
فراتاب: نادیا تنها ۱۷ سال داشت که در حمله بوکوحرام به روستایش، پدرش را از دست داد و خودش به اسارت گرفته شد. در اردوگاه، یکی از فرماندهان قصد داشت او را به همسری خود درآورد مقاومت نادیا با کتک، تهدید به مرگ و تلاش برای تجاوز پاسخ داده شد. سه ماه بعد، او را در حالی که مواد منفجرهای هنگام بیهوشی به بدنش بسته شده بود، به همراه دو زن دیگر به سمت یک جمعیت فرستاده شدند تا خود را منفجر کنند؛ دختری که خود قربانی خشونت بود، حالا قرار بود به سلاحی برای اعمال خشونت تبدیل شود!
زنان؛ قربانیان ایدئولوژی بوکوحرام
رفتار بوکوحرام با زنان و دختران کاملاً متفاوت از مردان و پسران بود. این گروه عضویت زنان را ممنوع کرده بود و برای آنان نقشی مطیعتر در نظر گرفته بود. زنان عمدتاً بهعنوان اعضای برابر یا رزمندگان سازمانیافته وارد ساختار گروه نمیشدند، بلکه در نقشهایی مانند ازدواج اجباری، بردگی جنسی و در مواردی حملات انتحاری مورد استفاده قرار میگرفتند. استفاده از زنان در راستای سیاستهای کلی و افراطی این گروه، برای کسب شهرت و دیدهشدن بیشتر و همچنین ایجاد هراس در میان جمعیتهای مورد حمله صورت میگرفت.
از قربانی تا ابزاری برای حمله
بوکوحرام در مقطعی از شورشهای خود، با بهرهگیری از کلیشه «عدم خشونتورزی با زنان»، آنها را به ابزاری برای پیشبرد اهداف خود تبدیل کرد. طبق نتایج تحلیل محتوای مطالب پایگاه داده جهانی تروریسم، زنان اصلیترین شرکتکنندگان در حملات انتحاری بوکوحرام بودهاند. در سال ۲۰۱۴، بیش از ۵۰ درصد بمبگذاریهای این گروه توسط زنان انجام شد. در فاصله آوریل ۲۰۱۱ تا ژوئن ۲۰۱۷، نیز ۲۴۴ زن بهعنوان بمبگذاران بوکوحرام دست به حملات انتحاری زدهاند. این رقم چهار برابر تعداد مردان انتحاری است و در میان گروههای شبهنظامی افراطی بیسابقه محسوب میشود.
از اسارت تا مأموریت انتحاری
روند تبدیل زنان قربانی به بمبگذاران انتحاری با سخنرانیهایی شروع میشد که تلاش داشت آنها را با مفاهیمی مانند رفتن بدون تردید به بهشت متقاعد کند. پس از سخنرانیها اغلب پرسیده میشد چه کسی خواهان رفتن فوری به بهشت است و سپس کسانی که داوطلب میشدند برای آموزش بمبگذاری انتحاری برده میشدند. آموزش این زنان اغلب زمان زیادی نمیبرد و به سه شکل کلی انجام میشد: نگه داشتن بمب در دست، بستن بمب به کمر یا قرار دادن آن در لباس زیر.
پس از بازگشت؛ قربانیانی که همچنان قربانی میمانند
نجات از بوکوحرام برای این زنان پایان راه نبود. عدهای از زنان مدت طولانی را در مراکز بازپروری گذراندند تا بتوانند به زندگی پیشین خود بازگردند. آنها علاوه بر تجربه خشونتهای جسمی و جنسی، تهدید به کشتن عزیزانشان و در نهایت اجبار، با پیامدهای روانی و اجتماعی این اتفاق نیز روبهرو هستند. بسیاری از این زنان همچنان نگران نگاه اطرافیان هستند و حتی از بازگو کردن بخشی از دوران اسارت برای نزدیکانشان اجتناب کردهاند. سرگذشت نادیا نشان میدهد که چگونه یک قربانی میتواند در فاصلهای کوتاه، از هدف خشونت به ابزاری برای اجرای همان خشونت تبدیل شود
نویسنده: فائزه پیری از اعضای مدرسه روزنامهنگاری فراتاب – دوره 17م
بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است.
