خالقی؛ جلوه ای از شکوه هنر و اخلاق | فراتاب
کد خبر: 9571
تاریخ انتشار: 25 مرداد 1398 - 20:32
دکتر اسعد اردلان
به همان نسبت که صدای خالقی و رفتارش در شنونده و بیننده انگیزه و عشق می آفریند، نوستالژی دور از خانه زیستن را نیز با همه ابعاد آن منتقل می کند.

فراتاب – گروه فرهنگی: در طبقه بندی انواع هنرها به دو گونه هنر تجسمی و هنر آوایی اشاره کرده اند. هنر آوایی را نوعی از هنر دانسته اند که توسط صدا، زیبایی می آفریند و از راه شنیداری تاثیر خود را  بر اندیشه و احساس بر جای میگذارد.هنری که نه تنها شخص را از دلتنگی و یاس می رهاند، بلکه منابعی برای شادی و نشاط و انرژی و الهام می آفریند.موسیقی و ادبیات را نمونه هایی از این هنر دانسته اند که هر گاه به یاری هم آمده اند جلوه های ماندگاری از فرهنگ و زیبایی و گاه حماسه خلق کرده اند.

ادبیات از آن رو که مکتوب شده است پیشینه ای دیرین در جهان دارد، موسیقی اما چون شنیداری است تنها از راه سینه، به سینه ی نسل های بعد رسیده است و در این اواخر به یاری تکنولوژی  ضبط و مستند شده است. آفرینندگان هنر همواره در میان مردم جایگاهی شکوهمند داشته اند و بسیاری بر دل ها خیمه زده اند. نتیجه این حق شناسی و اقبال مردم به شهرت رسیدن شعرا، نوازندگان و آواز خوانان بوده است. بختی که برخی آن را نیک پاس میدارند و شریک همه لحظات شادی و اندوه ملت ها می شوند و اندکی نیزبر موج آن سوار،تا کامی از دنیا و لذایذش بگیرند!

جامعه ما از دیر باز با این هنر ها آشناست و موسیقی و شعر همواره از عوامل مهم پیوند اجتماعی در کردستان بوده اند. بویژه موسیقی و گورانی رویای گذشته های زیبای کودکی و نوجوانی و همه سال های زندگی مردم را ساخته اند. در این وادی، آواهایی یادگار و نام هایی ماندگار شده اند که بخش برجسته ای از تاریخ هنر کردی را آراسته اند و به گنجینه ی فرهنگی کردستان جلوه ای ویژه بخشیده و به نماد هویت مردم تبدیل گشته اند. در دورانی که همسالان من از راه گورانی و شعر به بالندگی فرهنگی می اندیشیدند، مردان و زنان پر تلاش در عرصه نوازندگی و آواز وترانه خوانی کم نبودند، و برای هرفرد نامی و جلوه ای از این هنر، هویت ساز شده بود. برای من و دوستانم بی شک نام و آوای استاد مظهر خالقی رتبه ای برتر یافته بود. هر شب را با این احساس به خواب میرفتیم که صدای پرسوز و مهرآفرین او در گوش جانمان می پیچید و از سر شوق و ارادت بر زبان نیز تکرار می کردیم.این گونه شد که آوای  مظهر خالقی برای ما یکی از پایه های محکم هویت فرهنگی مان را ساخت.

سخن در باره مرتبت هنر موسیقایی  استاد، کار بزرگان همان حوزه است، اما این نوشته از جنس دیگری است. کوته سخنی است در باره شخصیت فردی و تاثیر اجتماعی هنر و رفتار ایشان و خدمتی که به فرهنگ و هنر کردی کرده است.

پاره ای از روانشناسان بر این باورند که میان شخصیت هنرمند و سبک هنری او رابطه ای وجود دارد. اگر موسیقی را در شمار هنرهای رمانتیک قرار دهیم، شخصیت هنرمند است که با آزادی خیال، احساسات و عواطف بر آمده از هویت فرهنگی خود را تداعی می کند. بر این باور موسیقی خالقی بیان هنری ظرفیت های فرهنگی سرزمین ما است که از پشتوانه ی معنویتی خلاق برخوردار است که آن را در زندگی اجتماعی و هنری خود بازتاب داده است.

به همان نسبت که صدای خالقی و رفتارش در شنونده و بیننده انگیزه و عشق  می آفریند، نوستالژی دور از خانه زیستن را نیز با همه ابعاد آن منتقل می کند. در جریان مراسم اعطای دکترای افتخاری هنر از سوی دانشگاه سلیمانیه به ایشان بود که بخت آن را یافتم، پس از نزدیک به چهار دهه بار دیگر با یکی از بزرگترین سرمایه های فرهنگی زادگاهم دیداری چند روزه داشته باشم.

استاد را در قامتی شایسته نامش و تصویر رویاییم از او یافتم. با ابعادی خوش آیند از شخصیتی برون گرا که میل به برقراری روابط بین فردی، نوع دوستی، درک و احترام به خواست ها و نیازهای دیگران، مهربانی واعتماد به نفس، و سطح والایی از تفکر را  بروز میداد. در میزبانی سنگ تمام گذاشت کمتر سخن می گفت و بیشتر می شنود و گوش جان به سخن میهمانانش می سپرد تا از هر کس حرفی و سخنی نو بشنود.

دیداری چند ساعته از انستیتوی میراث کردی در سلیمانیه که به همت و با  طراحی و کار فوق العاده ایشان شکل گرفته است و با شایستگی در مسیر اهداف و عنوانش حرکت می کند، جلوه های دیگری از شخصیت استاد را نشان میدهد؛ آزاد اندیشی، آغازگر بودن،قدرت سازماندهی، وظیفه شناسی، مدیریت مناسب فعالیت فرهنگی و سازمانی، هدفمند بودن رفتار، و همکاری به جای رقابت با سایر موسسات فرهنگی و احترام به همه هنر ها و هنرمندان.

تلاش او برای مستند کردن تاریخ شفاهی موسیقی کردی  از طریق دستیابی و دسته بندی کردن و پالایش فنی  سروده ها و آواهای قدیمی کردستان ستودنی و تا کنون بی مانند است.فعالیت موسسه ابعاد گسترده تری از فرهنگ را نیز در بر می گیرد. از رفتار و تلاش استاد بر می آید که احساس می کند  مسئولیتی تاریخی بر عهده دارد که هنر و صداهای موسیقی را از گزند حوادث نجات دهد. شهر به شهر و روستا به روستا در جستجوی یافتن فولکلور و میراث موسیقای کردی کاری سخت سترگ و جودانه است که به نظر میرسد در زمانه ما تنها از شخصیت و وجاهت و مدیریت او بر میآید.

او رابطه ای علمی میان هنر و زندگی اجتماعی اش برقرار کرده است که خالی از شهرت طلبی و خود بزرگ بینی است.تعصب و تخصص هنری و فرهنگی وی به جای این که میل به خود ستایی  و کیش شخصیت متداول کند، رو به آفرینش و سازندگی کرده است.

همان گونه که ترانه ها و صدای خالقی توقع ما را از موسیقی و دیگر هنرمندان  بالا می برد، رفتار استاد نشان میدهد که تاثیرگذاری رفتاری او بر دیگران کمتر از  تاثیرگذاری هنری وی بر مخاطبان نیست. گرچه انسان ترکیب این دو را در همگان آرزو دارد.

نویسنده: دکتر اسعد اردلان مدیر جامعه کُردهای مقیم مرکز

بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است

 

 

این یادداشت بخشی از یک پرونده گسترده تر بنام «داوود کُرد» است که در ماهنامه الکترونیکی فراتاب منتشر شده است

برای دانلود کاملا ماهنامه فراتاب بر روی لینک زیر کلیک کنید:

http://www.faratab.com/news/9245

 
 
نظرات
آخرین اخبار