
فراتاب: در طول تاریخ مبارزات زنان، فعالین این حوزه همیشه با اتهام «تهدید علیه بنیاد خانواده» مواجه بودەاند. شاید این اتهام را بتوان نوعی تاکتیک دفاعی از طرف جامعه مرد سالار قلمداد کرد. یکی از فضیلتهای زن در ادیان و فرهنگهای مختلف مطیع بودن او است، زن خوب زنی است که خود را اولویت قرار نمیدهد و به خوبی فداکاری میکند و در مسائل مختلف کوتاه میآید.
گفته میشود فرهنگ مرد سالاری مطیع بودن زن را عادی و غریزی جلوه میدهد اما واقعیت این است که زنان برای مطیع بودن تحت فشار اجتماعی و فرهنگی از کودکی بطور مستقیم و غیرمستقیم آموزش میبینند که رهبری مردها را بپذیرند. حال اگر زنان بخواهند این تعریف سنتی از «زن خوب بودن» را پس بگیرند متهم به فروپاشی بنیاد خانواده میشوند!
سردرگمی در نقشهای جنسیتی
برخی افراد استدلال میکنند که تغییر در نقشهای سنتی خانوادگی و ورود زنان به عرصههای عمومی میتواند موجب سردرگمی در تقسیم مسئولیتهای خانوادگی شود، مخصوصاً در جوامعی که سنتهای دیرینه و نگرشهای محافظهکارانه نسبت به نقشهای جنسیتی هنوز قوی است. آنها معتقدند که نبود هماهنگی و تغییرات همزمان در دیدگاههای خانوادگی و اجتماعی میتواند به چالشهایی در ساختار خانواده منجر شود.
آیا برابری حقوق ممکن است به خانوادهها انعطافپذیری بیشتری بدهد؟
برابری حقوق زنان میتواند منجر به افزایش استقلال اقتصادی، اجتماعی و فردی زنان شده و از این طریق به تقویت عدالت اجتماعی و کاهش تبعیض و خشونتهای خانوادگی کمک کند. زنان در شرایط برابر میتوانند نقشی فعال در تصمیمگیریهای خانوادگی داشته باشند و این امر به ایجاد روابط متقابل و مشارکتی میان اعضای خانواده منجر میشود.
چرا مردان در مقابل برابری حقوق زنان مقاومت می کنند؟
ترس از برابری حقوق زنان ممکن است ریشه در مسائل فرهنگی، اجتماعی، روانشناختی و ساختارهای قدرت داشته باشد. جامعههای سنتی ممکن است نقشها و حقوق خاصی برای هر جنسیت تعریف کرده باشند که تغییر در آنها باعث احساس تهدید به وضعیت موجود شود. این حس ناامنی میتواند به دیدگاه این افراد که برابری به معنای از دست رفتن امتیازات یا جایگاه قدرت آنان است، مرتبط باشد.
از سوی دیگر، بعضی مردان ممکن است این تغییرات را ناآشنا یا غیرمنطقی تلقی کنند و تصور کنند که برابری به نابرابری جدید علیه خودشان منجر خواهد شد. این افراد شاید درک دقیقی از مفهوم برابری حقوق نداشته باشند و نگرانیشان از روی سوءبرداشت یا اطلاعات ناکافی باشد.
حقوق زنان و تقابل با حاکمیت مطلق مردها
در بسیاری از جوامع، مردان برای مدت طولانی در موقعیتهای قدرت و کنترل خانواده قرار داشتهاند. برابری حقوق زنان میتواند به معنی بازتعریف نقشها و فضای قدرت باشد که بعضی مردان آن را به مثابه تهدید میبینند. از دوران کودکی، نقشهای سنتی به مردان و زنان آموزش داده شده است. تغییر این دیدگاهها ممکن است مقاومت ایجاد کند، زیرا با ارزشهای طولانی مدت اجتماعی در تضاد است.
بهبود و برابری حقوق زنان میتواند ساختارهای اجتماعی و اقتصادی را تغییر دهد؛ به عنوان مثال، جایگزینی در بازار کار یا تقسیم وظایف خانه، برخی مردان نگرانند که این تغییرات به ضرر آنها تمام شود. این موضوع نیاز به آموزش اجتماعی، تغییر نگرشها و درک عمیق از منافع برابری برای هر دو جنس دارد و پیچیدگیهای فرهنگی، تاریخی و روانشناختی فراوانی دارد.
برخی مردها بر این باورند که برابری زنان به معنای تضعیف موقعیت و قدرت تاریخی آنان در خانواده و جامعه است. به عبارت دیگر، تصور بر این است که تسهیل حقوق زنان میتواند جایگاه پیشین آنها را کاهش دهد و باعث از دست رفتن نفوذ فردی و اجتماعیشان شود.
در جوامعی که الگوهای سنتی جنسیتی عمیقاً ریشه دواندهاند، برابری حقوق زنان چالشی بر سر سبکهای زندگی و تقسیم نقشهای سنتی محسوب میشود. مردها ممکن است احساس کنند که باید نقشهای خود را تغییر داده و به نقشهای جدید تطبیق پیدا کنند که این فرآیند میتواند برای برخی موجب آرامش نباشد.
ترس برخی مردان از برابری حقوق زنان به دلایل مختلفی که ریشه در عوامل فرهنگی، اجتماعی و روانشناختی دارد.
به طور کلی، نتیجهگیری درباره تاثیر برابری حقوق زنان بر بنیاد خانواده بستگی به نحوه اجرای سیاستها، تغییر نگرشهای فرهنگی و اجتماعی و وجود حمایتهای لازم در این حوزه دارد.
برابری حقوق زنان، اگر به درستی با فرهنگ و ارزشهای جامعه هماهنگ شود و برنامههای آموزشی و حمایتی مناسب برای تغییر نگرشها اجرا گردد، نه تنها بنیاد خانواده را تضعیف نمیکند بلکه میتواند آن را تقویت کند. خانوادهای که بر پایه احترام متقابل و مشارکت در تصمیمگیری باشد، محیطی سالم و پویاتر را برای تمام اعضا فراهم میآورد.

گزارش از روناک الماسی فعال حوزه زنان و از اعضای کلاس روزنامهنگاری فراتاب – دوره 15.
بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است.
