ازدواج؛ انحراف معناشناختی در جامعه ای آنومیک | فراتاب
کد خبر: 4697
تاریخ انتشار: 2 آذر 1395 - 11:53
بهاره چیت ساز

 فراتاب – گروه اجتماعی: در جامعه ای به مثابه جامعه ی  ایران که ازدواج از جمله کارکردها و هنجارهای اجتماعی آن محسوب می شود و جامعه و قوانین آن بدان اصالت می بخشد، طبیعتا ازدواج نکردن یک آنومی خواهد بود و مجموعه ای از آنومی ها در یک زمینه تشکیل آسیب را خواهند داد. امروزه آنچه در جامعه ی ایران پررنگ تر و درعین حال پنهان تر به نظر می رسد: عدم آگاهی درست به پذیرش ارزش ها، هنجارها، چرخه ی درونی سازی و برونی سازی آنها و در عین حال عدم هماهنگی آن با سرعت تغییرات می باشد.

در ابتدا به عدم تصویرسازی درست جوانان از ارزش ها و هنجارهایی که در حال درونی کردن آن هستند و از سوی دیگر فقدان آگاهی درست به چرخه ی پذیرش تا بروز این هنجارها و ارزش ها باید اشاره نمود. در این جا در مقیاس های فردی و سپس کلان تر به نظر می رسد که آنچه در تقابل فرهنگی میان شرق و غرب، سنت و مدرنیه رخ می دهد، به طور جامع پسندانه ای از سوی جوانان و متصدیان این امر در جامعه به شکل درستی قادر به بومی سازی و الگوسازی ایرانی نشده است و لزوم تمرکز بیشتر بر بومی سازی آنچه که به جامعه وارد می شود چه از سوی مردم و چه از سوی دولت را بیشتر می طلبد، ضمن آنکه نکته غیر قابل اغماض این است که در این حوزه  آموزش و آگاهی سازی از آنچه که در حال تغییرات است از جمله ضروریات محسوب می گردد.

 در قسمت دیگری از ماجرا به طور مشخصی دیده می شود که تطابق در درونی سازی و برون سازی ارزش ها، هنجارها و کارکردهای فرهنگی در نسلی که در آستانه ی ازدواج هستند، ضعیف است و به طور کلی آنچه امروزه در دامنه ی وسیعی از اجتماع دیده می شود یک نوع ناهمخوانی بین آنچه که تصور می شود و آنچه که در عمل دیده می شود، می باشد. در مثالی بسیار ساده و ابتدایی از این موضع میتوان به دختری اشاره کرد که در هنگام ازدواج  مانند غربی ها خواستار گرفتن حق طلاق است و هم مانند الگوی شرقی مهریه ای آنچنانی طلب می کند و یا پسرانی که در پی یافتن دختری هستند که در نان آوری  خانه کمک آنها باشند و از آن طرف هم آن دختر قادر باشد که به مثابه مادرشان آشپزی کند.

و نکته سوم حایز اهمیت در این مقوله این است که اگر در جامعه ای سرعت تغییرات در نگرش ها، ارزشها و هنجارها با سرعت تغیرات در فرآیند درونی سازی و برونی سازی این هنجارها و ارزشها همخوان نباشد، طبیعتا تبعات این ناهمخوانی تولید و باز تولید آسیب های اجتماعی خواهد بود که شکل جدیدی از آسیب را می تواند با خود به همراه بیاورد، یا حتی فراتر از غالب های موجود حرکت کند و در نهایت الگوریتم های طبیعی و کارکردهای ازدواج و خانواده را دچار اختلال کند. برای حفظ این الگوریتم ها علاوه برآموزش و آگاه سازی که در بالا اشاره شد، بازنگری بر اصول حمایت از تشکیل و تداوم خانواده ضروری به نظر می رسد زیرا در نهایت ما باید به یک تناسب ساختاری بین آنچه که امروزه در بدنه ی اجتماع  رخ می دهد، الگو سازی فرهنگی از جوامع دیگر برمبنای گسترش ارتباطات رسانه ای و قوانین و هنجارهایی که قانون از آن حمایت می کند دست یابیم و در پایان بتوانیم با برقراری تعادل بین این سه موضع از آسیب هایی که منجربه عدم ازدواج، هم باشی و یا روابط فرا زناشویی می شود جلوگیری به عمل آوریم و نهایتا با تدوین برنامه های حمایتی در قوانین، کارکردهای نهاد خانواده را تقویت نماییم.

بهاره چیت ساز کارشناس حوزه ی آسیب های اجتماعی

بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است

نظرات
آخرین اخبار