چرا انتخابات مجدد در آلمان می تواند به ضرر این کشور تمام شود؟ | فراتاب
کد خبر: 6869
تاریخ انتشار: 4 آذر 1396 - 22:17
محمد زارعی
آیا اشتباهات تاریخی در آلمان تکرار می شوند؟ اشتاین مایر رئیس جمهور آلمان مخالف برگزاری مجدد انتخابات مجلس فدرال است و تلاش می کند تا احزاب بزرگ را برای تشکیل ائتلاف در دولت جدید متقاعد کند.

 

فراتاب - گروه بین الملل: از بین تمام سیاست مدارن آلمان در حال حاضر شاید تنها گزینه‌ی مناسب برای حل بحران سیاسی این کشور، می تواند فرانک والتر اشتاین مایر باشد. فردی که نقش آن علاوه بر از انجام اموری مانند بوروکراسی های عذل و نصب، در شرایط بحرانی نیز اهمیت می یابد. اکنون آلمان بیش از هر زمان دیگر به مدیریت بحران سیاسی نیاز دارد. کاری که در دوازده سال گذشته توسط صدراعظم مرکل انجام می شد، اما وی دیگر از پس آن بر نمی آید.

اشتاین مایر کسی است که در چند سال گذشته مذاکرات سخت و پیچیده‌ای را پشت سر گذاشته؛ توافق هسته‌ای با ایران، بحران اوکراین، بحران سوریه، بحران پناهجویان در جنوب اروپا و شمال آفریقا و چندین نمونه‌ی دیگر که نشان از تجربه‌ی بالای او دارد. وقتی اشتاین مایر کرسی ریاست جمهوری را پذیرفت، بسیاری از مردم آلمان و سیاست مداران خارجی از غیبت او در وزارت خارجه آلمان حسرت می خوردند. اما امروز در شرایطی متفاوت، آن هم در یک بحران داخلی رقبای قدیمی اشتاین مایر مانند اعضای حزب محافظه‌کار مسیحی CDU/CSU از انتخاب خود بسیار راضی و خشنود هستند. اشتاین مایر که سالها در حزب سوسیال دموکرات ها خدمت می کرد، اکنون می تواند کلید و راهگشای بحران حکومتی به ویژه برای مرکل و حزب او باشد.

رئیس جمهور آلمان 14 ساعت پس از شکست مذاکرات ائتلاف موسوم به جامائیکا (احزاب مسیحی، سبزها و لیبرال دموکرات) لب به سخن گشود و بدون اشاره ی مستقیم به حزبی خاص، احزاب را به اهتمام برای تقبل مسئولیت در حکمرانی و سیاست فراخواند.

وی به عنوان بالاترین مقام حقوقی در آلمان که مسئولیتی فراجناحی بر عهده گرفته، باید شرایط بحرانی حاکم را مدیریت و حل و فصل نماید. از همین رو اشتاین مایر اعلام کرد که با تمام احزاب، حتی چپ ها و آلترناتیو برای آلمان نیز دیدار می‌کند. پس از دیدار با روسای هر حزب، اکنون وی به گزینه‌ی احتمالی بعد از ائتلاف جامائیکا می اندیشد. قرار است روسای دو حزب بزرگ سوسیال دموکرات و ائتلاف مسیحی برای بررسی پیشنهاد تشکیل ائتلاف بزرگ در حضور وی مذاکره کنند.

در حالی که چپ ها، راست ها، لیبرال دموکراتها و سوسیال دموکرات ها مشتاقانه منتظر اعلام انتخابات مجدد هستند، اما اشتاین مایر به این امر رضایت چندانی ندارد. دلایل مخالفت او کاملا واضح است. آلمان در تاریخ خود و  در سال های دور با چنین موقعیتی روبرو شده است. این روزها یادآور روزهای سرنوشت سازی است که در دوران جمهوری وایمار اتفاق افتاد. جمهوری وایمار از سه دوره ی متفاوت تشکیل می شود که آخرین دوره ی آن شبیه به شرایط کنونی آلمان است. در دوره ی اول (از سال 1918 تا 1923) آلمان آن زمان تحت تاثیر خرابی های جنگ جهانی اول، فقر، گرسنگی، تورم و غرامت های غیر قابل پرداخت قرار داشت. در دوره ی دوم (از سال 1924 تا 1929) شرایط آلمان کاملا تغییر کرده و این کشور شکوفایی و رونق اقتصادی را تجربه می‌کند. دورانی که به عصر طلایی آلمان نیز معروف است. اما دوره ی آخر (از سال 1929 تا 1933) در بر گیرنده‌ی بحران جهانی اقتصاد و  مقدمه‌ی صفحات سیاه از تاریخ آلمان یعنی همان رژیم ناسیونال سوسیالیسم است.

سال 1928 پس از هفته‌ها مذاکره صدراعظم رایش، هرمان مولر توانست ائتلاف بزرگ (شامل حزب سوسیال دموکرات، حزب مرکزی، حزب مردمی بایرن و لیبرال مردمی) را تشکیل دهد. اما این ائتلاف به علت عدم همکاری و  تفاهم سیاسی و جنگ قدرت میان احزاب با شکست روبرو شد و در سال 1930 پس از اوج گیری بحران جهانی اقتصاد و مشکلات عظیمی مانند بیکاری به عمر خود پایان داد. پس از آن با ورود ناسیونال سوسیالیست ها، همکاری چپ ها و در نهایت 1933 با روی کار آمدن هیتلر آلمان در آن سال ها دیگر روی دموکراسی را ندید.

هر چند آلمان کنونی پس از شکست مذاکرات جامائیکا با شرایط آلمان پس از شکست و پایان جمهوری وایمار تفاوت های بسیاری دارد، اما بی توجهی به نیروهای راست افراطی که در حال حاضر سومین حزب قدرتمند در مجلس فدرال آلمان هستند و شرایط سیاسی این کشور را کاملا تغییر داده اند، می تواند در کنار اختلافات سایر احزاب جایگاه قدرتمند سیاسی و اقتصادی آنها در اروپا و جهان را متزلزل کند.

درگیری آلمان با مشکلات داخلی به منظومه خداحافظی آنها با مسئولیت جهانی، اروپایی و غرق شدن در مشکلات فرا مرزی است. هر اندازه تشکیل دولت جدید در آلمان به طول بیانجامد، در تحرک بین المللی این کشور تاثیرگذار خواهد بود. از سوی دیگر در صورت برگزاری انتخابات مجدد، ممکن است روند کاهش محبوبیت احزاب بزرگ افزایش یافته و از این طریق معادلات آینده را پیچیده تر کند. با کاهش محبوبیت احزاب بزرگ، تشکیل دولت با حداقل احزاب امکان پذیر نخواهد بود و این احزاب مجبورند تا با احزاب بیشتری ائتلاف تشکیل دهند، همین امر نیز به پیچیدگی گره کور سیاسی آلمان کمک خواهد کرد. بنابراین تشکیل ائتلاف بزرگ که شامل سوسیال دموکرات ها و احزاب مسیحی و شاید سبزهاست، با شرط آمادگی کامل احزاب می تواند کلید برون رفت از حل مشکلات کنونی در آلمان باشد.

 محمد زارعی، پژوهشگر مطالعات اروپا

بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است

نظرات
آخرین اخبار