فراتاب: صبح که میشود، دیگر خبری از داربست، قلممو و بوی رنگ و سیمان برای عثمان نیست. او در ۶۰ سالگی بازنشسته شد؛ سنی که قرار بود پایان سالهای کار و آغاز دورهای آرامتر باشد، اما برایش آغاز فصل دیگری از حسابوکتاب بود! عثمان، کارگر نقاش اهل سقز، ماهانه حدود هفت میلیون و دویست هزار تومان مستمری دریافت میکند؛ مستمریای که حاصل ۱۰ سال بیمهپردازی اوست. از همین درآمد محدود، دستکم دو میلیون و پانصد هزار تومان صرف دارو و درمان خودش و همسرش میشود. یعنی نزدیک به یکسوم مستمری، پیش از آنکه به هزینه خوراک، مسکن و سایر نیازهای زندگی برسد، صرف درمان میشود.
او تنها نیست!
رحمان، کارگر ساختمانی اهل بانه، نیز در ۶۰ سالگی بازنشسته شده است. ۱۴ سال و هفت ماه سابقه بیمهپردازی دارد و اکنون حدود ۹ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان مستمری دریافت میکند. هزینه دارو و درمان او نیز دستکم سه میلیون تومان در ماه است. در ایران تا حالا ۱۱۰ هزار کارگر بازنشستە ساختمانی داریم.
کارگران ساختمانی، روایتهایی مشترک از سالهای پس از کار
بازنشستگی برای آنها نه پایان دغدغههای اقتصادی، بلکه آغاز دورهای تازه از محاسبه هزینههاست؛ دورهای که بیماری و گرانی دارو، سهم قابل توجهی از درآمد محدودشان را میبلعد.
چرا با حدود یکسوم حقوق؟
بیمه کارگران ساختمانی در سال ۱۳۸۹ تصویب شد. بر اساس گفتوگوی نگارنده با اکبر شوکت، عضو کانون سراسری کارگران ساختمانی و عضو سابق هیأت امنای تأمین اجتماعی، از زمان تصویب این بیمه تاکنون حدود ۱۱۰ هزار کارگر ساختمانی در کشور بازنشسته شدهاند و حدود ۳۰ هزار نفر نیز به دلیل فوت یا ازکارافتادگی، مستمری دریافت میکنند. بخش قابل توجهی از کارگران ساختمانی بە دلیل رسیدن بە سن ۶۰ سالگی بازنشسته شدهاند و بسیاری از آنها مستمری کمتری دریافت میکنند.
در همین زمینه عثمان و رحمان هر دو میگویند هزینه دارو نسبت به سال گذشته حدود یکونیم برابر شده، در حالی که افزایش حقوقشان حدود ۴۵ درصد بوده است. در این شرایط، «یکسوم» دیگر فقط یک عدد نیست؛ نشانهای از میزان قدرت خرید کارگری است که پس از سالها کار و بیمهپردازی وارد دوران سالمندی شده و حالا باید درآمد محدود خود را میان خوراک، مسکن، هزینههای روزمره و درمان تقسیم کند.
بهای سالهای سخت؛ آرامش یا درماندگی؟
کارگران ساختمانی پیش از رسیدن به بازنشستگی، سالها با نیروی جسم خود زندگی را پیش بردهاند. کار روی داربست، حمل مصالح، ایستادنهای طولانی، کار در گرما و سرما، بوی رنگ، تماس مداوم با گردوغبار و مواد ساختمانی، برای بدن کارگران هزینه گزافی داشتە است. رسیدن به ۶۰ سالگی فقط پایان یک دوره شغلی نیست. در این سن، توان جسمی کاهش یافته و همزمان درآمد نیز محدود میشود. اگر بیماری نیز به این شرایط اضافه شود، فشار اقتصادی چند برابر خواهد شد.
برای عثمان، بیماری قلبی بخشی از زندگی روزمره شده است. داروهایی که باید به شکل مستمر مصرف شوند، دیگر هزینهای مقطعی نیستند؛ بلکه به بخشی ثابت از مخارج ماهانه خانواده تبدیل شدهاند.
رحمان نیز شرایط مشابهی دارد. هزینه درمان برای او نیز از هزینههایی نیست که بتوان به سادگی حذف یا به ماه آینده موکول کرد. به این ترتیب، بازنشستگی برای کارگران ساختمانی به جای آنکه صرفاً دوره استراحت پس از سالها کار باشد، میتواند به دورهای از انتخابهای اجباری تبدیل شود؛ انتخاب میان هزینههایی که بسیاری از آنها ضروریاند.
دارو؛ حلقه فراموششده
بحران دارو برای بازنشسته بیمار فقط به معنای افزایش قیمت یک کالا نیست. دارو برای فردی که بیماری مزمن دارد، بخشی از نیازهای ثابت زندگی است. در همین زمینه در گزارشی که ایلنا در شهریور امسال منتشر کرده، پرویز احمدی پنجکی، عضو هیأتمدیره و رئیس کمیته بیمه و درمان کانون عالی بازنشستگان تأمین اجتماعی، درباره وضعیت پوشش دارویی بازنشستگان گفته است: «حذف ارز ترجیحی به افزایش قیمت دارو شتاب داده و تقریباً هیچ دارویی به شکل رایگان ارائه نمیشود.» به گفته او، «بسیاری از بازنشستگان برای تهیه دارو به داروخانههای خارج از مراکز ملکی تامین اجتماعی هدایت میشوند و در برخی موارد، قیمت داروهای تحت پوشش بیمه تفاوت چندانی با داروهای آزاد ندارد و از افزایش قابل توجه برخی اقلام دارویی خبرداده» برای نمونه افزوده است: «قیمت یک قلم انسولین نیز طی یک ماه تا ۵۰ درصد افزایش یافته است.» در سوی دیگر مدیرعامل گروه سرمایهگذاری دارویی تأمین اجتماعی در همان گزارش از فشار حدود ۴۰ هزار میلیارد تومانی ناشی از تغییر ارز تأمین مواد اولیه سخن گفته است.
نویسنده گزارش: سعداله محمدی، فعال حوزه کارگری و از اعضای مدرسه روزنامهنگاری فراتاب – دوره 17م
