتخاب دونالد ترامپ به عنوان رئیس جمهور منتخب آمریکا نشان دهنده بحران این کشور باشد، استقبال کم نظیر و بی سابقه برخی پایتخت‌های عربی از پیروزی وی، می‌تواند حاکی از بحران شدیدتری در جهان عرب باشد.بحرانی که نشان دهنده سرانی سردرگم در سیاست را دارد.

این روزها در منطقه از یک سو شاهد روند صعودی روابط مصر با سوریه و عراق هستیم و از سوی دیگر مواجه با شکاف بیش از پیش اش با عربستان.عربستانی که در حالی این روزها در حال دست و پنجه نرم کردن با رقیب تازه نفس خود مصر است که بیشتر ترجیح می دهد او را در جبهه عربی یکپارچه خود نگه دارد.

اما وقایع این گونه نشان می دهد که این رفتارها صرفا به نزاع های منطقه ای میان عربستان و مصر خلاصه نمی شود و به مرحله یارگیری های جدید رسیده است؛ شاید هیچ گاه تا به امروز خط و خط کشی های میان کشورهای عرب تا به این حد تا به امروز دچار بی ثباتی  نشده باشند. در همین رابطه است که روزنامه عربی رای الیوم از شکل گیری اردوگاه تازه ای متشکل از سوریه، الجزایر، ایران و عراق خبر می دهد که مصر در حال گام گذاشتن به آن است.

اما آیا جهان عرب می داند چه می کند؟

به نظر می رسد جهان عرب به همان میزان که در روابط با خود دچار تعارض شده است به همان میزان نیز در برآورد خود از تحولات بین المللی و تاثیرات آن بر منطقه دچار گژ اندیشی شده است.

زمانی که سیل پیغام های تبریک به سوی ترامپ در جریان بود،جریان های مطبوعاتی دنیا در شوک واکنش و اظهار نظرهای سران کشورهای عربی بودند. مصر در حالی اولین کشوری بود که به ترامپ پیروزی اش را تبریک گفت که خوشحالی بی شائبه سرائیل از این پیروزی بر کسی پوشیده نبود. اسرائیلی که با دلگرمی از همین پیروزی این روزها قانون دو بندی ادامه ساخت و ساز در شهرک های کرانه باختری را آغاز کرده است و پرونده ایجاد دو کشور را با خیالی آسوده از روی میز مذکرات برداشته است.و مصر در چنین فضایی است که  به رویکرد مذاکره و باز کردن باب گفت و گو با غزه و حماس می پردازد،حکم اعدام مورسی اخوان المسلمینی را در خصوص جاسوسی برای حماس تبرئه می کند و از سفر قریب الوقوع هیئت امنیتی و سیاسی این کشور به نوار غزه به منظور اطلاع از وضعیت این منطقه و انجام رایزنی‌های مهم با گروه‌های ملی فلسطین خبر می دهد.

اما صف بندی های جدید به همین جا ختم نمی شود. از یک سو رئیس جمهور مصر از امیر کویت که این روزها نقش میانجی میان مصر و عربستان را بازی می کند می خواهد پیام های او را به ملک سلمان بن عبدالعزیز پادشاه عربستان برساند و از او بخواهد از فشارهای غیرمعقولش بر مصر بکاهد و از سوی دیگر اصرار بر حضور در نشست سران کشورهای عربی- آفریقایی دارد. نشستی که  هشت کشور عربی عربستان، امارات، بحرین، قطر، اردن، یمن، سومالی و مغرب در اعتراض به حضور «پولیساریو» یعنی گروه اپوزیسیون دولت مغرب و در جهت همبستگی با این دولت، نشست مالابو را تحریم کردند.علی المملوک رئیس دستگاه امنیت ملی سوریه به قاهره می رود و سلمان بن عبدالعزیز پادشاه عربستان به گرمی از هایلی ماریام دیستالین نخست وزیر اتیوپی استقبال می کند.میزبانی از نخست وزیر اتیوپی،کشوری که با مصر بر سر سد النهضه اختلافات فراوان دارد.سدی که بزرگترین سرمایه گذاری اش متکی به اسرائیل است.

مشکل جهان عرب کجاست؟

در باب چگونگی پیدایش وضعیت سیاسی منطقه و نیروهای موثر در آن و ایفای نقش در حیات عمومی منطقه،توجه به مسئله ای حائز اهمیت است.گفته می شود که در کنار عوامل موثر در سیاست خارجی باید به مقوله مشروعیت یابی از طریق سیاست خارجی نیز توجه داشت.که به نظر می رسد تحلیل رفتار دستگاه سیاست خارجی سران عرب بیش از پیش از این زاویه قابل فهم است.دیگر نه از دوران طلایی سرکردگی مصر و عبدالناصر منجی جهان عرب خبری هست و نه از عربستان ثروتمند غرق در خوشی.هریک از کشورهای منطقه علاوه بر دغدغه حفظ قدرت و جایگاه خود در موازنه قدرت منطقه ای ،با مشکلی در داخل در حال دست و پنجه نرم کردن هستند با نام مشروعیت سیاسی در داخل.به همان میزان که عربستان این روزها با مشکلات اقتصادی و روند صعودی مشکلات روبه رو است که عبدالفتاح سیسی در داخل با مشکلات سیاسی،اجتماعی ،اقتصادی و البته جایگاه قانونی دولتش،که دولت برآمده از کودتا تلقی می شود. از سوی دیگر آنچه که بیش از گذشته خلا آن احساس می شود و تاثیر گذار است خلا وجود یک عامل هویت ساز برای جهان عرب است.این روزها تمام دغدغه دنیای عرب خلاصه شده است در رقابت برای حفظ قدرت بیشتر.اگر تا دیروز عاملی همچون مبارزه با اسرائیل و اصرار بر دفاع از حقوق بخشی از جهان عرب به عنوان عامل وحدت بخش جهان عرب مطرح بود امروز تمام این آرمان ها نیز از تفکر  عرب رخت بربسته است و تمام آن به تلاش برای کسب موقعیت برتر در قدرت خلاصه شده است.

سران عرب از یک سو نه دیگر گذشته ای را همراه با پیشفرض های آن با خود دارند که بتوانند با تکیه بر آن اقدام کنند،(مانند دوران ناصر و محبوبیت اش در مقایسه با اکنون عبدالفتاح سیسی) و نه قواعد جدید بازی سیاست در عرصه بین الملل را فراگرفته اند. آنچه که موتور محرکه اتخاذ سیاست هایشان شده است نگاه کوتاه مدت برای کسب پیروزی های بیشتر است.

به نظر می رسد جهان عرب این روزها باید بیش از آنکه زمان صرف دوستی ها و روابط دقیقه ای و سست خود می کند،می بایست به درون خود رجوع کند؛ بلکه بتواند از پس این انشقاق به همگرایی ای برسد که تمامی مطامع اش برطرف گردد.و البته شاید زمان آن هم رسیده باشد که جهان عرب می بایست ذهنیت خود از جهان دوقطبی دوران جنگ سرد را پاک کند،الگوی جدیدی را برای خویش تعریف کرده و توازن قوایش را در اردوگاه روسیه و ایالات متحده جست و جو نکند.در این صورت است که شاید ثبات به دستگاه دیپلماسی جهان عرب و البته خاورمیانه برگردد.

 

 

زهرا رمضانی کارشناس ارشد علوم سیاسی و عضو شورای نویسندگان فراتاب

بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است

نظرات
آخرین اخبار