
فراتاب: دستهایش پر از خراش و کبودی است، خطوط ریز روی انگشتانش از فشار نخها و دار قالی حکایت میکنند. نور کم اتاق، چشمانش را کمرنگ و خسته کرده، اما هر گره را با دقت میزند؛ گویی با هر بافت، نه فقط نقشه فرش، که رویاهای کوچک و آرزوهای مردهاش را نیز میبافد. رنگهای زنده نخها زیر نور کم، بیشتر شبیه خاطرهای محو از شادی هستند تا رنگ واقعی یک فرش.
هر حرکت دستش، هر کشش نخ و هر گره، نشان از سالها محرومیت، تبعیض و نابرابری دارد. او نمیتواند اعتراض کند؛ صدایش اگر بلند شود با سرزنش مواجه میشود. در دلش، حس میکند که این تلاش بیوقفه، تنها برای دیگران است و حق ندارد آرزوهای خودش را دنبال کند.
صنعت قالیبافی در کردستان، با قدمتی چندصدساله، هم نمادی از هنر و فرهنگ است و هم منبع مهم درآمد خانوارها. با این حال، زنان قالیباف سهم واقعی خود از درآمد فرشهای دستباف را دریافت نمیکنند. بخش بزرگی از درآمد به واسطههای مرد خانواده یا بازار منتقل میشود و زنان از قدرت تصمیمگیری اقتصادی محروم هستند. این محرومیت پیامدهای اجتماعی و آموزشی عمیقی بر زندگی آنان و نسل بعدی دارد.
طرحها، مکانها و مدلهای بافت
زنان قالیباف کردستان در مناطق سنندج، مریوان، سقز و کامیاران فرشهای دستباف خود را میبافند و هر خانه، حتی کوچکترین دار، محل خلق هنری است که نسلها ادامه داشته است. طرحها متنوعاند و هر کدام قصهای از فرهنگ و طبیعت منطقه را روایت میکند:
طرح ماهی درهم: محبوبترین مدل که در خانهها و بازارهای محلی دیده میشود و هر گرهاش نمادی از مهارت و صبر زنانه است.
بتهای و اسلیمی: نقوش پیچیده و سنتی که نشان از تجربه و هنرمندی بافنده دارد.
طرحهای محلی و عشایری: الهامگرفته از کوهها، دشتها و فرهنگ محلی، با رنگهایی شاد و زنده که زندگی روزمره و آرزوهای زنان را به تصویر میکشد.
رنگها معمولاً از پشم محلی و رنگهای طبیعی انتخاب میشوند و هر فرش، نه تنها محصول اقتصادی، بلکه آینهای از زندگی، تلاش و امیدهای زنان کردستان است.
وضعیت اقتصادی و درآمد
سهم واقعی درآمد زنان بافنده بسیار محدود است. اکثر سود فروش فرشها به دلالان و فروشندگان میرسد، در حالی که زنان حتی با کار روزانه ۱۰ تا ۱۴ ساعت، تنها بخش کوچکی از دستمزد خود را دریافت میکنند. کنترل درآمد اغلب در دست مردان خانواده است و زنان نقشی در تصمیمگیری اقتصادی ندارند.
تحقیقات میدانی نشان میدهد زنان کردستان، اغلب مجبورند درآمد خود را تحویل پدر یا برادر دهند، در حالی که دلالان سود چندبرابری میبرند. این نابرابری انگیزه زنان را کاهش داده و برخی دختران را مجبور به ترک تحصیل میکند.
نقلقولها و صداهای واقعی
یک زن قالیباف ۳۴ ساله از روستای سنندج میگوید: «هر روز ساعتها روی دار مینشینم و قالی میبافم. وقتی پول دستم میرسد، برادرم سهم خودش را برمیدارد و تنها چند هزار تومان به من میرسد. سالهاست حس میکنم این همه زحمت برای کسی دیگر است و من هیچ حقی ندارم.»
برخی کارشناسان اقتصادی معتقدند: «این شکاف بین بافنده و فروشنده/دلال، یکی از بزرگترین موانع توانمندسازی اقتصادی زنان در این صنعت است و چرخه تبعیض و محرومیت را ادامه میدهد.»
پیامدهای اجتماعی و روانی
محرومیت اقتصادی و تبعیض ساختاری پیامدهای گستردهای دارد از جمله
- تحصیل: دختران بسیاری برای کمک به خانواده ترک تحصیل میکنند.
- سلامت جسمی: کار طولانی باعث درد دست، کمر و چشم میشود.
- سلامت روانی: فقدان کنترل مالی و تبعیض، افسردگی و اضطراب را افزایش میدهد.
- نسل بعد: محرومیت اقتصادی زنان، چرخه فقر و محدودیت را به نسل بعد منتقل میکند.
تحلیل و نتیجهگیری
ساختار اجتماعی و نقش خانواده در محدود کردن درآمد زنان، محرومیت اقتصادی و اجتماعی آنان را تقویت میکند. عدم دسترسی زنان به درآمد واقعی، وابستگی اقتصادی را افزایش داده و قدرت چانهزنی آنها را در جامعه کاهش میدهد. اصلاح ساختارهای اقتصادی، افزایش دسترسی زنان به درآمد و فرصتهای آموزشی میتواند به توانمندسازی زنان و بهبود وضعیت نسلهای بعدی کمک کند.
فرش سرانجام تکمیل شد؛ نخها به آخرین گره رسیدند و رنگها زیر نور کم اتاق زنده جلوه میکنند. اما شادی او نیست؛ تمام این تلاشها صرف خرید ماشین برای برادرش شده است، نه زندگی خودش. دستهای زخمیاش هنوز از فشار ماهها بافت درد میکنند، و در دلش حس میکند که این رنج، ارثی از مادرش است؛ همان سکوت، همان فروتنی، همان حق نداشتن اعتراض. او هنوز یاد گرفته که حق ندارد علیه تبعیض و مردسالاری سخنی بگوید و باید عمرش را پای دار قالی و خانه بگذراند. هر گره فرش، نه فقط طرح و رنگ، که آرزوهای از دست رفته زنان نسل پیش و خودش را بازتاب میدهد

گزارش از بیان (شیلان) رجبی، مددکار اجتماعی و از اعضای مدرسه روزنامهنگاری فراتاب – دوره 16م.
عکس از: جمشید فرجاوند فردا
بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است.
