
فراتاب: در پنل «ادبیات و تراژدی» (ئهدهب و کارەسات) که با حضور «کمال امینی» (شنگالی) و «محمد موفقی» به همت کمیتهی ادبی «روژف» (روژەڤ) در مریوان برگزار شد، از نسبت ادبیات و فاجعه، زیباییشناسی رنج، و جایگاه نوشتن در عصر تاریکی سخن گفته شد؛ گفتوگویی صمیمی و تأثیرگذار که با پرسشهای مخاطبان پایان یافت.
دوازدهمین پنل ادبی کمیته «ڕۆژەڤ» کانون علمی–فرهنگی «ڕۆنان» با عنوان «ئەدەبیات و کارەسەت» (ادبیات و فاجعه)، عصر روز چهارشنبه ۲۵ تیرماه ۱۴۰۴ در سالن کنفرانس فرهنگسرای هنری مریوان برگزار شد.
در این نشست، دو شاعر و پژوهشگر زبان ادبیات کُردی، «کمال شنگالی» و «محمد موفقی»، با تمرکز بر مباحثی چون «زیباییشناسی رنج» و «نوشتن در دوران تاریکی»، نسبت ادبیات با پدیدههایی چون جنگ، آوارگی و مرگ را از منظر شخصی و بینامتنی بررسی کردند.
در ابتدای برنامه، «رئوف محمودپور»، شاعر و پژوهشگر، بهعنوان مجری پنل، با ارائهی نگاهی کلی به هدف نشست، تأکید کرد که اگرچه «ادبیات فاجعه» شاید سابقهای طولانی نداشته باشد، اما میتواند دریچهای نو برای درک ژرفتر مخاطب از ادبیات بگشاید. او همچنین نقش راوی در بازنمایی فاجعه را بسیار مهم دانست و ادبیات را بهمنزلهی پیونددهندهی روح جمعی یک ملت توصیف کرد.
نخستین سخنران، کمال امینی (شنگالی)، شاعر و نویسندهی متولد جوانرود و ساکن سنندج، از چهرههای شاخص نسل چهارم شعر کُردی و نویسندهی سه کتاب و دهها مقاله است. او در سخنرانی خود با عنوان «زیباییشناسی رنج»، با مروری تاریخی بر ادبیات معاصر کُردی، این پرسش محوری را مطرح کرد: «چرا ادبیات ما در مواجهه با رنج، عمیق و گسترده است، اما در زمینهی حماسه، کمدستاورد و پراکنده است؟»
وی با بررسی نام و هویت شاعران، نشان داد که بسیاری از آنان نامهایی مرتبط با رنج، بیقدرتی یا بیهویتی دارند؛ از قانع و پشێو گرفته تا بێکەس و معدومی. امینی با بهرهگیری از آرای متفکرانی چون آدورنو، مارکوزه و ادانبین، به مسئلهی «شاهد عینی» در ادبیات فاجعه پرداخت و تأکید کرد که ادبیات، خود بهترین شاهد عینی رنج است.
این شاعر نسل چهارم با ذکر نمونههایی مانند تیمور، پسربچهی ۱۲ سالهی بازمانده از فاجعهی انفال، یادآور شد که نوشتن دربارهی رنج، باید از لایههای عمیقتری از درک و زبان برخیزد، نه با بیان سطحی و زبانی تزئینی. در پایان، شنگالی «شکست» را یکی از بنیادهای اصلی زیباییشناسی رنج در ادبیات معرفی کرد.
«محمد موفقی»، شاعر و منتقد متولد کامیاران و دومین سخنران پنل، نیز از چهرههای فعال در نسل جدید شعر کُردی است.
او در ابتدای سخنان خود، با استناد به دیدگاههای موریس بلانشو، سه ویژگی فاجعه را چنین برشمرد:
- فاجعه از مرزهای درک معمول انسان فراتر است،
- همواره برای «دیگری» رخ میدهد،
- به گذشته تعلق دارد، نه اکنون.
موفقی چهار نقش کلیدی در مواجهه با فاجعه را معرفی کرد: قربانی، راوی، شاهد عینی و عامل فاجعه، و در ادامه تأکید کرد که نقش راوی از همه مهمتر است، چرا که شیوهی روایت میتواند زیباشناسی یک متن را شکل دهد. او همچنین رنج را از منظر روانشناسی، فلسفه، الهیات و نظریهی یونگ بررسی کرد. به گفتهی او: در روانشناسی، زمانی رنج پدید میآید که امیال انسانی با واقعیت ناسازگار شود. در فلسفه، آگاهی انسان نسبت به پوچی هستی منجر به رنج میشود. در الهیات، رنج در بستر ادیان ابراهیمی، بودیسم و آیینهای شرقی معنا مییابد و در نگاه یونگ، انسان در مواجهه با رنج، یا آن را تحمل میکند یا در آن تأمل میکند.
موفقی در پایان سخنرانیاش مراحل رنج را در سه سطح دستهبندی کرد: آگاهی به رنج، معنابخشی به آن، و رهایی از رنج.
در پایان پنل، بخشی به طرح پرسش از سوی حضار و پاسخگویی سخنرانان اختصاص یافت. این بخش با استقبال قابلتوجهی مواجه شد و فرصتی پدید آورد تا برخی نکات نظری، در گفتوگو با مخاطبان شفافتر شود. اهمیت این بخش در آن بود که بحثها از سطح تئوریک فراتر رفت و به خوانشهایی تازهتر از نسبت ادبیات با فاجعه انجامید؛ خوانشهایی که از دل تجربهی زیستهی حاضران شکل گرفت.
در مجموع، پنل «ادبیات و فاجعه» نمونهای موفق از گردهمایی نویسندگان و علاقهمندان به ادبیات در فضایی گفتوگومحور و تحلیلی بود. نشستی که توانست ضمن وفاداری به مباحث نظری، تجربههای بومی و منطقهای را نیز وارد گفتوگو کند و افقی تازه برای درک نسبت میان نوشتن و رنج بگشاید.
گزارش از شیما یوسفی از اعضای کلاس روزنامهنگاری فراتاب – دوره 16.
بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است.
