
فراتاب: در باب اینکه خلع سلاح پ ک ک نشانه شکست مبارزه این حزب شمرده می شود یا نشان از یک درک راهبردی عمیق در درون این جریان دارد باید گفت گزینه دوم بسیار برجسته تر به نظر می رسد. واکنشها به این اقدام چند دسته مختلف را در بر می گیرد.
- دسته اول نفی گرایان هویت طلب و کارگزار محور هستند که از منظر موازنه هویتی بدان می نگرند کسانی که مبارزه برای آنها نه وسیله بلکه یک هدف در خود شمرده می شود.کسانی که بدون سلاح و مبارزه هویتی برای کرد قایل نیستند.
- دسته دوم کسانی هستند که از منظر موازنه قدرت به این اقدام مینگرند. از منظر این گروه مبارزه مسلحانه کردها نه یک هدف بلکه وسیله ای برای ایجاد موازنه قدرت است و اگر این ابزار را در یک اقدام نابهنگام از دست بدهند در مقابل بازیگران رقیب خود ابزارهای لازم برای گریز از سلطه را از دست می دهند و دورنمایی برای رسیدن به اهداف ایده آل نخواهند داشت.
- دسته سوم کسانی هستند که از منظر موازنه تهدید به این پروسه می نگرند. نگاه این گروه تا حد زیادی حمایت گرایانه و به صورت نسبی ساختار محور است.از نظر این گروه کردها باید تا زمانی دست به سلاح ببرند که افزایش قدرت دیگری تهدیدی برای آنها شمرده شود.در تفکر این گروه در شرایط حاضر کردها دیگر نیازی به سلاح ندارند زیرا ترکها دیگر تهدیدی برای کردها به شمار نمی آیند و کردها می توانند در یک فرایند قانونی و شاید دموکراتیک حقوق حقه خویش را تثبیت نمایند. از این منظر مبارزه مسلحانه پدیده ای است که دیگر در شرایط موجود فاقد موضوعیت است زیرا هم شرایط داخلی ترکیه و هم شرایط بین المللی دستخوش تغییر شده است.
- اما دسته چهارم کسانی که هستند که ساختار محورند و معتقدند ساختار نه تعیین بخش بلکه تعیین کننده است.از این منظر کارگزار باید در مقابل الزامات تعیین کننده ساختار به انتخابهای صحیح دست بزند وگرنه زیر چرخ دنده های الزامات آن له خواهد شد.از این منظر کنشگر معقول کنشگریست که الزامات ساختار را درک نماید و منطبق با آن به بازآفرینی و بازبینی اهداف و روشهای خود دست بزند.ساختار اکنون الزاماتش بر صلح قرار گرفته و بازیگری که این الزامات را نشاند به شیوه ای شنیع حذف خواهد شد.
از نظر نگارنده پکک به یک درک راهبردی عمیق از تغییرات نوین ساختاری چه در ماهیت نظام بین الملل و چه نظام سرمایه داری دست یافته است و از اینرو گزینه خلع سلاح و آشتی را برگزیده است. این اقدام حرکت در راستای پذیرش استراتژی شکست نیست بلکه رفتار عقلانی محسوب می گردد که از بطن یک انتخاب راهبردی بروز یافته است. هم ترکها و هم کردها با برداشتی مبتنی بر موازنه منفعت راه صلح را برگزیده اند.
نویسنده: دکتر سیامک بهرامی، دکترای روابط بین الملل و استاد دانشگاه آزاد اسلامی کرمانشاه
بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است
