
فراتاب: احمد و زهره پنجاهویک سال پیش با عشق ازدواج کردند. سالها بچهها را بزرگ کردند، خانه ساختند و برای روزهای پیریشان برنامه ریختند. اما حالا، احمد در خانه سالمندان روزهایش را میگذراند و زهره در خانه اجارهای حومه شهر زندگی میکند. میگوید: «وقتی طلاق گرفتیم، فهمیدم قانون سهمی برای زن سالخوردهای که یک عمر خانهداری کرده، ندارد.»
افزایش طلاق در میان سالمندان در ایران، پدیدهای تازه اما رو به گسترش است. از اختلافهای عاطفی تا فشارهای اقتصادی و تغییر ارزشهای اجتماعی، عوامل متعددی در این روند نقش دارند. پرسش اینجاست: چرا نظام حقوقی و حمایت اجتماعی کشور هنوز خود را با این تغییر وفق نداده است؟
روند رو به رشد طلاق در سالمندان
طبق آمارهای رسمی، سهم طلاق در میان زوجهای بالای ۶۰ سال در دهه اخیر رشد قابل توجهی داشته است. افزایش طول عمر، آگاهی بیشتر و کاهش تابوی جدایی، به سالمندان این جسارت را داده تا برای داشتن آرامش، پایان رابطه را انتخاب کنند. اما جامعه و سیاستگذاران هنوز این واقعیت را بهعنوان یک ضرورت اجتماعی نپذیرفتهاند.
ضعف قوانین خانواده
قانون مدنی و مقررات خانواده در ایران، نگاه ویژهای به وضعیت پس از طلاق برای سالمندان ندارد. در بسیاری موارد، زنان سالمند که شغل و درآمدی نداشتهاند، پس از جدایی بدون پشتوانه مالی میمانند. قوانین مهریه، نفقه و تقسیم اموال، پاسخگوی نیازهای خاص این گروه سنی نیست و اغلب آنان را در معرض فقر قرار میدهد.
پیامدهای روانی و اجتماعی
طلاق در سالمندی علاوه بر مشکلات اقتصادی، پیامدهای روانی و اجتماعی جدی بهدنبال دارد. احساس تنهایی، از دست دادن شبکههای اجتماعی، کاهش حمایت خانوادگی و حتی مشکلات جسمی ناشی از استرس، از مهمترین تبعات این جداییهاست. نبود مراکز مشاوره و حمایت روانی برای سالمندان طلاقگرفته، بحران را تشدید میکند.
نیاز به بازنگری قانونی و فرهنگی
برای مواجهه با این پدیده، بازنگری در قوانین خانواده و سیاستهای حمایتی ضروری است. ایجاد صندوقهای حمایت مالی، مسکن حمایتی و مراکز مشاوره ویژه سالمندان میتواند بخشی از این خلأ را جبران کند. از سوی دیگر، تغییر نگاه فرهنگی به طلاق سالمندی و پذیرش آن بهعنوان یک انتخاب شخصی، گامی مهم برای کاهش آسیبها خواهد بود.

گزارش از مریم حسینی فعال حوزه زنان و از اعضای مدرسه روزنامهنگاری فراتاب – دوره 16.
بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است.
