آیا ایران، کره شمالی بعدی خواهد بود؟ | فراتاب
کد خبر: 6501
تاریخ انتشار: 12 مرداد 1396 - 20:42
فیلیپ گوردن و آموس یالدین- فارین افرز

فراتاب – گروه بین الملل: یادداشت پیش رو توسط دو تحلیلگر مرکز فارین افرز به رشته تحریر درآمده است و در آن نویسندگان ضمن نشان دادن این واقعیت که سیاست های آمریکا در قبال کره شمالی شکست خورده است، برای جلوگیری از تکرار چنین شکستی این بار در برابر ایران، از دولتمردان کاخ سفید خواسته اند، مذاکره و قرار دادن فهرستی از همکاری ها و مشوق ها به تهران را همچنان روی میز نگه دارد. مشروح این یادداشت به دنبال خواهد آمد:

 آزمایش اخیر موشک های بالستیک دوربرد کره شمالی که نشان دهنده ی پیشرفت توانایی این کشور برای هدف گیری با قدرت هسته ای  به خاک آمریکا است، ایالات متحده و متحدان آسیایی او را نگران کرده است. سوال ناگزیری که اکنون در خاورمیانه پرسیده می شود که آیا واشنگتن به واقع یک کره شمالی با سلاح های هسته ای را که به خود آمریکا می رسند تحمل خواهد کرد، و این موضوع چگونه بر ایران سایه افکنده است؟ رهبران و مردم منطقه، به ویژه اسرائیل و کشورهای عرب می ترسند به تماشای فیلمی بنشینند که در شرق آسیا به روی صحنه می رود، فیلمی که ممکن است به زودی در خانه به نمایش در آید.

این نگرانی بی جهت نیست چرا که شباهت های دو مورد به هم مبهوت کننده است. در سال ۱۹۹۴ دولت بیل کلینتون یک «چارچوب مورد توافق» را که برنامه ی اتمی کره شمالی را «فلج و ازکار افتاده» می کرد، اعلام کرد. این توافق متعهد می شد که «کره جنوبی و متحدانش پشتیبانی خواهند شد»، «تمام جهان امن تر خواهد بود» و «آمریکا و بازرسان بین المللی به دقت کره شمالی را تحت نظر خواهند داشت تا از تعهدات او اطمینان حاصل کنند.» اما پیونگ یانگ تقلب کرد، توافق از هم پاشید و طی یک دهه، کره شمالی راه ساختن بمب را در پیش گرفت.

کابینه ی جرج بوش نیز سعی کرد راه مقابله را امتحان کند ولی شکست خورد و برخلاف دکترین جدیدش در «پیشگیری و تعهد به جلوگیری بازیگران مخاصم» نظیر کره شمالی، در برابر آزمایش هسته ای آن کشور در سال ۲۰۰۶، جز محکوم کردن این عمل تحریک آمیز، کار دیگری نتوانست از پیش بَرَد. و برخلاف اینکه متعهد شد اگر کره شمالی بخواهد سلاح یا مواد هسته ای بسازد آنها را کاملا پاسخگو قرار خواهد داد، چنین نکرد و پیونگ یانگ به ساخت یک پایگاه پنهان پلوتونیوم برای راکتور آب سنگین در سوریه اقدام کرد. براساس اطلاعات مقامات امنیتی بلندپایه ی آمریکا، تلاش ها برای خنثی کردن آن، تنها زمانی انجام شد که اسرائیل خود موضوع را تحت کنترل گرفت و در سال ۲۰۰۷، آن مرکز را بمباران کرد.

دولت اوباما از برخورد نظامی با کره شمالی دوری کرد، اما از تشویق آن کشور برای مذاکره مستقیم نیز خودداری نمود و به روش «صبر استراتژیک»، با صبر فراوان به تماشای پیونگ یانگ پرداخت که مقادیر قابل توجهی کلاهک هسته ای ساخت و سیستم حمله ی خود را به پیش بُرد.

واکنش بعدی نوبت کابینه ی ترامپ بود.  وقتی که در ژانویه ی ۲۰۱۷، کیم جونگ اون نشانه هایی به قصد آزمایش موشک های دوربرد با قابلیت حمل سلاح هسته ای فرستاد، ترامپ در حساب توییتر خود با افتخار گفت: «این اتفاق نمی افتد.» و سپس اعلام کرد که یک ناوگان جنگی به منطقه خواهد فرستاد. آقای مایک پِنس مشاور ترامپ نیز برای تحکیم صحبت های ترامپ به منطقه ی غیرنظامی کره رفت تا به پیونگ یانگ اخطار دهد که «اراده ی ترامپ و یا قدرت نظامی ایالات متحده را محک نزند.» و هر چقدر می خواهند آزمایش کنند، پاسخ ایالات متحده به مراتب سازنده تر از مقابله با پیشرفت های کره شمالی در بیست سال گذشته خواهد بود.

 با چنین سوابقی، رهبران و مردم درخاورمیانه خرده ای برشان نیست اگر از خود می پرسند که آیا تلاش های آمریکا در جلوگیری از ایران برای دستیابی به بمب، موفقیت آمیز خواهد بود؟ درعین حال تفاوت های کلیدی بین دو موقعیت وجود دارد. بایستی درس هایی از تجربه کره شمالی فراگرفت. هنوز فرصت هست که مانع از این شد که ایران راه در جای پای کره ی شمالی بگذارد. مقامات در واشنگتن و نقاط دیگر، باید نه تنها شباهت ها بلکه تفاوت های این دو را با صداقت نگاه کنند.

برخی معتقدند که چون دموکراسی در کره شمالی شکست خورده، ایالات متحده و هم پیمانانش باید از هرگونه تلاشی برای مذاکره با ایران پرهیز کنند و صرفا بر به گوشه راندن ایران از نظر اقتصادی و دیپلماتیک تمرکز کنند تا بدین سان ایران یا تسلیم شود و یا سقوط کند. اما این موضوع به چند دلیل اشتباه خواهد بود. در مورد کره شمالی، «چارچوب مورد توافق» سقوط کرد به این دلیل که کنگره ی آمریکا مصمم بود که از پیونگ یانگ دلجویی نکند. پیونگ یانگ به تعهدات خود در زمینه تأمین تجهیزات انرژی برای شمال –که در معاهده تصریح شده بود- سرباز زد و فقدان یک مذاکره برای معاهده، نه تنها منجر به سقوط کره شمالی نکرد، بلکه به یک دولت ترسناک با توانایی موشک های قاره پیمای هسته ای تبدیل شد که به سختی استراتژی های منجر به سقوط در آن اثر می کند. امروز رهیافت درست در مورد ایران، این خواهد بود که از مذاکره دست نکشید. چرا که ترک مذاکره به معنای جایگزین بعدی است: بمب ایرانی یا بمباران ایران. بنابراین بهتر است مذاکرات به نتیجه برسند.

جامعه ی ایران نسبت به کره شمالی جامعه ای بازتر و پویاتر است. طبقه ی متوسط تحصیلکرده و جمعیتی جوان که مشتاق پیوستن به جامعه ی بین المللی هستند که همین باعث می شود دولت ایران نسبت به فشار و مشوق ها پاسخگو باشد. هرچند ضمانتی وجود ندارد، اما این امکان وجود دارد که با از بین رفتن بخشی از محدودیت های برنامه ی هسته ای ایران در ده سال آینده، ایران تحت رهبری مختلفی باشد، که امکان گفتگوی سازنده، اطمینان هسته ای و حتی همکاری منطقه ای را بدهد.

 

منبع: فارین افرز

بازگردان به فارسی: شیما بزرگی عضو شورای نویسندگان فراتاب

بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است.

 

نظرات
آخرین اخبار