رویای پوتین از ارتش نوین روسیه در سال 2020 | فراتاب
کد خبر: 6020
تاریخ انتشار: 21 فروردین 1396 - 15:00
عبدالرسول دیوسالار
عبور از فرسودگی: نوسازی نظامی روسیه چه اهدافی را دنبال می کند؟

فراتاب -گروه بین الملل: گرایش ولادمیر پوتین به تقویت قدرت نظامی از آغاز قدرت گیری او در روسیه بر کسی پوشیده نیست. برنامه نوسازی و اصلاحات در ارتشِ بازمانده از زمان شوروی که در دوره یلتسین با تحمل شکست در چچن هر چه بیشتر رو به افول گذارده بود، یکی از استراتژیک ترین اهداف او در دوره های اول و دوم ریاست جمهوری اش بود. با این وجود دامنه و عمق برنامه های نوسازی ارتش روسیه در دهة اول قرن بیستم به مراتب محدود بودند و بلندپروازی ابرقدرتمانه تا سالهای پیش از 2010 در آن دیده نمی شد. جنگ یک هفته ای روسیه در گرجستان در 2008 به خوبی نشان داد که دخالت مستقیم نظامی می تواند ابزار بسیار مفیدی برای تحقق اهداف سیاست خارجی باشد، ولی در عین حال کاستی های اساسی را نیز در ماشین جنگی روسیه به نمایش گذارد. اولین طرح های جدی برای بلندپروازانه ترین اصلاحات نظامی پس از عصر شوروی با پایان جنگ در گرجستان و بررسی نقاط ضعف ارتش روسیه در آن جنگ طراحی شد.

سردیکف وزیر دفاع وقت روسیه، اصلاحات سازمانی وسیعی را آغاز کرد که با انحلال بسیاری از واحدهای ناکارآمد، اخراج و بازنشستگی زود هنگام افسران و اصلاحات در صنایع نظامی همراه بود. سرانجام برنامه تسلیحاتی 2011-2020 روسیه به عنوان پرخرج ترین برنامه تسلیحاتی روسیه معاصر معرفی شد. طبق این برنامه 700 میلیارد دلار برای مدرن سازی 70 درصد تسلیحات ارتش تا سال 2020 پیش بینی شد. اکنون پس از 5 سال از آغاز این برنامه تنها یک سوم از این بودجه هزینه شده است. اگرچه این موضوع امکانپذیری اجرای کامل برنامه تسلیحاتی پوتین را زیر سئوال برده است، اما عملکرد میدانی ارتش روسیه در اوکراین، کریمه و سوریه نشان داد که توان رزمی و اثربخشی ارتش افزایش چشمگیری یافته است و تاکنون برنامه نوسازی موفقیت آمیزتر از آن چیزی بود که بسیاری پیش بینی می کردند. بی شک بخش مهمی از این بهبودها ناشی از تسلیحات مدرن دریافتی پس از 2010 بوده است. اهداف اصلی و دستاوردهای ای این برنامه تسلیحاتی پرسش هایی هستند که بررسی آنها می تواند به میزان بسیاری چشم انداز تحولات استراتژیک در منطق سیاسی روسیه را طی سال های آینده آشکار سازد.

دورنمای نیروی هوایی روسیه
نوسازی ارتش روسیه چهار دسته اهداف نظامی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را پیگیری می کند، لیکن آنچه هسته کانونی برنامه نوسازی را تشکیل می دهد اهداف نظامی و در راس آن به روز رسانی تجهیزات و تسلیحات است. بخش وسیعی از تجیزات رزمی و تسلیحات در اختیار ارتش روسیه متعلق به دوران جنگ سرد بوده اند و در پایان عمر خدمتی خود قرار داشتند. این تجهیزات فاقد اثربخشی در میدان های جنگ مدرن بوند، به همین سبب برنامه نوسازی هدف اصلی خود را جایگزین کردن این تجیزات فرسوده با سیستم های تسلیحاتی به روز شده قرار داد. پلتفرم تجهیزات پیش بینی شده در این برنامه الزاما جدید نیستند اما تحت بازطراحی های اساسی قرار گرفته اند. به عنوان مثال نیروی هوایی روسیه تا سال 2020 بیش از 1500 سیستم هوایی مدرن شامل 600 جنگنده جدید، 400 هلی کوپتر و 500 جنگده ارتقا یافته دریافت خواهد کرد. این تعداد به غیر از 700 جنگنده به روز شده هستند که تا پیش از سال 2010 تحویل این نیرو شده بود. به غیر از جنگنده تی 50، طراحی پلتفرم اکثر این تجهیزات نظیر سوخو 30- 34- 35، میگ 35 و یا کاموف 28 متعلق به نسل 4 یعنی اواخر دهة 80 و اویل دهة 90 هستند اما تجهیزات الکترونیک، سیستم های راداری و سامانه های تسلیحاتی آنها جدید و کاملا به روز شده است و به این ترتیب به سامانه های نسل 5/4 ارتقا یافته اند. این مسیر مشابهی است که پیش از ورود نسل پنجم جنگنده ها نظیر اف 35 آمریکایی و تی 50 روسی در هر دو کشور پیگیری می شود.

دورنمای نیروی دریایی روسیه

اما در حوزه دریایی، ساخت ناوچه های کوچک تر در اولویت قرار گرفت و تولید ناوشکن های بزرگ محدود به مناطقی نظیر قطب شمال شدند که روسیه درگیر رقابت های استراتژیک است، با این وجود نیروی دریایی طبق برنامه 50 فروند ناو جدید دریافت خواهد کرد. ساخت نسل جدید ناوشکن های روسی خارج از این برنامه و در برنامه تسلیحاتی 2020-2025 پیش بینی شده است. 8 فروند زیردریایی نسل جدید اتمی بوری و موشک قاره پیمای بولیوا به صورت تدریجی وارد نیروهای اتمی دریایی شده و 20 فروند زیردریایی چندمنظوره سری یاسن باید به خدمت گرفته شوند. اما این بخش در حقیقت به مراتب عقب تر از زمان بندی ها به پیش می رود.

نوسازی سیستم های موشکی و مهمات هوشمند بخش مهمی از برنامه تسلیحاتی را شامل می شود که بر تولید نسل جدید موشک قاره پیمای ار.اس 24، توسعة موشک بالستیک کوتاهبرد اسکندر ام، تولید انبوه موشک های کروز کالیبر تطابق پذیر با پلتفرم های تسلیحاتی مختلف، سری جدید بمب های هدایت شوندة هوشمند سری کاب، نسل جدید راکت اندازهای چندگانه هدایت شونده و کلاهک های اتمی با هدف شکست سامانه های ضدموشکی آینده متمرکز بوده است. اکثر این سامانه های موشکی به صورت مشترک در طیف وسیعی از پلتفرم های حمل سلاح به کار گرفته می شوند که این ایده با پراکنده کردن و اعطای قابلیت شلیک از دور، عرصه توانمندی جدیدی به توان آتش ارتش روسیه می بخشد. به عنوان مثال موشک های کروز کالیبر قابلیت شلیک از ناوچه های کوچک، زیردریایی ها، سکوهای زمینی و حتی بمب افکن های دوربرد را دارند. بدنه اصلی نیروهای موشکی اتمی روسیه با به خدمت گرفته شدن موشک های قاره پیمای توپول ام از سال 2000 به بعد عملا قبلا به روز شده اما در برنامه تسلیحاتی اخیر نیز 400 فروند موشک قاره پیمای توپول و آر.اس 24 تحویل ارتش خواهد شد. در بخش دفاع ضد موشکی، تولید انبوه سامانه دفاع موشکی اس 400 و ورود تدریجی سامانه اس 500 و یکپارچه شدن آنها با شبکه یکپارچه پدافندی تقویت شده با میگ 35 و نسخه به روز شده میگ 31 قدرت دفاع روسیه را به شدت بهبود بخشیده است. این بخش از برنامه تسلیحاتی بیشترین تطابق را با زمان بندی های پیش بینی شده دارد و مقرر است 400 فروند سیستم دفاع هوایی اس 400 و اس 500 به همراه 38 فروند سامانه پدافند موشکی ویتاز دریافت کند.

دورنمای نیروی زمینی ارتش روسیه

نیروی زمینی ارتش روسیه نیز لیست متنوعی از تجهیزات شامل 10 هنگ موشکی اسکندر ام، بیش از 2300 تانک، حدود 2000 توپ خودکششی و 17000 خودروی زرهی دریافت خواهد کرد. ارسال 100 فروند ماهواره نظامی جدید و به روز رسانی سامانه های فرماندهی و کنترل بخش دیگری از برنامه تسلیحاتی 10 ساله روسیه است که در دو بعد سامانه های فنی و اصلاح الگوها و روش های فرماندهی پیگیری شده است. آرایش جدید نیروها، ایجاد مناطق نظامی و پایگاه های برون مرزی جدید نیز با هدف بهبود عملکرد فرماندهی نیروها و افزایش عمق استراتژیک صورت گرفته است.
برنامه نوسازی ارتش روسیه علاوه بر نوسازی تجهیزات و تسلیحات، چند هدف عمده نظامی دیگر را نیز پیگیری کرده است. امکان اجرای طرح های عملیاتی جدید یکی از اصلی ترین اهداف است که در قالب دکترین موسوم به دکترین گراسیموف پیگیری می شود. این دکترین مجموعه ای از طرح های عملیاتی چندگانه نظیر آنچه در اوکراین دیده شد را شامل می شود که بر استفاده از لجستیک چابک و جابجایی بسیار سریع نیروها، استفاده از نیروهای ویژه و هوابرد، عملیات های اطلاعاتی وسیع، و عملیات های محدود پنهان استوار است. دکترین گراسیموف یا آنچه تحت عنوان جنگ های هیبریدی شناخته می شود، روسیه را قادر به اجرای طیف جدیدی از عملیات های نظامی کرده است که متکی بر نیروهای متعارف توانمند هستند و برخلاف توان اتمی، به صورت واقع گرایانه قابلیت کاربرد بیشتری دارند. این طرح های عملیاتی نوین، ظرفیت بالقوه ارتش روسیه را برای سیاستمدارن بالفعل می کنند. دکترین دریایی روسیه نیز که مورد بازنگری اساسی قرار گرفته است تا پس از حدود سه دهه زمینه بازگشت روسیه به آبهای آزاد را فراهم کند. گسترش قدرت دریایی روسیه به عنوان بعد جدیدی نفکر نظامی روسیه، رکن اساسی در نمایش جهانی قدرت نظامی روسیه است.
اصلاح وضعیت نیروی انسانی بخش دیگری از برنامه نوسازی را شامل می شود که دستیابی به هدف 490 هزار سرباز حرفه ای و کاهش تدریجی وابستگی به نظام سربازگیری را تا سال 2020 پیگیری می کند. اگرچه نرخ زاد و ولد پایین در روسیه، جذب افسران جوان را به چالشی استراتژیک تبدیل کرده است اما روند کنونی نشان می دهد دستیابی به این هدف دور از ذهن نیست. افزایش قابل توجه آمادگی رزمی هدف استراتژیک دیگر برنامه نوسازی است. یکی از اساسی ترین خواست های پوتین از فرماندهان نظامی در سال های اخیر این بوده است که ارتش بتواند در کمترین زمان، جابجایی های سریع و گسترده نیرو در داخل سرزمین روسیه انجام دهد تا امکان انتقال توان رزمی پراکنده در سرزمین وسیع روسیه و تمرکز آن بر روی یک منطقه درگیری مشخص فراهم آید. این خواست سیاسی بخش مهمی از الگوی تفکر استراتژیک پوتین را آشکار می کند. در اختیار داشتن این قابلیت توان بالقوه عظیم ارتش روسیه را در سطح بالایی کاربردی می سازد به این معنی که آزادی عمل پوتین در هرگونه مواجهه با ناتو در اروپا و یا آمریکا در قطب شمال را نه بر روی کاغذ بلکه به صورت عملیاتی افزایش می دهد و این واقعیتی نیست که از دید تحلیلگران امنیتی پنهان بماند. بدین منظور مانورهای ویژه و بسیار متنوع ارتش روسیه در سالهای اخیر نقطه اوج خود را در رزمایش زاپاد 2016 به نمایش گذارد. مانور زاپاد 2016 تمرینی بود برای بسیج تمامی منابع ملی روسیه از جمله ارتش برای یک رویارویی گسترده در مرزهای غربی روسیه، که به خوبی توان بالای دولت در بسیج کابینه، صنایع و کلیه زیرساختهای ملی برای حمایت از یک درگیری فرضی متعارف وسیع در شرق اروپا را به نمایش گذاشت. واقعیتی که بیش از هرچیز استراتژیست های غربی را نگران کرد، آمادگی فراتر از انتظار نیروها برای لجستیک چابک، قابلیت بالای کابینه دولت در مدیرت صحنه، و در پایان توان عملیاتی متعارف ارتش روسیه بدون استفاده از نیروهای اتمی برای شکست ناتو در شرق اروپا است.

چشم انداز پیش رو
آنچه از این برنامه ریزی ها و بازبینی های استراتژیک نصیب ولادمیر پوتین شده است قابل توجه بود. آرزوی پوتین برای بازسازی نظام امنیت جهانی به نحوی که بتواند مطالبات و منافع روسیه را تامین نماید و به ویژه پذیرش به عنوان یک قدرت جهانی اجتناب ناپذیر زمانی محقق می شود که او بتواند قدرت نظامی را به عنوان یکی از منابع قابل اتکا سیاست خارجی اش به حرکت درآورد و به کار گیرد. قابل استفاده بودن نیروی نظامی شاخص مهمی است تا این جنبه از قدرت به عنوان منبعی برای سیاست خارجی تلقی شود. برنامه نوسازی ارتش روسیه، این نیاز استراتژیک پوتین را تامین کرده است. نوسازی ارتش سبب شد ساختار و توان عملیاتی ارتش روسیه از وابستگی تمام قد به قوای اتمی برای دفاع از منافع ملی و تمامیت ارضی رها شود. اگرچه نیروهای اتمی ارزش بازدارندگی خود را در تفکر استراتژیک روسیه همواره حفظ خواهند کرد اما وابستگی به نیروهای اتمی سبب شده بود، توان نظامی روسیه قابلیت استفاده واقعی در عرصه سیاست را نیابند. امکان ناپذیری استفاده از نیروهای اتمی در رقابت های استراتژیک عرصه بین الملل سبب می شد روسیه تنها بتواند منافع حداقلی خود را حفظ کند. اما برنامه نوسازی با تمرکز ویژه بر نیروهای متعارف، آمادگی و اعتماد به نفس ارتش این کشور را به میزانی افزایش دادکه بتواند در خدمت مطالبه متعارف سیاسی دولتمردان قرار گیرد. این همان قدرتی است که روسیه برای بازتعریف نظم منطقه ای اروپا و حتی نظام امنیت جهانی بدان نیاز دارد. این واقعیت برای اولین بار در دکترین نظامی 2014 روسیه تصریح شد. بازدارندگی غیراتمی به روسیه این امکان را می دهد که نیروهایش را برای اشغال سریع شرق اروپا بسیج کند، پیشروی ناتو به شرق را کنترل کند و بلندپروازی های سیاسی پوتین را جامه عمل بپوشاند. الحاق کریمه به روسیه، گروگان گرفتن امنیت اروپا با تازه نگاه داشتن درگیری ها در اوکراین، و بازگشت به عرصه رقابت های استراتژیک نظم جهانی با ورود نظامی قاطع در سوریه دستاوردهای غیر قابل انکار برنامه نوسازی ارتش روسیه بوده اند.

 

 

عبدالرسول دیوسالار پژوهشگر مهمان در پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه و دانشجوی دکتری رشته علوم سیاسی گرایش مسائل ایران در دانشگاه تهران

منبع: همشهری دیپلماتیک-شماره 97-فروردین 1396

نظرات
آخرین اخبار