اعتیاد زنان وحواشی آن | فراتاب
کد خبر: 8926
تاریخ انتشار: 3 مهر 1397 - 11:27
اسدالله افشار
الگوهای معتاد شدن و مصرف موادمخدر و ترک اعتیاد برای زنان و مردان فرق می کند و این عامل بر طبقه و قومیت و اشتغال و تحصیلات زنان و مردان بار می شود.

فراتاب - گروه اجتماعی: اعتیاد زنان در دنیا مسئله ای پیچیده و چند وجهی است؛ اما می توان به تعمیماتی در باره قانونمندی های آن با تأکید بر اعتیاد زنان رسید. نگاه همه جانبه به اعتیاد زنان درکنار سایر مسائل انسانی- اجتماعی برای شناخت و ارزیابی کارآمد آن لازم و واجب است. نکته قابل توجهی که باید به آن اشاره داشت این است که الگوهای معتاد شدن و مصرف موادمخدر و ترک اعتیاد برای زنان و مردان فرق می کند و این عامل بر طبقه و قومیت و اشتغال و تحصیلات زنان و مردان بار می شود. به طور مثال مردان برای تفریح ، فرار از واقعیت های پذیرش مسئولیت هایی که در زندگی بردوش داشته و یا شکست هایی که در طول زندگی برایشان حادث شده  و خارج از طاقت ، حد و توان روحی شان بوده است و همچنین برای کسب لذت جنسی بیشتر به اعتیاد روی می آورند تا زنانی که عمدتا از روی  غم و غصه و نرسیدن به آرزوهایشان به این کار مبادرت می ورزند. اعتیاد زمانی که متوجه زنان می شود، برمصائب ایشان می افزاید، و وابستگی خانوادگی و اقتصادی آنان را به مردان بیشتر می نماید.

اعتیاد زنان گستره وسیعی از استعمال سیگار و الکل تا مواد مخدر و روانگردان ها را شامل می شود و غالبا با قمار و تن فروشی و انحرافات دیگری همراه است. همه این انحرافات از ارزش و وزن برابر برخوردارنیستند، و به یکسان شامل حال زنانی از طبقات، فرهنگ ها، قومیت ها و ملیت های مختلف نمی شوند و برچسب انحرافی مساوی نمی خورند و توزیع زنان معتاد نیز در گستره تاریخ و جغرافیای جوامع، ثابت و یکدست نمی نماید. به این نکته مهم  که در همین زمینه می باشد و حقیقتی را بیان می کند خوب است  توجهی داشته باشیم و آن این موضوع است که؛  در قرن 19میلادی اکثریت معتادان به مورفین و تریاک در آمریکا، زنانی ازطبقات اقتصادی- اجتماعی و مناطق شهری و روستایی بودند. یا در سال 2001 میلادی بنابه برآورد « مرکز ملی اعتیاد و سوء مصرف موادمخدر»، چهارمیلیون وپانصد هزارزن در آمریکا معتاد به الکل، سه میلیون و پانصدهزار گرفتار سوءاستفاده موادمخدر و سه میلیون یکصدهزارنفرنیز مصرف کننده منظم موادمخدر بوده اند.

چرایی گرایش زنان به اعتیاد

زنان یا در همراهی با پدر و همسر و گاه رییس وکارفرما و یا حادث شدن طلاق از همسر معتاد و گاهی حتی غیر معتاد و همچنین دوستان ناباب به اعتیاد گرایش پیدا می نمایند. پرواضح است طرد و حاشیه ای شدن زنان معتاد بیش از مردان مخاطره آمیز می باشد؛ زیرا این زنان به ویژه به واسطه شرم آمیز بودن کارتن خوابی و خیابانگردی ، جنس دوم یا جذب محلات بدنام شده و یا در جستجوی سرپناه به تن فروشی و معاونت در این طریق می پردازد.

 

هزینه گران اعتیاد زنان

هزینه اعتیاد زنان به واسطه نقش آنان در باز تولید نسل و فرزندپروری حتی بیش ازمردان است و جامعه را متحمل سرمایه گذاری های کلان برای نگهداری و تربیت این فرزندان یا در غیر این صورت تأمین نیرو و تجهیزات و فضا و امکانات جهت کنترل نابهنجاری رفتاری محتمل آنان در آینده خواهد ساخت.    

 

مراکز ترک اعتیاد

وجود و دسترسی به مراکز ترک اعتیاد نه تنها برای زنان و مردان که بسته به منطقه سکونت و امکانات مالی و تحصیلات و طبقه و حتی داوطلب بودن خود زنان برای این کار نیز فرق دارد؛ و باورهای عمومی در نبود چنین امکانی ممکن است اعتیاد را مقدر و درمانش را تابع مشیت انگارد ودست روی دست بگذارد و به نگاه منفی نسبت به این پدیده ادامه دهد و آن را صرفا مخاطره ای اخلاقی به حساب آورد، یا حل آن با فرار از مسئولیت و توجیه و زمینه سازی ها،  برعهده و بر دوش خانواده ها نهد.

 

مراقبت از زنان در قبال اعتیاد

مراقبت از زنان در قبال اعتیاد یا ترک دادن زنان معتاد به اعتباراتی نیازمند است که بدون ارزش اضافی حاصل از عملکردهای اقتصادی نصیب جامعه یا حتی معتادان و خانواد هایشان نمی شود و این در حالی است که بخشی از همین مازاد نیز صرف تولید وتوزیع موادمخدر می شود. 

 

درمان اعتیاد زنان

درمان اعتیاد زنان راهی بس طولانی پیش رو دارد و با دستورات اداری صرف که بعضا هم کارشناسی نشده صادربرخی دیگر ازگشته است نه تنها معجزه ای نخواهد نمود بلکه حتی با  نسخه پیچی های مردانه که شامل حال مردان معتاد شده و برگرفته از تجارب آنان می باشد اتفاق جدیدی را برای درمان اعتیاد زنان رقم نخواهد زد. صاحب نظران دراین زمینه معتقدند؛ رفع اعتیاد از زنان معتاد نه تنها به اراده آنان که به تحقق برابری جنس- جنسیتی درجامعه بستگی دارد؛ و چنان چه این امر محقق نشود احتمال آن وجود د ارد این قربانیانِ خاموشِ خشونت های خانوادگی و اجتماعی دراین عرصه سکوت اختیارنمایند.

برخی دیگر از کارشناسان علوم اجتماعی براین باورند که؛ درپرتوحل روابط نابرابر قدرت است که هم اعتبارات مالی بسنده به مشکل اعتیاد زنان اختصاص می یابد و هم اعتلای آگاهی عمومی مانع از برخورد منفی جامعه با ایشان چونان عاملی بازدارنده در رفع اعتیادشان می گردد. و البته جامعه شناسان به درستی می گویند؛ اصلاح معیشت زنان، الگوهای سکونت و بهداشت و آموزش و حمل ونقل، روندهای فرزندآوری و فرزندپروری، میزان اعتماد به نفس و تجربه بی عدالتی و تبعیض در جامعه می تواند به انجام این امر حساس یاری رساند.

جان کلام این که:

1- اعتیاد زنان مستعد قرین شدن با جرائم دیگراست.

2- بهره مندی همه زنان معتاد ازامکانات موجود درترک اعتیاد اعم از کمپ ها، مراکزدرمانی، کلینیک ها و...

3- افزایش امکانات دولتی ترک اعتیاد برای زنان مستمند وضعیف.

3- سپردن امور ترک اعتیاد زنان به زنان و خارج کردن مدیریت این امر ازدست مردان.

4- تشریک مساعی جامعه زنان، مردان و همه ارگان ها مسئول ذی ربط، سازمان های دولتی و مردم نهاد وکلیه نهادهای اجتماعی دیگرجهت حل معضل عاجل اعتیاد زنان.

 

دکتر اسدالله افشار، پژوهشگر ارشد موسسه کادراس

منبع: روزنامه رسالت

نظرات
آخرین اخبار