فراتاب: نان، وعدهی زندگی در دست مردم غزه است، اما در صفهای انتظار، هر لقمه با گلولهای خونین معامله میشود. اینجا دیگر نان فقط خوراک نیست، بلکه نماد تلخی است که زندگی را به مرگ پیوند میزند.
کودک خردسالی که خانوادهاش او را در آغوش به صف غذا آورده بودند، هنوز معنای واقعی گرسنگی را نمیدانست؛ دنیایش تنها در آغوش پدر و مادر خلاصه میشد. اما گلولهای که صف نان را درید، همان آغوش امن را به صحنه وداع بدل کرد. خانوادهای که برای زنده ماندن آمده بودند، حالا باید پیکر کوچکترین عضو خود را به خانه ببرند؛ مرگی که حتی نان هم دیگر معنایی برایش ندارد.
در نوار باریکی بهنام غزه، چیزی که امروز مردم را میکشد فقط گلوله نیست، بلکه گرسنگی است. مرگ دیگر تنها در میدان جنگ نیست، بلکه پشت دیوارهای کمکهای بشردوستانه کمین کرده است.
کشتار در صف نان
در هفتههای اخیر، دستکم ۲۷ فلسطینی در صف دریافت غذا توسط نیروهای اسرائیلی هدف گلوله قرار گرفتهاند. این حملات عمدتاً در نزدیکی مراکز توزیع وابسته به بنیاد بشردوستانه غزه (GHF)، یک سازمان غیرانتفاعی آمریکایی رخ دادهاند. طبق گزارش سازمان ملل، علاوه بر کشتهها، صدها نفر دیگر زخمی و دستکم شش نفر بر اثر سوءتغذیه جان باختهاند.
آمارهای مرگ خاموش
از مه ۲۰۲۵ تاکنون، بیش از ۱۴۰۰ نفر بهدلیل گرسنگی، بیماریهای ناشی از کمبود مواد غذایی و خشونت در صفهای کمکرسانی جان باختهاند. «لیزا دوار»، کارشناس بحرانهای انسانی در سازمان بهداشت جهانی میگوید: «ما شاهد مرگ تدریجی یک ملت هستیم؛ گرسنگی حالا یک سلاح جنگی است».
بازی با مرگ
در غزه، رسیدن به یک بسته آرد یا چند کنسرو ماهی به بازی با مرگ شبیه شده. برخی مردم روزها در صف میمانند، برخی با دست خالی و بدن زخمی بازمیگردند. و بعضی، دیگر هرگز بازنمیگردند. صدای شلیک گلوله، صدای اصلی صفهاست؛ نه صدای برخورد قاشق به ظرف غذا.
آیندهای بدون افق
در غیاب راهحلهای دیپلماتیک و ناتوانی ساختارهای بینالمللی، افقی برای پایان گرسنگی در غزه دیده نمیشود. دولتها سکوت اختیار کردهاند و نهادهای جهانی بیشتر ناظرند تا مداخلهگر. اما همانگونه که مادران غزه تن بیجان فرزندانشان را در آغوش میفشارند، وجدان جهانی باید انتخاب کند: تماشاگر بماند یا صدای این فاجعه شود.

گزارش از محمد برین از اعضای مدرسه روزنامهنگاری فراتاب – دوره 16.
بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است.
