
فراتاب: در گرمای طاقتفرسای تابستان ایران، خاموشیهای مکرر و گسترده نهتنها آسایش شهروندان را سلب کرده، بلکه فشار روانی و اقتصادی بیسابقهای بر دوش مردم نهاده است. اما آیا داستان فقط به کمبود برق و خشکسالی محدود میشود؟ یا ردپای سوءمدیریت، فساد و منافع پنهان در دل این خاموشیها پنهان شده است؟
یک بحران، چند لایه
بر اساس اعلام شرکت توانیر، علت اصلی خاموشیها «ناترازی تولید و مصرف برق» است. کاهش شدید سطح آب سدها و کاهش راندمان نیروگاههای برقآبی، در کنار فرسودگی زیرساختهای انتقال و تولید، بخشی از واقعیت ماجراست. اما واقعیتهای دیگری نیز در پشتپرده این خاموشیها نهفتهاند که کمتر دربارهشان صحبت میشود.
ایران سالهاست که از مشکل ساختاری در مدیریت انرژی رنج میبرد؛ هر زمان که بحرانی رخ میدهد، دولتها بهجای اصلاح ساختار، انگشت اتهام را بهسوی مردم نشانه میگیرند. سیاستگذاریهای عجولانه، نبود شفافیت، و غیبت کارشناسان مستقل در بدنه تصمیمسازی، فضایی ایجاد کرده که در آن، هر افزایشی در قیمت برق، بهجای بازدارندگی، شوک عمیقی به اقتصاد وارد میکند؛ اقتصادی که پیش از آن نیز درگیر تورم، بیکاری و رکود بوده است.
فرصتهای سوخته در جغرافیای سوخته
کشوری که در جنوب آن روزانه میلیونها مترمکعب گاز همراه نفت بدون استفاده سوزانده میشود، در مرکز آن هزاران کیلومتر مربع بیابان آفتابگیر بلااستفاده مانده، و در شمال آن بادهای فصلی مستمری میوزد، چرا باید دچار کمبود برق شود؟
بهسادگی میتوان گفت: عدم مدیریت، نبود برنامهریزی و اشتباهات ساختاری. در شرایطی که کشورهای همسایه ایران مانند عربستان سعودی و امارات با سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، بهسمت آیندهای پایدار حرکت میکنند، ایران همچنان درگیر تولید سنتی برق با راندمان پایین و تلفات بالا است.
بیتکوین: هم متهم، هم فرصت
یکی از نقاط عطف بررسی خاموشیها، دوران جنگ ۱۲ روزه اخیر است؛ دورهای که با وجود شرایط جنگی، هیچگونه خاموشی عمده در کشور رخ نداد. در همان زمان، اختلال گسترده اینترنت، محدود شدن دسترسی کاربران به شبکه جهانی و کاهش حدود ۱۰ درصدی هشریت جهانی بیتکوین، این گمانه را تقویت کرد که بخشی از برق کشور، به شکل غیررسمی صرف مزارع بیتکوین میشود.
مطالعات نشان میدهد ایران بهدلیل برخورداری از برق یارانهای، به یکی از مراکز جذاب برای استخراج رمزارز تبدیل شده است. استخراجی که بهدلیل نرخ پایین برق، سودهای بالای دلاری برای فعالان خود فراهم کرده؛ بدون مالیات، بدون بیمه، بدون نظارت.
براساس تخمینها، بازده سرمایهگذاری در این حوزه در ایران ماهیانه بین ۱۰ تا ۲۰ درصد است؛ رقمی که حتی در بازارهای جهانی سرمایهگذاری هم بهندرت دیده میشود. همین جذابیت باعث شده تا هزاران مزرعه غیرقانونی استخراج، بدون مجوز و خارج از کنترل، برق را از شبکه سرقت کرده و فشار زیادی به سیستم برق وارد کنند.
دزدی برق با توجیه «زرنگی»
گزارشها حاکی از آن است که بیش از ۹۵ درصد استخراج رمزارزها در ایران غیرقانونی است. این مزارع اغلب در مناطق صنعتی، روستایی یا حتی ساختمانهای متروکه فعال هستند و با اتصال غیرمجاز به شبکه، برق را بدون پرداخت هزینه مصرف میکنند. از آن بدتر، برخی از فعالان این حوزه این اقدام را نهتنها جرم نمیدانند، بلکه آن را نوعی «زرنگی اقتصادی» قلمداد میکنند!
گره در دستان وزارت ارتباطات
شناسایی و محدودسازی فعالیت این مزارع کار پیچیدهای نیست. مودمهای متصل به استخرهای استخراج بیتکوین (mining pools) میتوانند بهراحتی از طریق تحلیل ترافیک شبکه شناسایی شوند. علاوه بر آن، مسدود کردن دامنه استخرهای اصلی بیتکوین نیز راهی مؤثر برای قطع ارتباط ماینرها با شبکه جهانی است.
اما پرسش اساسی اینجاست: چرا این اقدامات تاکنون بهصورت گسترده و جدی انجام نشده؟ چرا با وجود تمام هشدارها، همچنان شاهد گسترش فعالیت مزارع غیرقانونی هستیم؟ آیا منافع پنهانی در سکوت مسئولان دخیل است؟
نتیجهگیری: برق رفت، اعتماد هم!
خاموشیهای اخیر فقط خاموشی برق نیستند؛ خاموشی اعتماد مردم به مسئولان مربوطه، خاموشی امید به اصلاح و خاموشی عدالت در توزیع منابع نیز هستند. در کشوری با چنین ظرفیتهای عظیم در حوزه انرژی، هیچ توجیهی برای بحران برق پذیرفتنی نیست!

نویسنده کیا درویشپور
بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است.
