درس­های زلزله کرمانشاه | فراتاب
کد خبر: 6948
تاریخ انتشار: 11 آذر 1396 - 01:19
دکتر فریدون نوری

فراتاب – گروه اجتماعی: 21 آبانماه امسال در تقویم تاریخ معاصر ملت ایران روزی حزن انگیز است که در آن در بخش­هایی از استان کرمانشاه در شهرستان­های سرپل ذهاب، ثلاث باباجانی، دالاهو و جوانرود، زمین این مرکب راهوار حیات، زیر پای ساکنانش رمید و در چشم بهم زدنی فاجعه­ای ملی رخ داد، که موجب آن صدها نفر از هموطنان عزیزمان از میان ما پر کشیده و به ابدیت و جاودانگی پیوستند و هزاران نفر مجروح و ده­ها هزار نفر هم آواره و بی­خانمان و داغدار مرگ عزیزان از دست رفته خویش در نهایت درماندگی و بهت چشم امیدشون برای رهایی از این مصیبت به سوی نهادهای مسئول و ملت ایران خیره شده بود.

باری: زلزله 21 آبان با خساراتی عظیم مادی و تلفات انسانی غیرقابل جبران به تقویم حوادث مرگبار تاریخ معاصر پیوست و ایرانیان و همه انسان­های آزاده عالم را در ماتم و اندوه فرو برد اما درس­ها و پیام­های فراوان حاصل از این رویداد شایسته تأمل و بازخوانیست.

به عنوان یک شهروند اهل آن دیار و کسی از نخستین روزهای این اتفاق ناگوار در جریان کم و کیف اتفاقات و شیوه امدادرسانی و نوع  میزان کمک­های ارسالی و یاری رسانی به بازماندگان حادثه بوده­ام طرح مطالب و نکات ذیل ر ا خالی از فایده نمی ­بینم.

1- نحوه اطلاع رسانی و پوشش خبری رسانه­های رسمی به ویژه رسانه ملی در لحظات اولیه بروز حادثه و تغییر مرتب متن و محتوی اخبار و به ویژه جابجایی کانون زلزله که ابتداء استان سلیمانیه و شهر حلبچه و کلار عراق و سپس مناطق مرزی میان ایران و عراق در منطقه ازگله و نزدیکی­های دربندیخان عراق را کانون اصلی زمین لرزه عنوان نمودند موجب سردرگمی و نگرانی مردم و شهروندانی گردید که با نگرانی و اضطراب فزاینده پیگیر احوال، سرنوشت و تندرستی هموطنان ساکن این مناطق و آشنایان و بستگان خود در منطقه زلزله زده بودند، به موازات اخبار رسمی پوشش رسانه­ای دنیای مجازی و کانال­های ارتباطی مانند تلگرام،  اینستاگرام و ... به ایفای نقش پرداخته و اخبار، تصاویر و صحنه­های ارسالی از سوی فعالین این حوزه­ها موجب حساس شدن فضای جامعه گردید و ملت ایران را به درستی با عمق فاجعه آشنا نمود. پیشی­گرفتن کانال­های ارتباطی و شبکه­های اجتماعی از متولیان رسمی و ملی پوشش اخبار و بازتاب اخبار و انتقال اطلاعات پیرامون این رویداد مرگبار و اعتماد مردم به اخبار و اطلاعات غیر رسمی این کانال­ها جلوه­ای عینی از شکل­گیری حاکمیت دنیای مجازی را به نمایش گذاشت. امری که علی­رغم سودمندی بسیار در صورت عدم مدیریت و ساماندهی در یک جامعه غیر مدرن و در حال گذار می­تواند عواقب زیانبار فراوانی هم به همراه داشته باشد.

2- هر چند زلزله بلایی دهشتناک و طبیعی است و هیچ نهاد، سیستم و یا فردی در دنیا نه می­تواند از وقوع آن جلوگیری نموده و نه احیاناً زمان دقیق حدوث آن را به یقین مشخص نماید اما شیوه مدیریت بحران در هر کشوری یکی از مهم­ترین پارامترهای واقعی برای ارزیابی وضعیت و میزان توسعه یافتگی جامعه و نظام سیاسی حاکم بر آن است. حال سؤالی که مطرح است آنست که کارنامه تیم مدیریت بحران و نهادهای زیربط از یک سو و نقش جامعه مدنی و فعالان اجتماعی و انساندوست از سوی دیگر در این ماجرا چگونه بود؟!

مدیریت بحران در هر کشوری مستلزم وجود تدابیر عقلانی و مدیریتی کارآمد و بکارگیری و هم­افزایی تمامی امکانات توانمندی­های موجود می­باشد و این میّسر نخواهد بود؛ مگر آنکه برخورداری نهادهای متولی مدیریت بحران از تخصص و کارآمدی لازم و شفافیت در عملکرد، موجب ارتقاء باورمندی عمومی واعتقاد مردم به نقش محوری و کلیدی این نهاد گشته و طبعاً در چنین شرایطی ایجاد ایک اتاق فرمان مرکزی مدیریت بحران و کنترل شرایط می­تواند  با ایجاد هم افزایی در همه حوزه­ها عواقب و تأثیرات زیانبار و منفی بحران را تا نهایت امکان تقلیل داده و در بهبود و بازسازی شرایط مؤثر واقع افتد. مشاهدات میدانی و تجارب عینی و نوع اقدامات و فعالیت­های امدادی صورت گرفته در زلزله اخیر گویای این واقعیت است که میزان کارآمدی و شفافیت نهادهای متولی و سطح اعتماد و همدلی مردم با این نهادها در شرایط بحرانی از وضعیت مطلوب و رضایت بخشی برخوردار نیست و با استانداردهای مدیریتی قابل قبول فاصله دارد.

راقم این سطور هرگز به مطلق اندیشی و تقسیم­بندی صفر و صدی عملکرد و رفتار نهادها و افراد اعتقاد نداشته و با واقع­بینی و درک شرایط کشور، خدمات انجام شده و تلاش­های صورت گرفته و اقدامات مثبت نهادها و ارگان­های کشوری و لشکری و ایثار و ازخود گذشتگی انجمن­های مردم نهاد و خودجوش را ارج نهاده و قدردان تلاش همه این عزیزان می­باشد، اما این به معنای آن نیست که ما مشکلات و نارسایی­ها و ناکارآمدی­ها را نادیده بگیریم و با این سهل انگاری و نادیده انگاری­ها در نقد عملکردها و عدم طرح کاستی­ها راه را بر تکرار تجربه­های تلخ در مدیریت بحران­ها هموار نمائیم.

3- کاهش میزان باورمندی عمومی مردم به نهادهای متولی خدمات عمومی و به ویژه به دستگاه­های ذیربط در مدیریت بحران که موجب اتلاف زمان، هدر رفت منابع، کاهش کارآمدی دستگاه­ها و در نهایت موازی کاری­های هزینه آفرین در حوزه تصمیمات و اقدامات عمومی می­گردد تنها مختص کشور ما نیست و یکی از مهم­ترین معضلات کنونی در ساختار مدیریتی کشورهای در حال توسعه و نظام­های مدیریتی بسته و غیرشفاف می­باشد.

به نظر می­رسد عدم حفاظت درست از سرمایه­های عمومی، هدرفت اموال و منابع طبیعی وعمومی، دست اندازی­های گروهی و باندی به بیت المال و اختلاس­های مکرر و پی­درپی از اموال عمومی و … از جمله آسیب­های جدی و معضلاتی هستند که در سال­های اخیر موجبات یأس و نا امیدی مردم را فراهم و اعتماد عمومی به دستگاه­ها و نهادها و شرایط را به مثابه یک سرمایه اجتماعی همگانی با آسیب جدی و چالش مواجه نموده­اند، تداوم همین آسیب­ها و مشکلات و عدم وجود عزم و اراده ملی و همگانی برای برخورد ریشه­ای با این سوء استفاده­ها رفته رفته موجبات نا امیدی مردم از کارکرد نهادهای متولی امور جامعه را فراهم نموده و در بزنگاهای تاریخی و بحران­هایی همچون زلزله اخیر این نارضایتی­ها و بی­اعتمادی­ها به اشکال گوناگون نمود می­یابد و دستگاه­های متولی امور را در انجام وظایف کارکردهای خویش به چالش می­کشد.

4- رستاخیز عظیم ملت شریف ایران و همت و اراده در خور تحسین آنان برای یاری آسیب دیدگان در انداختن طرحی نو بود که به موجب آن ایرانیان با عبور عاقلانه و هوشمندانه از مرزبندی­های مرئی و نامرئی قومی، زبانی، آئینی، جغرافیایی و ... کمک رسانی و همدلی با حادثه دیدگان را به عنوان اصلی اخلاقی وانسانی وجهه همت خویش قرار دادند. کاروان­های متعدد و متنوع کمک در مسیر راه­های مواصلاتی به کرمانشاه از اقصاء نقاط کشور و حضور خانواده­های ایرانی با خودروهای شخصی که بعضاً کامیون­های حامل کمک را اسکورت می­نمودند و برخی هم به قدر توان در خودروهای خود کالا و کمک به سوی مناطق حادثه دیده حمل می­نمودند از یک سو و استقبال و پذیرائی گرم و صمیمانه شهروندان کرمانشاهی به ویژه در شهرها و مناطق منظم به کانون زلزله از مهمانان امدادگر از سوی دیگر می­تواند از دو منظر قابل تأمل باشد: نخست آنکه ملت بزرگ ایران با برخورداری از یک پیشینه عمیق و وزین فرهنگی و تاریخی و برخورداری از گنجینه­ای نایاب از تجارب و داشته­های ارزشمند انسانی در هنگام بحران­ها و در روز نیاز از تعلقات محلی و منطقه­ای عبور و در مواجهه با بحران­ها و چالش­های ملی همبستگی و انسجام خود را به عالیترین شیوه به نمایش می­گذارد و این مایه از فرهیختگی و فداکاری وایثار می­تواند به مثابه سرمایه­ای گرانسنگ این ملت را در بزنگاه­های تاریخی یاری نموده و آنان در فایق آمدن به چالش­ها و عبور از فرار و فرودها یاری نماید.

جنبه دیگر این رفراندوم عمومی ایرانیان در همراهی با کردها و کرمانشاهیان و فعالیت خودجوش و حضور هزاران نفر از شهروندان ایرانی در این ماجرای امداد و همدلی مسئولانه و اخلاقی را باید در موضوع پیش گفته کاهش باورمندی عمومی به کارکرد درست، تخصصی و شفاف نهادهای عمومی و متولیان مدیریت بحران جستجو کرد و با تجزیه و تحلیل علمی و درست واقعیت از حجم دیوار این بی اعتمادی­ها و فاصله­ها کاست.

صرفنظر از همدلی و همراهی وصف ناپذیر و درخورتحسین ملت در این ماجرا حضور خودجوش شهروندان عزیز بدون برنامه و آگاهی از شرایط حاکم بر منطقه در کنار عدم آشنائی با اصول اولیه امداد و نجات چالش­ها و مخاطراتی را هم برای امدادگران ایجاد و هم با ایجاد ترافیک، ازدحام بدون برنامه، موازی کاری در امداد و ... پروسه امداد و نجات در مناطق آسیب دیده را هم تحت تأثیر قرار داد و در پاره­ای موارد موجب اتلاف منابع و از دست رفتن زمان به عنوان یک عنصر حیاتی در پروسه امداد گردید و حتی فراتر از متأسفانه موجب ایجاد سوانح جاده­ای و شهادت تعدادی از شهروندان امدادگر همچون مرحومان معروفی و حکیمی گردید که از همین جا لازم میدانم که بر روان پاک این عزیزان درود بفرستم.

5- ایجاد کمپین­ های مردمی و خودجوش در شهرها و استان­های مختلف و به ویژه در پایتخت کشور و میدان داری هوشمندانه و مشارکت عاقلانه چهره­های ملی و سرمایه­های گرانسنگ انسانی و اشخاص حقوقی و حقیقی و شرکت­ها که از میان آنان می­توان به نقش و اقدام ارزنده و کم نظیر شخصیت­هایی چون آقایان دکتر زیباکلام، جناب مهندس علی دائی، جناب جواد خیابانی، کانون محترم وکلاء مرکز، شرکت تولیدی ایستک و شرکت­های تولیدی در بخش عمومی و خصوصی و انجمن­های مردم نهاد به ویژه در شهرهای مناطق غربی و کردنشین از ماکو تا ایلام حاوی پیام­های روشن و جدیست و بجاست که پس از عبور از این شرایط بحرانی متخصصان و متولیان امور با بازخوانی و تبیین واقعیت­های موجود به فکر استفاده این پتانسیل­ها و ظرفیت­های عظیم انسانی برای حل مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و .... کشور باشند و اجازه ندهند این فرصت ارزشمند ایجاد شده برای اعاده نشاط اجتماعی و همبستگی ملی به هدر رود و قدردان همراهی و همدلی نخبگان و چهره­های ملی و مستقل باشند.

6- هرچند که به لطف الهی و با باران مهربانی عاطفه و سخاوت دست­های امدادگران سراسر وطن و تلاش و اقدامات نهادهای متولی بحران و عزم همگانی ملت روزها و لحظات سخت، نفس­گیر و مرگبار اولیه زلزله سپری و اقدامات مؤثر و مفید قابل توجهی در جهت امداد اسکان موقت وکاهش آلام و تأمین نیازمندی­ها فوری صورت گرفته است اما این پایان ماجرا نیست و بلکه آغاز یک راهست و ضروریست که طلیعه سرفصلی جدی از اقدامات و تصمیمات درست، بنیادین، هوشمندانه و ماندگار باشد که موجب آن نارسائی­ها و مشکلات طاقت فرسا و آزار دهنده زندگی مردمان این دیار دیده شود و در پرتو یک برنامه­ریزی منسجم و درست و یا تقسیم کار شفاف و روشن موضوع بازسازی درست و استانداردسازی واحدهای مسکونی و ایجاد اشتغال و کار برای بازماندگان مورد اهتمام جدی قرار گیرد. نباید فراموش شود که آسیب دیدگان علاوه بر خوراک، پوشاک و سرپناه مانند همه ما نیازمند شغل و تأمین منابع درآمد پایدار و منطبق با الگوی زیست خویش می­باشند.

7- شایسته است دولت محترم به دور از هرگونه غفلت و موازی کاری و تأخیر با بسیج و به کارگیری همه امکانات و پتانسیل­های موجود یک برنامه جامع، مدون و قابل سنجش و کنترل را با زمان­بندی دقیق جهت آبادانی و عمران مناطق آسیب دیده و بازسازی اصولی منازل مسکونی و ترمیم و احیای زیرساخت­های اساسی و اماکن عمومی و مراقبت و همراهی توأم با حمایت­های لازم از بازماندگان را در موضوع اشتغال و اعاده امید به زندگی در سرلوحه تدابیر خود قرار داده و از این طریق نسبت به افزایش امیدواری و باور مردم به همراهی دولت و امکان دوباره شکل­گیری حیات و فعالیت در این مناطق و به ویژه در روستاهای محروم و دور دست همت گمارد. توفیق در این زمینه سنگ محک خوبی برای ارزیابی کارنامه و راستی آزمایی وعده­های دولت محترم تدبیر و امید می­باشد.

زلزله کرمانشاه نشان داد که نگاه کلاسیک و سنتی به مدیریت بحران و رویکرد ناصوابی که معتقد است که کلیه سیاست­گذاری­ ها، برنامه ­ریزی­ها و اقدامات باید به صورت عمودی و از بالا به پائین طراحی و اجراء گردد و نهادهای دولتی باید به طور مطلق به مدیریت متمرکز یک طرفه امور بپردازند

8- زلزله اخیر و اتفاقات پس از آن می­تواند زمینه را برای بازخوانی شرایط و ساختار حاکم بر نهادهای متولی مدیریت بحران هموار نماید و متولیان امور را در شناسایی کاستی­ها و نارسایی و تلاش در جهت مرتفع نمودن آن­ها یاری رساند چرا که در دنیای امروز مواجهه درست و مؤثر با بحران­ها سنگ محک کارآمدی سیستم­هاست و در شرایط دشواری همچون حدوث زلزله که قربانیان و گرفتاران زیر آوار در دشوارترین و نفس­گیرترین لحظه­های حیات با هیولای مرگ دست و پنجه نرم می­کنند و ثانیه­ها را باید در امداد غنیمت شمرد.

هر نوع بی­ نظمی، سر درگمی، عدم انظباط و اطلاع رسانی ناشفاف و ازهمه بدتر دعوی گروهی و جناحی که منجر به کمترین تعلل در فعال نمودن همه ظرفیت­های مدیریت بحران کشور و در صورت نیاز کمک از نهادهای ذیربط عام المنفعه بین المللی گردد پذیرفتنی نیست و گناهی نابخشودنی خواهد بود که می­تواند به عمیق­تر شدن بحران و افزایش تبعات بسیار ناگوار آن بیانجامد.

زلزله کرمانشاه نشان داد که نگاه کلاسیک و سنتی به مدیریت بحران و رویکرد ناصوابی که معتقد است که کلیه سیاست­گذاری­ ها، برنامه ­ریزی­ها و اقدامات باید به صورت عمودی و از بالا به پائین طراحی و اجراء گردد و نهادهای دولتی باید به طور مطلق به مدیریت متمرکز یک طرفه امور بپردازند تا چه اندازه ناکارآمد و غیر مؤثر است. نگاه عمودی از بالا به پائین و برنامه ریزی دستوری در مدیریت بحران، عدم ارزیابی عملکردها و غفلت از درس آموزی از تجارب گذشت، نادیده انگاشتن ظرفیت­های جامعه مدنی و چهره­های مورد وثوق، موازی­کاری و عدم هماهنگی و انسجام در مدیریت بحران در سطح استان در ساعات اولیه پس از زلزله و عدم ساماندهی درست کمک­های ارسالی و فقدان سیستم توزیعی هوشمندانه و کارآمد برای توزیع کمک­ها بر پایه نیازسنجی درست و ... از مهمترین افت­ها و چالش­هایی بود که به عزم همگانی ایرانیان برای کاهش آلام آسیب­دیدگان سایه افکنده بود، اما با این همه ملت ایران با اراده­ای راسخ توانست بسیاری از نواقص و کاستی­های نهادهای متولی را هم پوشش دهد.

و سخن آخر اینکه با آرزوی غفران برای درگذشتگان و بهبود کامل و صبر برای مجروحان و بازماندگان عزیز این زلزله بایسته است از آنجا که متأسفانه کشور ما به لحاظ جغرافیایی در کانون یکی از زلزله خیزترین مناطق جهان قرار دارد و تنها در چند دهه اخیر در مناطق مختلفی همچون بوئین زهرا، طبس، رودبار و منجیل، بم، رزقان و کرمانشاه تجربه مرگبار زلزله تعداد بسیار زیادی از هموطنان عزیزمان را به کام مرگ فرستاده است و هزاران نفر را آواره و بی خانمان نموده است. متولیان امر و نهادهای مسئول به فکر ایجاد ظرفیت­های علمی و ارتقاء توانمندی­های تخصصی و توسعه رشته­های دانشگاهی مرتبط با مدیریت بحران و استفاده از تجارب و دانش انباشته دنیا در حوزه زلزله نگاری و مدیریت بحران حاصل از آن برآیند و با تولید دانش علمی درخور نسبت به تدوین سند جامع و نقشه راه استراتژیک کشور برای مدیریت بحران زلزله اقدام و مکانیسم مقابله با آثار و عواقب مرگبار این بلای هولناک به بهترین روش  و شیوه ممکن با بهره­گیری از دانش روز تدوین و در کانون توجه و اهتمام نهادها و دستگاه­های مسئول قرار دهند.

مقایسه میزان تلفات و حجم تخریب در دو سوی مرز ایران و عراق و مناطق مرزی دو کشور یادآور این واقعیت تلخ است که سکونت گاه و منازل مسکونی و ساختمان­های ما تا چه اندازه فاقد استحکام و امنیت لازم بوده و ضرورت توجه به مقاوم سازی مسکن و جلوگیری از ساخت و سازهای غیر اصولی و فاقد استحکام و ماندگاری لازم را بیش از پیش گوشزد می­نماید.

امید است که زلزله عاملی گردد تا دردها و محرومیت­های آزاردهنده این مناطق در کانون توجه برنامه­ریزان و دست اندرکاران امور قرار گیرد.

 

دکتر فریدون نوری – مدرس دانشگاه و دانش آموخته تاریخ و حقوق

بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است

نظرات
آخرین اخبار