
فراتاب: در چهارباغ عباسی قدم میزدم که به خیابان آمادگاه رسیدم، مرکز کتابفروشیهای شهر اصفهان. مادری که میخورد حدود 56 سالش باشد بر نیمکتی کنار دختر جوان خود نشسته بود. دختر که گویا 18 سال بیشتر نمیخورد داشته باشد رمانی از سری سریر شیشهای را میخواند، فروستی به قلم سارا جی. ماس. چشمهای مادر به دخترش بود؛ در چشمانش حسرتی نهفته بود. انگار جوانی خودش را در دخترش میدید که روزی بر همان نمیکتهای چهارباغ مینشست و کتابهای نویسندگان قدیمی را میخواند. این صحنهی نوستالژیک پرسشی به ذهنم انداخت: این روزها مردم چه کتابهایی میخوانند؟ در قدیم چطور؟ برای یافتن پاسخ به سراغ چند کتابفروشی قدیمی و بنام شهرم اصفهان رفتم.
مردم در همه سبکی کتاب میخوانند
نخست به مجتمع تجاری چهارباغ رفتم. وارد یکی از کتابفروشیهای آنجا شدم. فروشندهی آنجا نامش محمد بود. از دید او، تفاوتی در ذائقهی کتابخوانی مردم ایجاد نشده بود و مردم - چه از قدیم، چه اکنون - از همه سبک کتابی میخوانند. محمد بهم گفت: «مردم کتابی را میخرند که به آن نیاز داشته باشند. برای همین، در تمامی سبکهای کتاب خواننده بهقدر کافی هست.»
قدیمها سیاسیخوان بودند، اکنون کلاسیکخوان
به فروشگاه دیگری رفتم. آقا ایمان، فروشندهی آنجا، توضیحاتش بهمراتب دقیقتر بود. ایشان معتقد بودند که از دوران سیّد محمّد خاتمی تا این زمان، مردم در هر دوره به سبک خاصی از کتاب، بهدلیل عوامل گوناگون، رغبت نشان میدادند. او در همین رابطه افزود: «مردم در دورهی ریاست جمهوری آقای خاتمی، بیشتر سیاسیخوان بودند و کتابهای سیاسی بسیار در بورس بود. هرچند در دورهی احمدینژاد، فروش کتاب روندی نزولی داشت و مردم کتاب کمتر میخریدند، بهدلیل رویدادهای سال ۸۸، باز به سیاسیخوانی روی آوردند و فروش کتابهای سیاسی دوباره اوج گرفت.»
آقا ایمان در ادامه بهم گفت: «زمان روحانی، در نخستین دورهی ریاست جمهوری ایشان، کتابهای بهروز بسیار توجه مردم را به خود جلب کرده بود. البته، شرایط اقتصادی آن زمان بهنسبت امروز هم بیتأثیر نبود و همین باعث میشد دایرهی انتخاب مردم برای خرید کتاب گستردهتر باشد. هرچند، در دورهی دوم ریاست جمهوری روحانی، بهعلت کرونا و تحریمهای ترامپ، دوباره فروش کتاب نزولی شد.»
از او دربارهی سلیقهی امروز دوستداران کتاب پرسیدم. پاسخ داد: «امروزه، بیشتر کتابهای مرجع و کلاسیک فروش میرود، زیرا بهخاطر وضع بد اقتصادی، مردم ترجیح میدهند کتابی بخرند که ارزش علمی و ادبی آن تضمینشده باشد.»
پیش کتابفروشی دیگر رفتم. فروشندهی آنجا، آقای سرهنگی، بسیار خوشبرخورد بودند و از پرسشهای بنده بسیار استقبال کردند. ایشان هم تقریباً با آقا ایمان همنظر بودند و باور داشتند که در دورهی روحانی، کتابهای جامعهشناسی و سیاسی فروششان بالا بود و امروزه، رمانهای کلاسیک. منش و اخلاق نیک جناب سرهنگی ترغیبم کرد کتابی از ایشان بخرم. کتاب را خریدم، سپاسگزاری کردم و از مجتمع خارج شدم.
مردم دنبال رمانهای امروزی و کتابهای خودیارند
از آنجاییکه در مغازهی آقا ایمان و کتابفروشی جناب سرهنگی خبری از کتابهای امروزی نبود، تصمیم گرفتم به فروشگاهی بزرگتر بروم، جایی که کتابهای عامهپسند نیز بفروشند. به میدان آمادگاه رفتم و آنجا فروشگاهی دیدم که صندوقدارش آقایی میانسال بود. آقای کریمی در پاسخ به پرسشهایم گفت: «دورهی خاتمی، کتابهای سیاسی و اجتماعی در اوج بود. در دوره احمدینژاد کسی آنقدر کتاب نمیخواند. دوران روحانی، کتابهای اقتصادی خیلی در بورس بود، چون مردم میخواستند برای مدیریت پولِ در جیبشان راهی بیابند. امروزه، اما، کتابهای روانشناسی (خودیارها) و رمانهای نویسندگان جوان بسیار فروش میرود.»
از او نیز بابت وقتی که برای پاسخ به پرسشهایم گذاشت تشکر کردم و به فروشگاهی دیگر، که فرجامین فروشگاهی بود که به آن سر زدم، رفتم. فروشندهی آنجا از این جهت با آقای کریمی همنظر بود که اعتقاد داشت امروزه، مردم کتابهای روانشناسی (خودیارها) را بیشتر میپسندند، ولی معتقد بود در قدیم، مردم از همه سبک و موضوعی کتاب میخریدند.
حرف مشترک کتابفروشها
چون خسته بودم، سوار مترو شدم که دیگر به خانه بروم. در راه، به سخن آن فروشندگان میاندیشیدم که به نکتهای پی بردم: سخنی که میان همهی آنها مشترک بود این بود که وضعیت اقتصادی بر سلیقهی مردم در خرید کتاب تأثیر بسزایی دارد.
نظر دو وبگاه معتبر دربارهی ذائقهی کتابخوانی مردم
به خانه که رسیدم، نشستم پای موبایلم و دنبال وبگاهی معتبر بودم که دربارهی دگرگونی ذائقهی مردم در کتابخوانی گزارشی تهیه کرده باشد. به گزارشی در این باره در وبگاه خبرگزاری ایبنا برخوردم که در آبان سال 97 منتشر شده بود. در آن گزارش به نقل از فایننشال تایمز آمده بود: «کارشناسان میگفتند مردم از گرفتاریهای اقتصادی به داستانهای تخیلی و فانتزی پناه میبرند و بهنوعی ترجیح میدهند در انزوای خودشان از دنیای واقعی فاصله بگیرند.» در چند سال اخیر نیز لیست کتابهای پرفروش همین امر را ثابت میکند. لیستها نشان میدهد اکثر کتابهای پرفروش در زمان برگزیت مربوط به داستانهای فانتزی یا علمی تخیلی است.
به همین گزارش بسنده نکردم و دنبال گزارشی نوینتر و بهروزتر گشتم که به گزارشی در وبگاه روزنامهی دنیای اقتصاد برخوردم، گزارشی که اسفند 1400 منتشر شده بود. آن گزارش، اما، نظر متفاوتی داشت: «در دههی اخیر، به نظر میرسد معادلات تا حدی درحال تغییر است و بخش زیادی از مخاطبان به آثار غیرداستانی از جمله خاطرهها، تاریخ و کتابهای عمومی فلسفه و جامعهشناسی گرایش پیدا کردهاند. هرچند رمانهای نویسندگان مشهور و آثار کلاسیک همچنان بازار خود را دارند، گویا با افزایش سطح سواد عمومی، بخشی از سلیقهها از آثار داستانی سرگرمکننده به سوی کتابهایی سوق یافته است که در آن میتوانند درباره گذشته یا آیندهی کشورمان اطلاعاتی کسب کنند.» البته، این را نیز باید توجه داشت که ایبنا از دید جهانی به قضیه نگاه کرده، ولی دنیای اقتصاد تنها به آنچه که در ایران میگذرد توجه داشته است.
گزارش از نیما نادی
بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است
