
فراتاب: خشونت خانگی، زخمی پنهان در دل خانههاست. اما در ایران، تاریخ مبارزه با آن، تاریخی است پر از صدای زنانی که سالها تلاش کردند این سکوت سنگین را بشکنند و قانون را از پشت درهای بسته وارد خانهها کنند. تا پیش از دهه ۱۳۸۰، خشونت خانگی در ایران نه جرم بود و نه مسئلهای اجتماعی تلقی میشد. اما با تلاش بیوقفه فعالان حقوق زنان، این پدیده به تدریج از حاشیه به متن کشیده شد. این گزارش نگاهی دارد به تلاشهایی که زنان برای قانونی شدن حمایت در برابر خشونت خانگی انجام دادند و موانعی که همچنان پابرجا هستند.
دهه ۷۰ و شروع آگاهیبخشی
با شکلگیری NGOهای زنان در دهه ۷۰، مفاهیمی مانند «خشونت خانگی» وارد ادبیات عمومی شد. فعالانی چون مهرانگیز کار (زاده ۱۳۲۳) و شیرین عبادی (زاده ۱۳۲۶) با ارائه کارگاههای حقوقی، تلاش کردند آگاهی زنان نسبت به حقوق خود را افزایش دهند. این فعالیتها، بذر نخستین اعتراضها به بیتوجهی قانون به خشونت خانگی بود.
تدوین لایحهای که سالها خاک خورد
در دهه ۸۰، لایحهای برای حمایت از زنان در برابر خشونت توسط مرکز امور زنان ریاستجمهوری تدوین شد. اما این لایحه با تغییر دولتها، بارها بازنویسی و متوقف شد. در دولت حسن روحانی، نسخهای از این لایحه به مجلس ارسال شد اما با مخالفتها و تغییرات اساسی، ماهیت اولیه خود را از دست داد.
صدایی که از خانه بیرون آمد
کمپینهایی مانند «توقف قتلهای ناموسی» و «نه به خشونت خانگی» در دهه ۹۰، باعث شد مسئله خشونت خانگی به رسانهها و افکار عمومی کشیده شود. در پروندههایی چون رومینا اشرفی (زاده ۱۳۸۵ – درگذشته ۱۳۹۹) و مونا حیدری (زاده ۱۳۸۴ – درگذشته ۱۴۰۰)، جامعه با شدت فجایع مواجه شد و بار دیگر لزوم قانونگذاری مشخص برای حمایت از زنان مطرح شد.
جمعبندی
تاریخچه مبارزه با خشونت خانگی در ایران، تاریخ ایستادگی در برابر سکوت است. زنانی که این راه را گشودند، نه تنها برای خود که برای تمام زنان آینده مبارزه کردند. این تاریخ، همچنان ادامه دارد؛ تاریخی که با هر ترک بر دیوار سکوت، به قانون نزدیکتر میشود.

نویسنده مریم حسینی، فعال حوزه زنان و از اعضای کلاس روزنامهنگاری فراتاب – دوره 16.
بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است.
