جوانرود؛ دیواری که هنوز بوی مهربانی می دهد! | فراتاب
کد خبر: 6278
تاریخ انتشار: 18 خرداد 1396 - 04:16
گزارشی از آخرین دیوار مهربانی ایران!

فراتاب - گروه فراسفر: بە تازگی در شبکە های صدا وسیما در مجموعه برنامه هایی مثل دورهمی به کارگردانی مهران مدیری و خندوانه به کارگردانی رامبد جوان کارهای شایسته و خداپسندانه و خیرخواهانه ای انجام می گیرد که جالب و مورد توجه و در نوع خود کم نظیر است و به تازگی در یکی از برنامه های خندوانه توسط تعدادی از کارگردان و بازیگران برخی از کالاهای مورد نیاز از قبیل کاپشن، لباس، کفش و اسباب بازی در محلات حاشیه نشین و روستاهای دورافتاده بین فقرا تقسیم می گردد و این برایم جالب بود و یاد دیوار مهربانی افتادم که یک سال پیش در اغلب شهرهای ایران بخصوص در شهر جوانرود و در برخی از نقاط شهر دایر و بعد از مدتی به دلیل کم رونقی برچیده شد.
اگرچه این موضوع حرکتی خودجوش و از طرف اقشار تحصیل کرده و فعالان اجتماعی صورت گرفت. اما این موضوع شاید برای برخی غیرقابل باور باشد که این دیوار مهربانی توسط پیرمردی خیر و خداجو که تعدادشان امروزه در جامعه انگشت شمار است، همچنان ادامه یافته است. او دیوار مهربانی اش را 
در انتهای خیابان شافعی تا بحال با تامل خاصی تداوم داده است. این موضوع بهانه ای بود برای تهیه ی گزارشی و اطلاع یافتن از چند و چون قضیه و دیدار از نزدیک با این خیر در محل دیوار مهربانی.
پیرمردی بود از جنس زمانه که مهربانی از رخسارش موج می زد پای صحبت این پیرمرد نشستم و هدفش  را از این کار جویا شدم که با تامل خاصی به سولاتم پاسخ دادند:
در پاسخ اینکه آیا هنوز هستند کسانی از لباس های این دیوار استفاده نمایند گفت بله خیلی ها هنوز از این دیوار لباس های مورد نیاز خود را تهیه می کنند و سپس ادامه داد از خیلی جاها برایم لباس می فرستند و بخصوص در بازارچه وقتی مرا می بیند خیلی  از مغازه داران و کسبه از پارچه و لباس های نو به من می دهند تا من آنها را بدست نیازمندان برسانم و من هم هر از گاهی با ماشین و وسیله خودمان این لباس ها رو به روستاهای دور دست می برم و آنها را به مردم آن روستاها عرضه می کنم. و گاه پیش می آید علاوه بر این کار درخواست ها و سفارش های دیگری از طرف مردم بی بضاعت دریافت می کنم و سعی می کنم حتی الامکان خودم و یا با کمک برخی از خیرین آنها را برآورده کنم.
وقتی از کار و کاسبی ایشان سوال کردم در جواب گفت: «شکر خدا از زندگی ام راضی هستم در بازارچه دو تا مغازه دارم که از طریق اجاره بهای آنها امورات زندگیم تامین می شود.»
این پیرمرد مهربان در ادامه گفت بارها به شهرداری جهت ایجاد مکانی مثل یک دکه برای نگهداری از لباس ها از برف و باران و گرد و غبار مراجعه نمودم و حتی به آنها این اطمینان را دادم که چیزی برای خودم نمی خواهم و حاضرم با هزینه خودم دکه را درست کنم و حتی به نام شهرداری هم بزنم اما متاسفانه تا به حال هیچ نتیجه ای نگرفتم.
در پایان خواستم عکسی از او بگیرم که قبول نکرد و گفت کسی که بخواهد با خدا معامله کند دیگر نیازی نیست آن را بە معرض نمایش عمومی بگذارد!

گزارش از مختار محمدیان (به نقل از صفحه شخصی نویسنده)

عکس از امید احمدیان

بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است

نظرات
آخرین اخبار