دموکراسی فرهنگی، هنر و جامعه | فراتاب
کد خبر: 6252
تاریخ انتشار: 15 خرداد 1396 - 02:32
رویا حسینی

فراتاب گروه اندیشه: سیاست فرهنگی رویکردی روشنفکرانه و از فلسفه ای روشن بر می خیزد که بر اساس خط مشی هایی در جهت پیاده کردن اهداف از پیش تعیین شده در راستای اهتمام به فرهنگ و هنر معنایی روشن می یابد.

در این راستا هنر بایستی ابزاری برای اجرای اهداف به مانند دموکراسی فرهنگی، پرداختن دولت به هنر در جهت مردمی شدن هنر و ایجاد همبستگی اجتماعی و رسالتی با هدف بستر سازی و تلاش دموکراسی فرهنگی باشد. امور فرهنگی و اجرای سیاست های مرتبط به آن با استفاده از اقتدار دولت ها تنها مدت زمان کوتاهی است که در اولویت برنامه ریزی دولت ها قرار گرفته است و توجه به مقوله فرهنگ و توسعه ساختار در راستای این مورد در فرآیند زمانی کوتاهی است که شکل گرفته است.

آنچه به نظر می رسد، دولت ها باید در این زمینه حضوری گسترده داشته باشند، فرهنگ و هنر برخاسته از جامعه مدنی است و ارتباط ساختاری آن با دولت امری جداناپذیر است.

تلاش در جهت مردمی کردن هنر و دموکراسی فرهنگی و دسترسی همگان به هنر و ایجاد فرصت برای همه ی رشته های هنری و به ویژه هنر معاصر اجرا و آموزش و نوآوری در عرصه های گوناگون و ایجاد بستری مناسب جهت آفرینش های هنری،لازمه ی آن است.دولتهای مختلف با پیش گرفتن از سیاست های مختلف همواره کوشیده اند تا هنرمندان را در جهت آفرینش های آثار هنری تشویق کنند از این رو رابطه هنر و فرهنگ را می توان بازتعریف کرد به دموکراسی فرهنگی  یا مردمی کردن هنر.

با توجه به این موضوع که فرهنگ حوزه گسترده ای از موضوعات متنوع را در بر می گیرد و شامل زیربخش ها و شاخه های متنوعی است، بایستی این مقوله که دسترسی همگانی به آفرینش های هنری، حمایت و تعدد مراکز آموزشی، ایجاد انگیزه و یافتن راهکارهایی در جهت رشد و کمال هنرهای فاخرو کلاسیک، معاصر، ایجاد فرصت های برابر در تمامی رشته های هنری را فراهم آورد.

با اندیشه ی مردمی کردن هنر و پرهیز از افراط و تفریط، بایستی هنر را در دسترس طبقات مختلف قرار داد، سیاستگذاران فرهنگی باید برای سلیقه های گوناگون تدابیر بیندیشند.

چرا که هنرمندان با استفاه از نشانه ها و نماد، آثار ارزشمند می آفرینند که از هویت و تاریخ و جامعه آنها نشات گرفته است حفظ و توجه به آثار هنرمندان در طول تاریخ مورد توجه دولت های مختلفی بوده است و نشان از اهمیت و میراث فرهنگی دارد.

شناخت آثار ارزشمند و مراکز تحقیقاتی و پژوهشی معرفی در مجلات و نمایشگاه ها از جمله  اقداماتی است که در جهت رشد و اعتلای فرهنگ در یک جامعه می توان نام برد و در راستای نگاه به دموکراسی فرهنگی نیازمند ایجاد بستری مناسب در جهت آفرینش های هنری هستیم. هنرمند نگاه به تاریخ و گذشته و به موازات آن قالب شکنی بر ضد زمانه اش را نیز دارد.

هنر را می توان ابزاری برای بیان آزادانه آنچه از درون هنرمند برمی خیزد معنا کرد اما فرهنگ مجموعه ای از ارزشهایی است که یک جامعه و افراد آن را پیوند می دهد. در واقع هنر بیان آزادانه  غوغای درون هنرمند است که نقش انکار ناپذیر آن با دیگر بخش های اجتماع نیز غیر قابل انکار است. نقشی که هنر در هویت بخشی به اعضای یک جامعه و انتقال مفاهیم ارزشها و یکی از ابزارهای نفوذ دارد جای تامل دارد.

نقشی که فرهنگ وهنر در همبستگی ملی و ایجاد وحدت دارد نشان از اهمیت آن است. رد پای فرهنگ در تمام بخش های زندگی مردم دیده می شود مردمی شدن یا دموکراسی فرهنگی که از زمان آندره مالرو در فرانسه آغاز شد با تاسیس خانه های فرهنگ و کاهش فاصله طبقات اجتماعی با دسترسی بیشتر طبقات به هنرادامه یافت و در ادامه ژاک لانگ برداشت های تازه ای از دموکراسی به معنای ایجاد فرصت برابر در رشته های هنری ارائه کرد.

آنچه در عصر کنونی جای تفکر و توجه دارد، اقدام در عرصه ی عملی آن است، هنگامی که امور فرهنگی با اهتمام و دقت بیشتر در دستور کار دولت ها قرار گیرد و ساختار هایی برای رسیدگی به این امر تخصیص داده شود شاهد دوران شکوفایی هنر و مردمی شدن آن خواهیم بود و از بدیهیات دنیای حال حاضر است.

رویا حسینی کارشناس ارشد روابط بین الملل

بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است

نظرات
آخرین اخبار