
فراتاب: گذشتهای که برگشت دستها و لبهایش میلرزید و چشمهایش پر از اشک بود. نگاهش را پایین انداخت و گفت: «دوازده سالم بود… پسر داییام نه سال ازم بزرگتر بود… اصلاً یادم نمیاد دقیقاً چه اتفاقی افتاد.» حالا ۳۳ سال داشت و شش سال از ازدواجش میگذشت؛ اما هر بار که میلی به رابطه زناشویی نداشت و با اصرار یا خشونت همسرش مواجه میشد، تجربه گذشته دوباره زنده میشد. «احساس میکنم دوباره همون اتفاق داره برام میافته… فکر میکنم همسرم هم مثل پسر داییم داره بهم تجاوز میکنه.» بعد از مکثی کوتاه، از افکار خودکشی گفت!
او به درمان نیاز داشت، اما درآمد خانواده صرف هزینههای زندگی میشد و ادامه جلسات دیگر از توان مالیاش خارج بود. آنجا مسئله فقط تروما نبود؛ هزینه درمان هم به بخشی از رنج او تبدیل شده بود.
تروما؛ رنجی که میماند
پژوهشها نشان میدهند تجربه سوءاستفاده یا تعرض جنسی در کودکی با پیامدهایی مانند افسردگی، خودآسیبرسانی و افکار و رفتارهای خودکشی ارتباط دارد. در یک فراتحلیل در Psychological Trauma، ۲۵ نمونه با بیش از ۸۸ هزار نفر بررسی شد و ارتباط معناداری میان تعرض جنسی و افکار و رفتارهای خودکشی گزارش شد. فراتحلیل دیگری با بررسی ۴۷ مطالعه و بیش از ۱۵۱ هزار نفر نیز نشان داد سوءاستفاده جنسی در اوایل زندگی با افزایش احتمال اقدام به خودکشی همراه است؛ نسبت شانس کلی در این مطالعه ۱.۸۹ بود.
خودکشی پدیدهای چندعاملی است و عوامل روانشناختی، خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی در کنار یکدیگر نقش دارند. وقتی افکار خودکشی در کنار پیامدهای تروما ظاهر میشود، تداوم ارزیابی و مراقبت اهمیت ویژهای پیدا میکند.
وقتی اقتصاد وارد اتاق درمان میشود
در سالهای اخیر، بهویژه در شرایط اقتصادی دشوار پس از درگیریهای اخیر، بخشی از فشار اقتصادی را در اتاق درمان میبینم؛ مراجعانی که همزمان با اضطراب، افسردگی، تروما یا افکار خودکشی، نگران اجاره خانه، هزینههای روزمره و مخارج درمان هستند. گاهی مراجع میگوید: «فعلاً نمیتونم بیام؛ هزینهاش برام زیاده.» توقف درمان را نمیتوان همیشه به بیانگیزگی یا عدم همکاری نسبت داد. گاهی مسئله ساده است: فرد توان پرداخت ندارد.
در یک مطالعه روی ۸۴۰۰ بزرگسال دارای افکار جدی خودکشی، مشکلات مالی در میان افرادی که نیاز به درمان داشتند، با ۵۸.۴ درصد مهمترین دلیل گزارششده برای دریافت نکردن خدمات سلامت روان بود. این یافته را نمیتوان مستقیماً به ایران تعمیم داد، اما نشان میدهد هزینه میتواند مانعی واقعی برای دسترسی به درمان باشد.
درمان؛ وقتی توان مالی تعیینکننده میشود
در ایران نیز هزینه رواندرمانی مسئلهای جدی است. طبق Mental Health Atlas 2024 سازمان جهانی بهداشت، سهم پرداختی مردم برای خدمات رواندرمانی در ایران در بازه ۵۱ تا ۱۰۰ درصد گزارش شده، در حالی که این بازه برای خدمات سرپایی سلامت روان و داروهای روانپزشکی ۶ تا ۲۰ درصد است.
این داده به معنای یکسان بودن هزینه برای همه مراجعان نیست، اما نشان میدهد پرداخت مستقیم برای رواندرمانی میتواند سهم قابلتوجهی داشته باشد. در شرایط اقتصادی دشوار، خانوادهها ناچار به اولویتبندی هزینهها میشوند و رواندرمانی ممکن است حتی در شرایط نیاز جدی، به تعویق بیفتد.
برای یک رواندرمانگر، یکی از دشوارترین لحظهها زمانی است که مراجع به ادامه درمان نیاز دارد، اما به دلیل هزینه مجبور به توقف آن میشود. چالش فقط شروع درمان نیست؛ امکان ادامه دادن آن است.
فاصله میان نیاز و دسترسی
درمان تروما و مدیریت افکار خودکشی معمولاً به یک جلسه محدود نمیشود؛ ارزیابی خطر، رابطه درمانی، مداخلات متناسب و پیگیری، همگی بخشی از مسیر مراقبتاند. نمیتوان گفت توقف درمان به دلیل مشکلات مالی حتماً خطر خودکشی را افزایش میدهد؛ شواهد علمی چنین رابطه سادهای را ثابت نمیکنند. اما یک مانع مالی میتواند دسترسی فرد به مراقبتی را که به آن نیاز دارد دشوار کند.
برای من، داستان این زن فقط روایت یک تروما یا افکار خودکشی نیست؛ روایت فاصلهای است که گاهی میان نیاز به درمان و توان ادامه درمان ایجاد میشود. شاید دسترسی به سلامت روان فقط به معنای وجود متخصص و اتاق درمان نباشد؛ قابلپرداخت و قابلادامه بودن درمان نیز بخشی از دسترسی است. گاهی فرد برای درمان آماده است؛
این توان مالی اوست که آماده نیست.
گزارش از چیمن محمدینسب از اعضای مدرسه روزنامهنگاری فراتاب – دوره 17م
بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است.
