زن؛ مفهوم گنگِ تاریخ | فراتاب
کد خبر: 5862
تاریخ انتشار: 17 اسفند 1395 - 16:08
هدی مظفری بایعکلایی
دنیای برابر، دنیایی است که در آن هیچ مرزی ناشی از طبقه و جنسیت به وجود نیاید. (سیمون دوبووار)

فراتاب - گروه اجتماعی: هشتم مارس؛ روزِ جهانیِ زن، روز مشارکت مبارزه جویانه ی زنان دنیا برای رسیدن به صلح، امنیت، آزادی، برابری و پیشرفت های اجتماعی است، روزِ بیعت با آرمان هایِ انسان های آزاده ای که برای برابری و انسانیت، شجاعانه در مقابل ظلم به پا خاستند. در واقع، هشت مارس؛ در تاریخِ بشری، روزی است که زنانِ جهان بدون در نظر گرفتن زبان، فرهنگ، نژاد و گرایشات متنوع فکری، عقیدتی، قومیتی، مذهبی و غیره به یادآوری واقعه ای بزرگ می پردازند، رویدادی که شامل موفقیت ها و دستاوردهای آنان برای رسیدن به حقوق خود می باشد. به خاطر داشتن چنین روزی از این جهت مهم تلقی می شود که زنانِ نسل های آینده می توانند با نگاهی به پشت سر در مسیرِ تلاش ها، منازعه ها و فعالیت ها زنانِ آزادی خواهِ اعصار گذشته، با شکوفایی استعدادها و فرصت های خود، به ساختن جهانی عاری از خشونت کمک کنند.

هر سال در هشتم مارس، تعداد زیادی انسان اعم از زن و مرد در تمامِ دنیا فارغ از جنسیت، با ترتیب دادن اجتماعات و گردهمایی های بزرگی این روز فرخنده را گرامی می دارند، روزی که به نام زنان مبارزِ کارگر فابریکه نساجی کتان در سال 1857 میلادی در شهر نیویورک رقم خورد. شرایط کاری سخت و غیرانسانی زنان در آن دوران، به ویژه دستمزد کمِ آن ها در برابر با مردان، تبعیض، خشونت و نادیده گرفتن زنانی که در اوایل قرن بیستم در کشورهای صنعتی وارد بازارهای کار شده بودند، آنان را وادار به اتخاذ چنین رویکردی در عرصه سیاسی و اجتماعی نمود! در این روز کارگران نساجی زن در یک کارخانه بزرگ پوشاک برای اعتراض علیه شرایط بسیار طاقت فرسای کاری و وضعیت ناهنجار اقتصادی خود دست به اعتصاب زدند و پس از اولین اقدام اعتراض آمیز توسط زنان بافنده ی نیویورکی، نارضایتی عمومی از این شرایط در سراسر دنیا، برای زنان کارگر ادامه یافت و روحیه ی آنان را برای مبارزه و گرفتن حق خود، تقویت کرد.

شاید اگر در آن روزِ تاریخی، زنی فریادِ برابری سر نمی داد و رئیس کارخانه، زنان معترض را محبوس نمی کرد، کارخانه آتش نمی گرفت و بیشترِ آن زنان در آتشِ خودخواهی روسایِ خود نمی سوختند، تا ققنوسِ صلح و آرامش از بستر خاکستر آن متولد شود، امروز جهان هشتم مارس را نمی شناخت و همانند روزهای دیگرِ تاریخ با آن برخورد می کرد! بدون تردید بعد از وقوع این رویداد تاریخی، تا سال های بعد در کشورهای مختلف اروپایی و امریکایی مبارزه زنان به شکل تظاهرات و اعتصاب علیه فشارهای بی رحمانه، تبعیض و استثمار کاری در اجتماع ادامه پیدا کرد. تاریخ هیچ گاه زنانِ بزرگی که در این راستا تلاش کردند را از یاد نخواهد برد، یکی از این زنانِ بزرگ؛ کلارا زتکین مبارز معروف آلمانی بود که خواستار تقلیل ساعات کارِ زنان به هشت ساعت در روز بود. وجود چنین زنانی باعث تسهیل کار زنان در جوامعِ امروزی شد و شاید به همین سبب، زنان کارمند امروز باید بدانند که تعطیلاتِ ویژه در ایام زایمان و سایر حقوق طبق قانون را زنانی همچون کلارا زتکین برای آنان به ارمغان آوردند. ولی به راستی جهان چه قدر چنین انسان هایی را به یاد می آورد؟ آنانی که نام شان در گوشه ای از صفحاتِ قطور تاریخ خاک می خورد و ما سالی یک بار با یادآوری خاطره شان به تمامِ دنیا نشان می دهیم که معنایِ برابری را می دانیم! آنانی که سال ها برای آزادی و برابری مبارزه کرده اند و تا زنانِ عصر نوین بتوانند به جایگاهِ امروزی در جهان دست پیدا کنند.

با نگاهی به تاریخ می بینیم که؛ سال ها پیش در روز 27 آگوست سال 1910، خانم کلارا زتکین از رهبران جنبش بین المللی زنان همراه با صد زنِ مبارز دیگر از هفده کشور جهان در دومین کنفرانس سوسیالیستی زنان، که در کپنهاگ، پایتخت دانمارک، صورت گرفت، هشتم مارس را به عنوان روز زن و روز همبستگی به خاطر دفاع از حقوق زنان و مبارزه در مقابل تبعیض های گوناگون علیه زنان انتخاب کرد و هفت سالِ بعد از آن، صرفِ مبارزاتی جهتِ تثبیت این روز در تقویم شد. روزِ آزادی و برابری زنان پس از سال ها مبارزه، زمانی به وقوع پیوست که در سال 1917 (مصادف با انقلاب فوریه روسیه) چند میلیون سرباز روس در کشاکش جنگ، بی رحمانه جان باخته بودند و گرسنگی، کمبود سوخت، شرایط سخت و خشونت ناشی از جنگ مردم را خسته کرده بود، در چنین وضعیتی؛ زنانِ کارگر که خود از طبقات محروم و پایین جامعه بودند و برای تهیه معاش مجبور به تحمل تبعیض و رنجِ بسیاری بودند. در تاریخ 22 فوریه، با حمایت کمیته پیشرو گراد حزب بلشویک به خیابان ها ریختند و در واقع نخستین روز انقلاب فوریه نیز مصادف با هشت مارس بود. بنابراین آغاز حرکت برای شکل گیری روز جهانیِ زن و اختصاص آن به زنان، نخست از دل تلاش های اعتراض آمیز زنان کارگر در قرن بیستم در امریکای شمالی اتفاق افتاد، حرکتی خودجوش که منتهی به راه اندازیِ جریان عظیمی در سراسر اروپا شد. در این راستا، قطعنامه سازمان ملل متحد که پس از پایان جنگ جهانی دوم در سال 1945 امضا شد، به عنوان اولین توافقنامه ای شناخته می شود که اصل برابری زن و مرد را تصریح کرد از آن روز تاکنون، این قطعنامه بین المللی که باعث بوجود آمدن راهبردهای مختلف جهتِ هموار ساختن برنامه ها، اهداف و فعالیت های منظمی از سوی سازمان ملل شده، استراتژی هایی که تا امروز در پیشرفت موقعیت و وضعیت حقوقی زنان در سراسر جهان تأثیر بسزایی داشته است.

وقتی از هشتم مارس حرف می زنیم، از یک خاطره ی جهانی و حقیقتی تأثربرانگیز سخن می گوییم، که پس از سال ها، منجر به پذیرفتن برابری جنسیتی زنان و مردان در تمامی عرصه ها شد، رویدادی که موجب شد تا سازمان ملل متحد و نهادهای تخصصی اش؛ حضور، همکاری و مشارکت زنان را به عنوان شرکایی برابر با مردان در رسیدن به جهانی عاری از خشونت، صلح، امنیت و آزادی به رسمیت بشمارند و جایگاه ویژه ای برای آنان قائل شوند. در سالیانِ خیر؛ هشت مارس خارج از حرکت هایِ اولیه خود در امریکا و اروپا، مرزها را درنوردیده و پا به کشورهای در حال توسعه گذاشته، به گونه ای که جنبش رو به رشد جهانیِ زنان که با برگزاری چهار کنفرانس بین المللی توسط سازمان ملل متحد صورت پذیرفته، باعث به وجود آمدن نگاهیِ نو در همه ی زنان دنیا شده، زنانی که سال ها برای رسیدن به کوچک ترین حقوق اولیه ی خود مبارزه کرده اند. همچنین زنانِ جهان فارغ از دغدغه های فکری، زبان، نژاد و فرهنگ های متفاوت سعی کرده اند، تا این روز را به فرصتی برای بازتاب دستاوردهای خود و فعالیت های شجاعانه و نیز اراده ی قوی زنان عادی که شاید هرگز نامی از آن ها در تاریخ برده نشود، ولی نقش تأثیرگذاری در پیشرفت جوامع بشری خود داشته اند، تبدیل کنند و با زنده نگاه داشتن هشت مارس و تداعی این خاطره ی غرور آفرین به نسل هایِ بعدی خود یادآور شوند که زمانی در تاریخ، زنان برای کم ترین حق خود سال ها مبارزه کرده اند.

برآمد سخن

روز هشت مارس تا سال های بسیار، فقط در تقویم کشورهای سوسیالیستی به رسمیت شناخته می شد، اما با ظهور موج دوم فمینیسم در کشورهای اروپایی و آمریکایی نیز این روز به تقویم سایر کشورها اضافه شد و در سال 1977 سازمان ملل متحد، بعد از سال ها هشت مارس را رسماً روز جهانی زن نام گذاری کرد. زنان در آستانه ی هشت مارس، یک بار دیگر تعهد خود را به مبارزه برای آزادی زن و برابری آن با مرد اعلام می کنند. سنتی که سال هاست به آن پای بند بوده اند، اما نباید فراموش کرد که بعضی روزها را تنها با یادآوری نمی توان در ذهنِ جوامع بشری زنده نگاه داشت! بدون شک در دنیای کنونی شرایط بسیاری از زنان همچنان وخیم و خطیر قلمداد می شود. زنانی که در کشورهای جنگ زده زندگی می کنند و درگیر منازعات قومی، آشوب و بحران هستند. روزهایِ تاریخی یکی پس از دیگری از راه می رسند و هر سال رویدادهایِ مهمی در گوشه و کنار جهان اتفاق می افتد که منجر به اضافه شدن افتخاراتی جدید در تقویم خواهد شد و حوادث پیش از آن را کمرنگ خواهد کرد، شاید تداعی چنین روزهای ارزشمندی باعث افتخار باشد ولی نمی تواند صدایِ تاریخ را در گوش انسان ها زنده نگاه دارد، صدایی که سال ها می کوشید تا فریاد بزند: من؛ خواستارِ تغییرم! صدایی که خواهان گنگ نبودنِ مفهوم  ساده ی «زن» می باشد و اینک هشتِ مارس به روزی تبدیل شده است که در آن زنان امریکایی و اروپایی برای برابری حقوق خود با مردان به مبارزه پرداختند و زنانِ جوامع دیگر نیز تحت تأثیر این واقعه دست به فعالیت های آزادی جویانه زدند. آن چه امروز تحت عنوان حضور اجتماعی و مشارکت سیاسی زنان شناخته می شود، در کمتر از صد سال قبل آرزویی بود که جنبش های حقوق زنان برای رسیدن به آن سال ها مبارزه می کردند. هرچند با آغاز قرن بیستم و به دنبال پیشرفت های صنعتی در جهان مدرن زمینه، برای حضور و فعالیت زنان و مشارکت سیاسی آن ها فراهم شد، اما هم چنان به زعم تصویب معاهدات گوناگون در این مورد و تلاش های آژانس های تخصصی سازمان ملل متحد در این راستا، همچنان با مشکلات بسیاری درباره ی حقوق زنان در دنیا مواجه هستیم، هنوز در بسیاری از نقاط جهان با نابرابری، تبعیض، بهره کشی و انواع خشونت در مورد زنان رو به رو می شویم، جرایمی مانند: جنایات ناموسی، اسیدپاشی، تجاوز و هتک حرمت از این دسته رخدادهای تلخی است که همه روزه شاهد انتشار آن در رسانه ها هستیم. همچنین، در بسیاری از مناطق دنیا، روز زن، به نمادی از عشق زمینی مبدل شده و رنگ و بویِ سیاسی خود را از دست داده است، روزی که بیش از هر روزِ دیگر در تاریخ، نمادِ همبستگی رزم جویانه ی زنانِ آزاده در تمامِ دنیاست و ای کاش در تاریخ پر فراز و نشیب بشری، روزی از راه برسد که در آن پایانِ تمام جنگ ها، خشونت ها، تبعیض ها و نابرابری ها باشد، روزی که جهان با کلماتی همچون: خشونت، استثمار و بی عدالتی بیگانه باشد! چنین دنیایی به گفته ی نویسنده و فیلسوف شهیر دنیا؛ سیمون دوبووار: دنیایی است که در آن هیچ مرزی ناشی از طبقه و جنسیت به وجود نیاید.

 

هدی مظفری بایعکلایی دانشجوی کارشناسی ارشد روابط بین الملل mozafari.h1983.hm@gmail.com

بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است

نظرات
آخرین اخبار