ائتلاف های امنیتی عربستان سعودی | فراتاب
کد خبر: 7027
تاریخ انتشار: 19 آذر 1396 - 19:00
آیا ریاض می تواند بر خاورمیانه مسلط شود؟
در شرایط فقدان راهکارهایی که فرصت های رهبری مورد ادعای عربستان سعودی بر اعراب و جهان اسلام را فراهم کند، ائتلاف های غیررسمی مولفه مهم ـ گرچه نه الزاماً کارآمدی ـ در تفکر امنیتی سعودی باقی می مانند.

 

فراتاب- گروه ترجمه: در 23 اکتبر 2017، مقاله ای با عنوان «ائتلاف های امنیتی عربستان سعودی؛ آیا ریاض می تواند بر خاورمیانه مسلط شود؟» در نشریه فارین افرز به قلم ری میلر، استاد رشته حکومت در دانشگاه جورج تاون قطر منتشر شد که مهم ترین نکات آن بدین شرح است:

عربستان سعودی از سال 2015 از طریق ایجاد شماری از ائتلافها و اتحادهای چندجانبه غیررسمی که مجموعه ای از اعراب، مسلمانان و دیگر ملت ها تحت رهبری عربستان در آنها مشارکت دارند، درصدد تقویت قدرت منطقه ای خود برآمده است. اولین مورد، «ائتلاف عربی در یمن» بود که در مارس 2015 ایجاد شد. متعاقب آن، در دسامبر 2015، «ائتلاف نظامی اسلامی برای جنگ علیه تروریسم» تشکیل شد. اخیراً نیز «ائتلاف ضد قطر» در ژوئن 2017 ایجاد شد؛ این ائتلاف برای واداشتن قطر، رقیب دیرین عربستان سعودی به همسویی با دیدگاه های استراتژیک عربستان در شورای همکاری خلیج فارس بوده است.
هفته گذشته و در راستای همکاری با «ائتلاف عربی در یمن» و «ائتلاف نظامی اسلامی برای جنگ علیه تروریسم»، بحرین برای اولین بار میزبان «کنفرانس ائتلاف و اتحاد نظامی خاورمیانه» بود. برگزاری این کنفرانس به منظور تاکید بر «نقش حیاتی» ائتلاف ها در تامین «امنیت دفاعی و دسته جمعی در منطقه» بود. سخنرانان این کنفرانس شامل شخصیت های نظامی ارشد فعلی و پیشین بحرین، اردن، مالزی، انگلستان و آمریکا از جمله رابرت هاروارد، معاون پیشین ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) و وسلی کلارک، فرمانده پیشین ناتو بودند.
این سه ائتلاف به رهبری عربستان بسیار شکننده اند و مشارکت کنندگان انتظار ندارند که عضویت و درگیر شدنشان در این ائتلاف ها به رابطه نهادی پایداری بیانجامد. گرچه ابعاد این ائتلاف ها محدود نیست، اما وظایف کارکردی شان موضوع محور است. حوزه اختیارات ائتلاف یمن، به جنگ علیه داعش در شبه جزیره عربی و حوثی ها محدود می شود. طبق اظهارنظر وزیر دفاع سعودی، محمد بن سلمان، «ائتلاف نظامی اسلامی برای جنگ علیه تروریسم» به معنای کمک برای هماهنگی و حمایت از اقدامات نظامی در مبارزه علیه خشونت است. سرانجام، گرچه محدودیتی در مدت بقا و استمرار این ائتلاف ها وجود ندارد، اما این امکان وجود دارد که این «ائتلاف های ارادی» به آسانی پس از دستیابی به هدفشان منحل شوند.
این ائتلاف ها خصیصه مهم دیگری علاوه بر غیررسمی بودن دارند: عضویت در آنها ورای هر منطقه جغرافیایی خاص است. ائتلاف یمن شامل مراکش، سنگال و ایالات متحده است. این کشورها بین 3500 تا 5000 کیلومتر دور از کشور جنگ زده قرار دارند. در ضمن، «ائتلاف نظامی اسلامی برای جنگ علیه تروریسم» در آغاز شامل 30 عضو بود و در حال حاضر، شمار اعضای آن تقریباً شامل 40 کشور است. بیش از نیمی از اعضای ائتلاف نظامی اسلامی برای جنگ علیه تروریسم (22 کشور) در بیش از 1200 کیلومتر دور از مرکز فرماندهی ائتلاف در ریاض قرار دارند.
دلایل متعددی مبنی بر تمایل شدید عربستان سعودی به سرمایه گذاری اعتبار و سرمایه مالی، سیاسی و نظامی خود در چارچوب غیررسمی مانند ائتلاف نظامی اسلامی مبارزه علیه تروریسم داشته است؛ به گونه ای که اعضای این ائتلاف نه تنها با هزاران کیلومتر از یکدیگر جدا می شوند، بلکه از منافع و توانمندی های به شدت متفاوت نیز برخوردارند.
دلیل نخست از ایجاد چنین ائتلاف هایی به ناتوانی عربستان سعودی در دگرگونی شورای همکاری خلیج فارس به سازمان امنیتی منطقه¬ای کارآمد تحت هدایت و کنترل آن بر می گردد. از زمان آغاز به کار شورای همکاری خلیج فارس در اوایل دهه 1980، ریاض چندین طرح پیشنهادی برای تبدیل آن به ائتلاف امنیتی دسته جمعی ارائه داده است. همه آن طرح ها توسط شرکای ریاض همچون کویت، عمان، قطر و حتی متحد کنونی آن، امارات متحده عربی ـ که می ترسند عربستان دغدغه های مشروع امنیتی آنها را نادیده گرفته و نفوذ و منافع خود را در سراسر منطقه بسط دهد ـ رد شده اند.
دومین دلیل، به سرخوردگی و دلسردی سعودی ها از آمریکا به عنوان یک ضامن امنیتی پس از بهار عربی مربوط می شود. پس از آنکه اوباما از حسنی مبارک خواست که فقط چند روز پس از اعتراضات عمومی در مصر در سال 2011 از قدرت کناره گیری کند، باور و اعتقاد ملک عبدالله به آمریکا کاملاً از میان رفت. بنابراین، برداشت ایجاد شده از دولت اوباما به عنوان یک متحد غیرقابل اعتماد، عدم تمایل به ماندن اسد در سوریه، وجود شبه نظامیان شیعی در عراق یا ایران و مساله هسته ای ایران، عربستان را به سوی ایجاد این نوع ائتلاف ها سوق داده است.
مساله اصلی این است که آیا این نوع ائتلاف ها در بلندمدت ماندگار خواهند ماند. گرچه هویت مشترک اسلامی تاثیرگذار است، اما برای مثال همه اعضای"ائتلاف نظامی اسلامی برای جنگ علیه تروریسم" مسلمان نیستند. برای نمونه، اکثریت جمعیت گابن مسیحی هستند. دوم آنکه، هیچ یک از اعضای این ائتلاف ها تمایل ندارند تفوق و برتری سعودی ها را بپذیرند. پول سعودی آنها را قادر نمی سازد که در حوزه امنیتی خود به گونه ای عمل کنند که مستقیماً منافعشان تهدید نشود. برای مثال، پارلمان پاکستان به عدم ملحق شدن به جنگ در یمن رای داد و با فشار شدید سعودی ها، دولت اسلام آباد فقط قول داد که زمانی درگیر در این جنگ شود که حوثی های یمنی به سرزمین سعودی حمله کنند. همین طور، السیسی که از کمک های مالی عربستان استفاده می کند، اما دولت مصر از جنگ هوایی آغازین در یمن و حمایت دریایی از سعودی ها در خلیج عدن اجتناب کرد.
در پایان، نویسنده مقاله نتیجه گیری می کند که مادامی که عربستان از جانب ایران احساس تهدید می کند، به راه هایی برای ایجاد یک موازنه امنیتی ادامه می دهد. در شرایط فقدان راهکارهایی که فرصت های رهبری مورد ادعای عربستان سعودی بر اعراب و جهان اسلام را فراهم کند، ائتلاف های غیررسمی مولفه مهم ـ گرچه نه الزاماً کارآمدی ـ در تفکر امنیتی سعودی باقی می مانند.

برگردان به فارسی: فهیمه قربانی

منبع: پایگاه فارین افرز
بازنشر این مطلب با ذکر منبع فراتاب بلامانع است

 

نظرات
آخرین اخبار