
فراتاب: حکمرانی در هر مرحله از تاریخ سوریه تابع عوامل خارجی و گاه داخلی بوده است. از این روی، سیاست خارجی و داخلی، شیوۀ نگرش به امر ملی، ادبیات حاکم و مواردی از این قبیل دستخوش تغییراتی ژرف میشد و گاه روابطی پیچیده از تعاملات فرهنگی-سیاسی را پدید میآورد که تحلیل آن حتی در نزدیکترین حالت، کار دشواری است. چه آنکه سرعت تحولات در سوریه، جایی که همواره کانون توجه قدرتها بوده، بسیار بالا بوده و هست. این یعنی وجود متغیرهایی که در هر بازه از زمان، سبب بازتعریف «ملت» و «حاکمیت ملی» میشود. برای درک بیشتر این موضوع، به بررسی دگرگونی حاکمان و شیوۀ حکمرانی در سوریه طی ۱۰۰ سال اخیر خواهیم پرداخت.
در قلمرو فرانسه
سوریه از ۱۹۲۰ تا ۱۹۴۶ تحت قیمومیت فرانسه بود که حاکمان عملاً از سوی پاریس انتخاب میشدند.
اندکی مانده به قیمومیت
در حوالی ۱۹۲۰، کنگره ملی سوریه با حمایت انگلستان، پادشاه عراق، فیصل بن حسین را به عنوان پادشاه سوریه برگزید. عمر حکومت بن حسین کمتر از آن بود که رؤیای حکمرانی بر بلاد عربی را به تحقق رساند؛ چه اینکه اندکی بعد با عقد قرار «سور»، انگلستان قیمومیت سوریه را به فرانسه واگذار کرد. اگرچه این تصمیم با مخالفت مردم سوریه و فیصل مواجه شد، اما با در گرفتن جنگ «میسلون» و شکست سوریه، فیصل از قدرت برکنار شد.
محمد علی العابد (۱۹۲۰)
از ۱۹۲۰ به بعد چهرههایی مانند صبحی برکات و دیگران روی کار آمدند، اما محمد علی العابد، به عنوان یکی از چهرههای مهم تحت حمایت فرانسه، نقطه عطفی در تاریخ پیش از استقلال سوریه به شمار میرود. از این حیث که تا پیش از وی، سوریه حالتی ملوکالطوایفی به خود گرفته بود، اما به سبب شورشها، اعتراضات، اعتصابات و گاه فشارهای خارجی، فرانسه سوریه را به حالتی یکپارچه، اما نیمهمستقل درآورد و العابدی یادآور سوریۀ متحد پیش از استقلال است.
هاشم الأتاسی (۱۹۳۶ - ۱۹۳۲)
دوران العابدی مالامال شورشها و اعتراضات مردمی بود تا جایی که دولت فرانسه مجبور به عقبنشینی شد و با نماد مبارزه با استعمار و استقلال فرانسه، یعنی الأتاسی بر سر میز مذاکره نشست. در نتیجۀ این مذاکرات، قراردادی میان طرفین بسته شد که در آن، حق استقلال ملت سوریه تضمین میشد. پس از این بود که با رأی مردم، الأتاسی به ریاست جمهوری سوریه رسید.
یکبار دیگر الأتاسی (۱۹۵۱ - ۱۹۴۹)
فرانسه به قرارداد استقلال وفادار نماند. در اعتراض به این مسئله، الأتاسی در سال ۱۹۳۹ از سمت خود استعفا داد. پس از دورانی از آشوب، هاشم الأتاسی مجدداً در (۱۹۴۹) به قدرت رسید.
استقلال در دامن کودتاها
فرانسه تصمیم میگیرد به سرزمین خود بازگردد، اما سایۀ هرج و مرج همچنان بر سوریه مستولی بود. زنجیرهای از کودتاهای نظامی شکل گرفت که در نتیجۀ آن سوریه در بحران قدرت و امنیت غوطهور شد. مهمترین چهرههای این دوره عبارتاند از:
شکری القوتلی (۱۹۴۳ - ۱۹۴۹): القوتلی که چهرهای ناسیونالیست بود، در ۱۹۵۵ روی کار آمد و تا ۱۹۵۸ بر سر کار باقی ماند؛ حسنی الزعیم، سامی الحناوی، عدیلبی و فوزی سلو از دیگر چهرههایی بودند که همآغوش با موجهای کودتا در حُجلۀ کمعمر قدرت آرمیدند.
جمال عبدالناصر، رویای شکوه عربی (۱۹۵۸ - ۱۹۶۱)
در دورانی که جهان عرب در پی هویت گمشدهاش بود، جمال عبدالناصر به عنوان اسطورۀ ناسیونالیسم عربی سر برآورد. همین باعث شد که در ۱۹۵۸، سوریه با مصر، جمهوری متحدی تحت عنوان «الجمهوریة العربیة المتحدة» تشکیل دهد. ناصر به عنوان رئیس جمهور کل اتحاد برگزیده شد. این اتحاد تا زمان کودتای افسران سوری در ۱۹۶۱ باقی ماند.
بعث در آسمان قدرت
پس از کودتای افسران سوری، کشور به ورطه هرج و مرج سیاسی کشیده شد، بهطوری که هر چند ماه چهرههای حاکمیت تغییر میکردند. در کوران حوادث مارس ۱۹۶۳ بود که تعدادی دیگر از چهرههای سیاسی-نظامیِ بعث و وابستگان به جریان ناصری به کودتا برخاستند. حزب بعث قدرت گرفت و چهرههایی چون صلاح البیتار، امین الحافظ و صلاح جدید، عنان قدرت را در دست گرفتند.
اسدها، ابتدا حافظ (۲۰۰۰ - ۱۹۷۱)
حافظ اسد در دوران نورالدین الأتاسی، سمت وزارت دفاع را بر عهده داشت. طمع قدرت او را به رهبری کودتایی دیگر کشاند که اولین قربانیان آن، صلاح جدید و الأتاسی بودند. پس از آن بود که خاندان اسد بر مسند قدرت تکیه زدند.
سپس بشار (۲۰۲۴ - ۲۰۰۰)
حافظ اسد تا زمان مرگش در سال ۲۰۰۰م به عنوان رئیس جمهور سوریه باقی ماند و هرگونه واکنش علیه خود را سرکوب کرد. پس از وی بشار اسد به قدرت نشست که او نیز چون پدر رویهی سرکوب را در شدیدترین شکل، در پیش گرفت. رعب و وحشت، سرکوب مخالفین و جنگهای داخلی از مهمترین شاخصههای دولت اسد بودند که تا زمان شورش جولانی و برکناری اسد از زمامداری دولت مرکزی پا برجا بود. منابع معتبر خبری و برخی از چهرههای سیاسی غربی، از حضور اسد و خانوادهاش در روسیه خبر میدهند.
احمد الشرع (۲۰۲۴)
احمد حسین الشرع، ملقب به ابومحمد الجولانی که پیشتر در القاعده و سپس در جبهه «النصره» بهعنوان «مجاهدی» تحت تعقیب شناخته میشد، هماکنون به عنوان چهرهای رسمی، بینالمللی و تا حدودی مورد اعتماد غربیها شناخته میشود. از آنجا که شرع، پایان دهنده دوران ظلمانی اسد و آغازگر سوریهای با ویژگیهای نوین است و نیز خود را به عنوان مصلحی ملی - دینی نشان داده، مردم سوریه امیدها به او بستهاند؛ امیدی که در کشور کودتاها، هر لحظه ممکن است به سرابی دوردست بدل شود.

نویسنده د.ادریس محمدی پژوهشگر حوزه جهان عرب و از اعضای کلاس روزنامهنگاری فراتاب – دوره 16.
بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است.
