گسستی پر هزینه برای ایران و منطقه | فراتاب
کد خبر: 6275
تاریخ انتشار: 17 خرداد 1396 - 19:55
دکتر مهدی مطهرنیا
شکاف میان کشورهای عربی و به آشوب کشیده شدن منطقه، موجب ایجاد یک فضای مثبت در جهت دخالت کشورهای فرامنطقه ای به ویژه آمریکا می شود . سیاست کلان آمریکا در منطقه و حوزه بین المللی سیاست ابهام است و لذا ایجاد این تنش میان کشورهای عربی به نفع ایران نیست.

محمدرضا ستاری؛ فراتاب- عربستان، مصر، امارات، بحرین، لیبی و مالدیو روز دوشنبه در اقدامی بی سابقه به بهانه حمایت قطر از تروریسم، مداخله در امور کشورهای عربی وتهدید امنیت ملی و پناه دادن به افراطی ها رابطه خود با این کشور را قطع کردند.
در پی این اقدام ارتباطات زمینی و دریایی و هوایی تمامی این کشورها با قطر قطع شده و به شهروندان و دیپلمات های این کشور در عربستان و امارات مهلت داده شده که هر چه زودتر خاک این کشورها را ترک کنند. از سوی دیگر گفته می شود که ائتلاف عربی مبارزه با تروریسم به رهبری عربستان قصد اخراج قطر از این ائتلاف را دارد؛ امری که به نوعی شکست ناتوی عربی در بدو تولد آن تعبیر و تفسیر می شود.
هر چند عربستان و قطر در گذشته نیز دارای تنش های نهان و آشکاری در روابط خود بودند و از اختلافات مرزی گرفته تا حمایت قطر از جنبش اخوان المسلمین، حماس و سیاست خارجی مستقل این کشور، گسل ها در روابط این دو کشور را تقویت می کرد، اما اوج دامنه اختلافات میان دوحه و ریاض به سفر دونالد ترامپ به عربستان و اظهارات منسوب به امیر قطر در مورد ایران، پس از این سفر باز می گردد.
هفته گذشته خبرگزاری رسمی قطر خبری از قول تمیم بن خلیفه آل ثانی منتشر کرد مبنی بر اینکه اتخاذ رویکرد خصمانه علیه ایران عقلانی نیست، زیرا ایران نقش انکار ناپذیری در منطقه و جهان اسلام دارد و همکاری با آن ثبات منطقه را تضمین می کند. هر چند این اظهارات چندی بعد تکذیب و اعلام شد که سایت قنا مورد هجوم هکرها قرار گرفته است، اما همین امر بهانه ای برای علنی شدن تنش ها میان قطر و عربستان و شروع جنگ رسانه ای شدید میان این دو کشور بود.
واکنش های بین المللی به قطع روابط با قطر
خبر قطع روابط با قطر با واکنش های زیادی از سوی مقامات و رسانه های بین الملل همراه بود. در همین رابطه رکس تیلرسون وزیر خارجه آمریکا در واکنش به این اقدام از کشورهای حاشیه خلیج فارس خواست اختلافات را حل و فصل و اتحاد خود را همچنان حفظ کنند. سخنگوی وزارت خارجه پاکستان نیز اعلام کرد که فعلا قصد ندارد در باره تنش بین رابطه عربستان و قطر چیزی بگوید و هرگونه خبر رسمی در قالب بیانیه رسمی وزارت خارجه منتشر خواهد شد.
عبد ربه منصور هادی رییس دولت مستعفی یمن هم که مورد حمایت عربستان سعودی قرار دارد روز گذشته از قطع رابطه 4 کشور عربی با قطر حمایت کرده و اعلام کرد که وی و هوادارانش نیز با قطر رابطه خود را قطع کرده اند. این در حالی است که علی عبدالله صالح رییس جمهور پیشین یمن گفته که اختلافات عربستان و قطر زائیده اختلافات انباشته در گذشته است، هر چند هر دو دنباله رو مکتب وهابیت هستند.
از سوی دیگر شبکه خبری بلومبرگ در گزارشی ضمن اشاره به قطع رابطه با قطر، اعلام کرد: این اقدام کشورهای ثروتمند عربی پس از سفر دونالد ترامپ به عربستان صورت گرفته است. عربستان و ائتلاف تحت فرماندهی این کشور در حال ایجاد یک جبهه واحد در برابر ایران هستند و همزمان قطر را نیز برای پایان دادن حمایتش از اخوان المسلمین و حماس تحت فشار قرار می دهند. از سوی دیگر امیر قطر از مواضع ضد ایرانی دونالد ترامپ در سفرش به عربستان انتقاد کرده است و همین امر نشانگر شباهت های زیادی میان سیاست های ایران و قطر و شکاف اساسی در ائتلاف ضد ایرانی میان کشورهای حاشیه خلیج فارس است. در همین رابطه به نظر می رسد که قطر در مواضع خود نسبت به ایران نیز تنها نیست، زیرا کویت و عمان نیز مواضعشان نسبت به ایران مشابه یکدیگر است.
خبرگزاری رویترز نیز با تحلیل این خبر در گزارش خود نوشت: شکاف میان دوحه و نزدیکترین متحدانش می تواند آثار و پیامدهایی در سرتاسر منطقه خاورمیانه داشته باشد، جایی که کشورهای حاشیه خلیج فارس از قدرت مالی و سیاسی خود برای تأثیرگذاری بر روی دادهای لیبی، مصر، سوریه، عراق و یمن استفاده می کنند. این منازعه دیپلماتیک پرستیز بین المللی قطر را تهدید می کند که میزبان یک پایگاه بزرگ نظامی آمریکاست و میزبانی جام جهانی 2022 را هم برعهده دارد. قطر سال ها خود را به عنوان یک بازیگر میانجی و واسط در بسیاری از تنش های منطقه ای نشان داده است.
این تنش به سود هیچکدام از ملت های منطقه نیست
با قطع شدن روابط برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس با قطر، بهرام قاسمی سخنگوی وزارت خارجه کشورمان با اشاره به تنش های به وجود آمده میان برخی همسایگان جنوبی در خلیج فارس گفت: ایران با ابراز نگرانی از تحولات اخیر در روابط برخی کشورهای همسایه جنوبی خود در خلیج فارس و اظهار امیدواری نسبت به حل و فصل آن، بر نکاتی به عنوان مواضع ثابت و اصولی خود تاکید می‌کند: افزایش تنش در روابط میان دولت های همجوار در شرایطی که منطقه و جهان همچنان از تبعات گسترده بحران تروریسم و افراط گرایی و تداوم اشغال فلسطین از سوی رژیم صهیونیستی رنج می برد، به سود هیچ یک از دولت ها و ملت های منطقه نبوده و مصالح همگان را تهدید می کند. جمهوری اسلامی ایران از همه همسایگان درگیر در اختلافات جاری در جنوب خلیج فارس می خواهد با عبرت آموزی از تجارب تلخ منطقه، دوری از احساسات و رجوع به عقلانیت و تدبیر، ضمن حداکثر خویشتنداری در جهت کاهش تنش و بازگشت به آرامش حرکت کنند.
راه حل اختلافات میان کشورهای منطقه و از جمله اختلاف فعلی میان سه دولت همسایه قطر با این کشور، تنها از طریق روش های سیاسی و مسالمت آمیز و گفت وگوهای شفاف و صریح میان طرفین امکان پذیر است.
استفاده ابزاری از تحریم در جهان به هم پیوسته کنونی ضمن ناکارآمدی، امری مذموم، مردود و غیر قابل پذیرش است. حفظ حاکمیت ملی و تمامیت ارضی دولت های مستقل و مداخله نکردن در امور داخلی آن ها و احترام به مرزهای شناخته شده بین المللی، اصول بنیادین و شناخته شده حقوق و روابط بین الملل است که باید از سوی همه طرف ها محترم شمرده شود.

دلایل بروز تنش
از سوی دیگر در حالیکه محمدجواد ظریف وزیر خارجه کشورمان در واکنش به این مساله در پیامی توئیتری اعلام کرده است که همسایگان دائمی بوده و نمی توان جغرافیا را تغییر داد، پس فشار و تهدید هرگز راه حل نبوده و گفت و گو ضروری است، دکتر مهدی مطهرنیا استاد دانشگاه در گفت و گویی در خصوص علل قطع روابط دیپلماتیک با قطر، توضیح داد: نگاه به تحولات منطقه و شتاب روز افزون آن، تحلیل گران سیاسی را متوجه ابعاد پیچیده در دهلیزهای تو در توی رفتارهای کنش گران منطقه ای و بین المللی جلب و جذب می کند.
اختلافات مرزی دیرینه میان عربستان و قطر، اختلاف سلیقه در حوزه نفت و گاز منطقه ای، رقابت های شدید پذیرفته شده از نظر منطق استراتژیک میان پایتخت های ایران، عربستان، روسیه و قطر و اختلاف سلیقه در حمایت از جهت گیری های ایدئولوژیک از گروه های متفاوت سیاسی در منطقه، نکته ای برای امروز و دیروز نیست. لذا این پرسش بسیار مهم مطرح می شود که چگونه با ورود ترامپ به منطقه و شکل گیری یک ائتلاف منطقه ای میان کشورهای اسلامی در قالب تحرکات عربی، آن هم به مسئولیت عربستان، در روزهای گذشته ناگهان این تنش در منطقه چهره نشان می دهد و بهانه هایی همچون تماس امیر قطر با حسن روحانی و بستگی های خانوادگی او با ایران از طرف همسرش در محافل گوناگون مطرح و تلاش می شود که دنبال عوامل و علل این اختلاف در ابعاد مرکزی و حاشیه ای برآید.
این پرسش، این نکته را بیش از پیش مشخص می کند که باید با نگرشی دقیق تر به این بحران در منطقه نگریست و ابعاد تو در توی آن را در قالب سناریوهای ممکن و محتمل مورد توجه قرار داد. یکی از سناریوهایی که به ذهن می رسد، بر اساس سیاست های جدید آمریکا در دوران ترامپ است. یعنی انتقال بحران از هارتلند نو (خاورمیانه عربی) به نوهارتلند در جهت گسیل داشتن حجم وسیعی از نیرو و ایجاد تنش در منطقه میان خلیج فارس و خلیج عدن.
من بر این باورم که آمریکا با سه منطق رفتاری در ارتباط با خاورمیانه از سال 2000 به بعد وارد شده است. منطق نخست در دوران بوش شکل گرفت که بارها من از آن به عنوان مدیریت ناامنی در منطقه خاورمیانه یاد کرده ام. آمریکا با واقعه یازده سپتامبر تلاش کرد، ناامنی را وارد منطقه کند و با توجه به مدیریت ناامنی منطقه، حجم حضور نیروهای آمریکایی را در هارتلند نو یعنی حد فاصل شمال آفریقا تا تبت را دنبال کرد که در این زمینه نیز موفق بود. در زمان اوباما نیز با وجود اختلافاتی که میان تحرکات تک محورانه بوش و چند محورانه اوباما وجود داشت، اما در عمل اوباما گام دوم سیاست های خاورمیانه ای آمریکا در قرن 20 میلادی را تکمیل کرد. یعنی توازن ضعف میان تهران و ریاض را پیش گرفت. اکنون با روی کار آمدن ترامپ، او در منطقه در پی مدیریت امنیت نسبی در هارتلند نو و گسیل داشتن این ناآرامی ها از خاورمیانه عربی به منطقه خلیج فارس و فلات ایران است.
لذا این نکته قابل تامل است که پس از انعقاد قرارداد 400 میلیارد دلاری آمریکا و عربستان و ایجاد یک همگرایی معنادار میان پایتخت های کشورهای عربی تحت عنوان ناتوی عربی و مقدمه سازی جهت حضور کشورهای عربی در ساختمان پیمان آتلانتیک شمالی و تبدیل آنها به اعضای ناتو، هم اکنون بین قطر و عربستان این سطح از تنش به نمایش درآمده و تبدیل به یک فرا روایت رسانه ای می شود که زمینه های انحراف افکار عمومی از مسایلی همچون بحران های سوریه و یمن را به سمت خلیج فارس گسیل دارد تا بر پرتو آن بتواند در آینده زمینه های حضور نظامی بیشتر در این جغرافیا را فراهم کند.
تنش میان کشورهای عربی به نفع ایران نیست
مطهر نیا در ادامه در خصوص اثرات این تنش بر ایران نیز گفت: این شکاف مقدمه ای برای یک وحدت معنادار عملیاتی است. من بر این باور نیستم که شکاف میان کشورهای عربی به نفع ایران است. شکاف میان کشورهای عربی و به آشوب کشیده شدن منطقه، موجب ایجاد یک فضای مثبت در جهت دخالت کشورهای فرامنطقه ای به ویژه آمریکا می شود که در حال حاضر از پارادایم آشوب و دکترین بازیگر دیوانه کسینجر تبعیت می کند. سیاست کلان آمریکا در منطقه و حوزه بین المللی سیاست ابهام است و لذا با طراحی هایی که به نظر می رسد از منظر سیاسی، امنیتی و نظامی شکل گرفته است، ایجاد این تنش میان کشورهای عربی به نفع ایران نیست. اگر چه لایه لیتانی یا بیرونی آن به نفع ایران مفروض شده و بعضی از کارشناسان تحلیل های تقلیل گرایانه و مکانیکی از این قضیه دارند و از آن نیز خشنود هستند، اما اگر بخواهیم تحلیلی مبتنی بر پیچیدگی های قواعد بازی و بازی های پیچیده مبتنی بر نظم بی نظمی را از سوی آمریکا دنبال کنیم، باید با توجه به اقدامات انجام شده پس از روی کار آمدن ترامپ با دیده شک به این حجم از تنش میان عربستان و قطر بنگریم.
معتقدم که موضع گیری وزارت خارجه در دولت روحانی چه در ارتباط با مساله هسته ای و چه در ارتباط با تنش میان تهران و ریاض، موضع گیری های بسیار حرفه ای و مبتنی بر گذاره های دقیق دیپلماتیک بوده و هم اکنون هم موضع گیری ظریف و بهرام قاسمی را باید در این چارچوب مورد توجه قرار داد. همچنین باید تاکید کنم که ایجاد تنش در منطقه به نفع هیچکدام از بازیگران منطقه ای نخواهد بود و تنها می تواند موجب جابجایی مرزهای ملی و ورود تنش به این مرزها در شرایط نابسامان فعلی باشد.
خاورمیانه و خطری ایجاد یک درگیری دیگر
این استاد دانشگاه همچنین در خصوص تاثیر این مساله بر مناسبات منطقه خاورمیانه نیز تشریح کرد: این تنش در هر صورت یک تنش فوری و فوتی است و در پی ایجاد یک درگیری محدود و کنترل شده در جهت حضور بیشتر نیروهای نظامی در حد فاصل خلیج فارس و خلیج عدن است و زمینه هایی را ایجاد می کند که حضور کشورهای فرامنطقه ای در منطقه را برای افکار عمومی جهان توجیه پذیر کند.
ایجاد تنش در منطقه قدرت ترامپ را برای حضور بیشتر نظامی و فعالیت های تسلیحاتی بالاتر می برد. این مساله موجب می شود که حجم تنش بر علیه ایران به عنوان محاصره منطقه ای افزایش یابد، چرا که با حل و فصل این تنش به نفع عربستان و متحدان آمریکا در منطقه می توان گفت که معضلات موجود در ایجاد وحدت منطقه ای علیه تهران نیز از میان برداشته می شود.

محمدرضا ستاری؛ روزنامه نگار و عضو هیات تحریریه فراتاب.

بازنشر این مطلب با ذکر منبع فراتاب بلامانع است

نظرات
آخرین اخبار