چگونه ایران، عربستان را یک خطر در سیاست خارجی اش به شمار آورد؟ | فراتاب
کد خبر: 4253
تاریخ انتشار: 23 مهر 1395 - 16:36
تحلیل المونیتور:
آیا مواضع مقامات ایران می تواند معیار درستی از تغییر در دیدگاه دیرینه ایران نسبت به عربستان که هرگز به عنوان خطری برای این کشور مطرح نبوده، باشد.

فراتاب- گروه بین الملل: آیت الله خامنه ای در سخنرانی خود در پنجم سپتامبر در سال روز واقعه منا و در جمع خانواده حجاج درگذشته در این واقعه گفت: "خودداری دولت عربستان سعودی از یک عذرخواهی شفاهی مبین گستاخی و بی شرمی آنان بوده است". ایشان ضمن انتقاد از مدیریت سعودی ها در برگزاری سالانه مراسم حج از ایرانیان و سایر مسلمانان جهان خواستند تا عربستان را مسئول این واقعه بدانند. آیت الله خامنه ای در ادامه یادآور شدند که "این واقعه نشان داد که عربستان سعودی صلاحیت اداره دو مسجد مقدس را ندارد". این اظهارات در عرصه روابط شکننده ایران و عربستان سعودی بی سابقه نبود. اما آن چه تحولی نو محسوب می شد اظهارات و لحن اعتراض گونه رئیس جمهور حسن روحانی و وزیر خارجه اش محمدجواد ظریف، متعاقب این سخنرانی بود.
حسن روحانی در سخنرانی اش در 22 سپتامبر 2016 در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، از عربستان سعودی خواست تا از اشاعه ایدئولوژی تنفر خود جلوگیری کرده، سیاست تفرقه اندازانه خود را متوقف نماید و مسئولیت خود در قبال جان و شان حجاج را بپذیرد. 9 روز پیش تر از این سخنرانی، در 13 سپتامبر، محمدجواد ظریف از این هم پیش تر رفته و سرمقاله ای تحت عنوان "بیایید جهان را از شر وهابیت (قرائت فوق محافظه کارانه ای از اسلام که توسط عربستان حمایت می شود) برهانیم" در روزنامه نیویورک تایمز را به چاپ رسانده بود. ظریف با متهم ساختن ریاض به توسعه و اشاعه وهابیت، آن را حرکتی کلیدی برای پیش برد خشونت در خاورمیانه دانسته بود. او هم چنین این موضوع را مورد بحث قرار داده بود که چیزی با عنوان منازعه قدیمی میان سنی و شیعه وجود ندارد بلکه همه این ها مربوط به درگیری میان وهابیت و اسلام اصیل است. او گفت: "حمایت عربستان سعودی از افراط گرایی، ادعای وی به عنوان نیروی ثبات ساز در منطقه را انکار می کند". موضع این چنینی تهران در قبال ریاض امری نو به شمار می آید.
دولت روحانی در سال 2013 با طرح نگرش برد- برد برای حل مسائل سیاست خارجی بر سر کار آمد. مواضع روحانی و ظریف به طور کلی حول محور نیاز به گفتگو برای ایجاد ارتباط میان تفاوت ها دور می زد. روحانی در مراسم سوگند ریاست جمهوری نیز اذعان داشت که ایران باید روابط خود با همسایگانش و به ویژه عربستان سعودی را افزایش دهد. در حقیقت روحانی دوره ریاست جمهوری خود را با فراخواندن دو ملت به احیای روابط برادارانه میان خود آغاز نمود.
ظریف در این زمینه حتی بیش از رئیس جمهور بر نیاز به گفتگو تاکید داشته و سرمقاله ای را در این زمینه برای روزنامه عربستانی شرق الاوسط در دفاع از گفتگو به رشته تحریر درآورد. او اعلام کرد " اولویت ایران، همسایگانش هستند". ظریف با تائید و تاکید بر نگرش برد-برد به جای برد-باخت، طرحی را برای ایجاد چارچوب امنیتی منطقه ای میان هشت کشور ساحلی خلیج فارس پیشنهاد داد. علاوه بر این وی حسین صادقی – فرد شناخته شده حامی روابط حسنه با عربستان سعودی- را به عنوان سفیر به ریاض معرفی نمود. بدین سان سخنان روحانی و ظریف از آغاز تغییراتی در تهران در قبال ریاض خبر می داد؛ اما چرا؟
برداشت ها در شکل دهی به خطوط مشی اهمیت بسیاری دارند؛ این پرسش را باید در نظر گرفت که چه استدلال و برداشتی از شرایط در طول دوره ریاست جمهوری حسن روحانی به سیاست های ایران در قبال عربستان سعودی شکل می دهند. این مساله که عربستان سعودی موضعی متجاوزانه علیه ایران اتخاذ نموده روزانه در مباحث رسانه ای و سیاسی تهران بعد گسترده ای را به خود اختصاص می دهد. این دیدگاه براساس واقعیات متفاوت موجود، شکل یافته است و این خود نیز نوعی درک سیاسی است. این واقعیات دربرگیرنده طیف وسیعی از سیاست های عربستان در خاورمیانه است که به وضوح ابعادی ضد ایرانی داشته و نگرش و مشی خشونت آمیزی را در قبال دوستان ایران در منطقه دربر می گیرد. مواضع ضد ایرانی وزیر امور خارجه عربستان و جنگ اقتصادی این کشور علیه ایران با پایین نگه داشتن بهای نفت نیز از این دسته اند.
از منظر ایران، این چهار فاکتور از زمان آغاز بهار عربی در سال های 11-2010 آغاز شده است. در حقیقت در تهران، تحولاتی چون اعدام روحانی شیعه مخالف دولت عربستان، نمر النمر در ژانویه، واقعه منا در سپتامبر 2015 و تجاوز به دو نوجوان ایرانی در فرودگاه جده در آوریل 2015 تداوم مواضع تهاجمی و وقیحانه علیه ایران را دلالت می کنند.
علاوه بر این، اخیرا در ایران بحثی در خصوص علل پشت پرده سیاست های عربستان سعودی شکل گرفته و در حال تقویت است. برخی معتقدند که مواضع عربستان در قبال ایران صرفا نشان گر فرصت طلبی منطقه ای ریاض است. برخی دیگر این اقدامات عربستان را تلاشی برای مقابله با تغییر استراتژی امریکا در خاورمیانه –رویکرد جدید به ایران- دانسته اند. عده ای نیز این گمان را مطرح می کنند که نقش فزاینده ایران در منطقه، عربستان را به اتخاذ سیاست مقابله جویانه تحریک کرده است. صرف نظر از این تئوری ها، این اجماع در تهران وجود دارد که سیاست های عربستان، ضد ایرانی بوده و چنین اجماعی در سیاست خارجه امری بعید است.
علاوه بر این، امر نوینی در سیاست و در عرصه داخلی پدید آمده است. تاکنون فقط اسرائیل (رژیم اشغال گر سرزمین فلسطین) و ایالات متحده (عامل موثر در کودتای 28 مرداد 1332که دولت قانونی و منتخب دکتر مصدق را سرنگون کرده بود) جز موارد عمومی در سیاست خارجی بودند. اکنون عربستان سعودی نیز به این دو پیوسته و به عنوان سومین مساله عمومی در عرصه سیاست خارجی مطرح شده است. به عبارت دیگر، با در نظر گرفتن شرایط فعلی، ایران نگران آینده شرایط برابر با عربستان سعودی و طیف گسترده ای از نظرات درباره چگونگی عملکرد با مسائل پیش روی خود است. تغییر نگرش عربستان سعودی در تاریخ اخیر ایران مهم بوده و می تواند نقطه عطفی روابط دو کشور باشد.
سرمقاله ظریف در نیویورک تایمز، ماهیت عمومی مساله عربستان را بازتاب داده است. علاوه بر این انتقادات روحانی که مشکلات میان ایران و عربستان را فراتر از روابط دوجانبه مطرح کرده، حاکی از تغییرات دینامیکی در روابط تهران و عربستان است. بدین سان، علیرغم نخستین بیانیه روحانی مبنی بر تمایل به ایجاد روابط حسنه، تهران و ریاض به بن بستی آشکار رسیده اند. با درنظر گرفتن رویکرد منطقه ای و بین المللی رئیس جمهور، کسی نمی تواند منکر موفقیت های وی در عرصه بین المللی به ویژه در مساله هسته ای شود، با این وجود سیاست وی در قبال عربستان مثمر ثمر نبوده است. این موضوع به همراه برداشت عمومی، نگرش سیاسی و عمومی در قبال عربستان در تهران را تغییر داده است. از این روست که اظهارات رسمی درباره عربستان سعودی نیز دچار تغییرات عمده شده است.
پس از سال ها نگرش متمایل به برقراری روابط حسنه، تفکر جدید مبنی بر چگونگی مقابله با مشی خصومت آمیز عربستان، در تهران تدریجا در حال شکل گیری است. این تفکر در قالب خودداری از احتمال (بعید) تقابل مستقیم پیش می رود؛ چرا که بیش از این چیزی وجود ندارد که سعودی ها بتوانند از آن طریق به امنیت ملی ایران و یا متحدان منطقه ای وی آسیب بزنند. این چشم انداز به راحتی می تواند به افزایش تنش ها و منازعه غیر مستقیم میان این دو رقیب منجر شود. در این جا، این سوال مطرح می شود که آیا عربستان که از همه فرصت های خود برای مقابله با ایران استفاده کرده و در حال حاضر همه کارت هایش را برای مبارزه علیه ایران به کار برده، نفوذ خود را در منطقه گسترش داده است. از سوی دیگر و به دلایل متعدد، ایرانیان در دهه های گذشته عربستان را به چشم تهدید ندیده اند. بنابراین این بحث پیش می آید که آیا اظهارات ایران می تواند معیار درستی از تغییر در دیدگاه دیرینه ایران نسبت به عربستان که هرگز به عنوان خطری برای این کشور مطرح نبوده، باشد.

 منبع: www.al-monitor.com

بازگردان به فارسی: سمیرا محتشم

بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است.

 

نظرات
آخرین اخبار