چرا ترامپ باید از ایجاد دولت کردی حمایت کند؟ | فراتاب
کد خبر: 5356
تاریخ انتشار: 2 بهمن 1395 - 19:05
پروفسور آمیتای اتزیونی
به نظر می رسد زمان بازترسیم نقشه خاورمیانه فرا رسیده است

فراتاب – گروه بین الملل: برخی بر این باورند که کابینه ترامپ به خلافت دولت اسلامی در عراق و شام پایان داده و سپس نیروهای آمریکایی را از بیشتر منطقه خارج می کند. برخی دیگر امیدوارند که او به بازیابی نقش ایالات متحده در منطقه بپردازد و ایران و روسیه را به عقب براند. در هر دو حالت، ایالات متحده باید از ایجاد دولتی کردی حمایت کند. البته چنین کاری با مخالفت حکومت های بغداد و آنکارا مواجه می شود. با این حال، کردها از حق استقلال برخوردارند. بعلاوه، چنان حمایتی، اطمینان بخشی به دیگر متحدین ایالات متحده در منطقه، اروپا و جنوب شرق آسیا را به همراه خواهد داشت و بدان معنا خواهد بود که ایالات متحده در کنارشان خواهد ماند، نه آنچنان که قبلاً بارها کردها را رها کرده است!

به نظر می رسد زمان بازترسیم نقشه خاورمیانه فرا رسیده است. مرزهای عراق توسط قدرت های استعماری پس از جنگ جهانی اول ترسیم شده اند. آن دولت ها، کردها را در کنار قومی دیگر و گروه هایی دیگر نشاندند که نقطه مشترک چندانی با ایشان ندارند. از آن پس، کردها بطور مداوم برای کسب حق حکومت بر خود جنگیده اند تا آنجا که حتی حکومت خودکامه ی صدام حسین بالاترین میزان خودمختاری را به آنها اعطا کرد.

در همین حال، ایالات متحده اغلب خود را در موقعیت حمایت از ملل یا گروه هایی جنگجو در خاورمیانه یافته است که متحد بودنشان محل تردید بوده است. آمریکا از مجاهدین در افغانستان حمایت کرد که به طالبان تبدیل شدند. شورشیانی که ایالات متحده در لیبی از آنها حمایت کرد نیز دقیقا همانند نیروهای قزافی، انواع وحشی گری (از جمله پاکسازی قومی) را مرتکب شدند. حکومت با اکثریت شیعی عراق از نیروهای آموزش دیده و مجهز شده توسط ایالات متحده به عنوان جوخه های مرگ علیه سنی ها استفاده کرد. بسیاری از اعضای ارتش آزاد سوریه نیز که از افراد فراری از ارتش سوریه تشکیل شده، به جبهه النصره می پیوندند. اغلب این نیروها به نیروهای جنگجوی ضعیف یا متحدینی غیر قابل اتکا تبدیل شده اند.

در تضاد شدید با موارد مزبور، نیروهای نظامی کرد موسوم به پیشمرگه ثابت کرده اند که همیشه جنگجویانی کارآمد بوده اند. «اد رویس»، رئیس کمیته امور خارجه کنگره، در دسامبر 2015 بر این نکته تاکید کرد که «کردها تنها نیروهای هم پیمان ایالات متحده بر زمین در جنگ علیه داعش در سوریه و عراق هستند ... بیش از یک سال و نیم است که ما یک نیروی جنگی کارآمد در این جنگ داریم و آن نیروی 160 هزار نفری پیشمرگه است.» «مایکل اوهانلون» و «عمر تاشپینار» ملاحظه کرده اند که کردها «ظاهراً تنها نیروی اوپوزسیون میانه رو هستند که تاب آورده اند، یا توانایی نظامی خود را در سوریه به معرض نمایش گذاشته اند.» به علاوه، کردستان تنها بخشی از عراق بود که نیروهای ایالات متحده در حمله 2003  هیچ تلفاتی در آنجا نداشتند، و جایی بود که طی حدود یک دهه و نیم پس از جنگ داخلی، نیروهای ایالات متحده برای گذراندن اوقات فراغت و استراحت به آنجا می رفتند.

اگرچه رسانه های غربی بطور مداوم از نیروهای پیشمرگه به عنوان یک نیروی متحد نام می برند که تحت فرمان حکومت منطقه ای کردستان (KRG) است، اما اکثر نیروهای پیشمرگه متعلق به یکی از دو حزب اصلی کردستان عراق هستند: حزب دموکرات کردستان (KDP) و اتحادیه میهنی کردستان (PUK). این دو حزب طی سال های 1994 و 1998 درگیر جنگ داخلی شدند. این احزاب هنوز هم مناطق متفاوتی از کردستان عراق را تحت کنترل خود دارد. حزب دموکرات کردستان بر مناطق نزدیک اربیل مسلط است و از حمایت ترکیه برخوردار است، و اتحادیه میهنی کردستان مناطق با مرکزیت سلیمانیه را تحت کنترل خود دارد. در واقع، این دو گروه اصلی، گروه های فرعی با رهبران و فرماندهان و جنگجویان وفادار به خودشان را در بر می گیرند. پس از دهه ها سرکوب نیز مشخص نیست که آیا کردها فرصت این را خواهند داشت که دولتی برای خود داشته باشند یا نه؟ اما در هر حال، کردها شایستگی این را دارند که فرصتی برای تصمیم گیری در مورد خودشان را داشته باشند.

حمایت از دولتی کردی با مشکلات زیادی همراه خواهد بود، هیچ چیز در خاورمیانه آسان نیست. اولین مسئله این است که چنان حرکتی با مخالفت حکومت بغداد مواجه می شود. در واقع، دلیلی که ایالات متحده در تسلیح و حمایت مالی از نیروهای کردی، علیرغم جنگ آنها با داعش تا این حد کند است به این اندیشه قانون مداری بر می گردد که چنان کمکی باید از طریق حکومت ملی صورت پذیرد. به همین دلیل بود که دادگاهی در ایالات متحده، فروش مستقل نفت توسط کردها را ممنوع کرد. با این حال، حکومت بغداد درخواست های ایالات متحده مبنی بر اینکه حکومتی فراگیر باشد نه حکومتی برای شیعیان به زمامداری شیعیان، و تحت نفوذ روزافزون ایران را نادیده گرفته است. بنابراین، ناخرسندی بغداد دلیلی کافی برای عدم حمایت ایالات متحده از ایجاد دولت کردی نیست.  

به یقین ترکها نیز به شدت با چنین حرکتی مخالفت خواهند کرد. ترکها از دولتی کردی در جوار مرزهایشان به این دلیل می هراسند که به درخواست کردهای ترکیه برای خودمختاری، اگر نه جدایی و پیوستن به دولت کردی جدید، منجر خواهد شد. همچنین، ترکها بخش اعظم نیروهای کردی را به عنوان سازمانی تروریستی قلمداد می کنند. در گذشته، ایالات متحده بیشتر به حمایت و پشتیبانی از ترکها تمایل داشت تا کردها زیرا در نظرش ترکیه را هم پیمانی اصلی و یکی از اعضای ناتو و کشوری می دید که پایگاه هایی در اختیار ایالات متحده قرار داده است. ایالات متحده موافقت کرده است و در همین راستا حزب کارگران کردستان (PKK) را سازمانی تروریستی قلمداد کند.

اخیراً، دو روز پس از اینکه ترکیه موافقت کرد که ایالات متحده از پایگاه های هوایی اش برای حمله به داعش استفاده کند، ترکیه مواضع پ.ک.ک را در عراق بمباران کرد و سپس نیروهای نظامی اش را به آنجا گسیل داشت. ایالات متحده و متحدانش در برابر این نقض آشکار حقوق بین الملل حرف چندانی برای گفتن نداشتند. بیشتر مشکل از آنجا نشات می گیرد که ترکیه جمعیت کردی خود را به شدت سرکوب می کند. برای دهه ها، آنکارا استفاده از زبان کردی را ممنوع و تلاش کرده تا فرهنگ کردی را از بین ببرد، با دسته بندی آنها تحت عنوان «ترکهای کوهی»، هویت مجزایشان را انکار کرده، و استفاده از کلمات «کردی» و «کردستان» را ممنوع کرده است. هنگامی که یک نماینده پارلمان ،بنام لیلا زانا، به زبان کردی صحبت کرد، به جرم خیانت محاکمه شده و به پانزده سال زندان محکوم شد. در پاسخ، کردها شورش کردند و به شدت توسط مقامات ترکیه سرکوب شدند که نتیجه آن تروریسمی به رهبری پ.ک.ک بوده است. در سال 2013 پ.ک.ک با آتش بس با حکومت ترکیه موافقت کرد، اما در ماه جولای 2015، پس از آنکه ترکیه اهداف کردی در عراق و سوریه را بمباران کرد، پ.ک.ک نیز به آتش بس پایان داد. کابینه جدید ایالات متحده می تواند ترکها را برای اعطای حق خودمختاری به کردهایش قانع کند و در مقابل پ.ک.ک نیز تمام اقدامات تروریستی اش را متوقف کند.

قدرت های بزرگ به انجام اعمالی پلید پس از اتمام جنگ ها اشتهار دارند. ایالات متحده تا حدود زیادی عراقی ها و افغان هایی را که جانشان را در راه همکاری با ایالات متحده طی پانزده سال گذشته به خطر انداخته اند رها کرده است و تنها به تعداد معدودی از آنها اجازه داده که در ایالات متحده مامنی برای خود بیابند. کردها که در گذشته علیه رژیم صدام به پا خواسته اند، یا به این دلیل که ایالات متحده از آنها خواسته، یا به دلایلی که بر این باور بوده اند که ایالات متحده به یاری شان خواهد آمد، متوجه شدند که هنگامی که نیروهای عراق سر رسیدند و به بمباران شیمیایی و بمباران آنها پرداختند، تنها هستند.

اگر جنگ در سوریه پایان یابد، به یقین برخی واقع گرایان خواهند گفت که ایالات متحده باید در کنار حکومت های عراق و ترکیه باقی بماند زیرا آنها هستند که می توانند در آینده با ایالات متحده همکاری کنند، و در نتیجه باید کردها را نادیده گرفت. این نه تنها شکستی اخلاقی است، بلکه سیاستگزاری غیر عاقلانه ای نیز خواهد بود. متحدان ایالات متحده در سراسر جهان در حال نظاره هستند و هنگامی که دیگر جنگجویان مورد نیاز نباشند، آنها شیوه برخورد واشنگتن با کردها را مدنظر قرار خواهند داد. آنها رفتار واشنگتن در برابر کردها را مانند آزمایش راستی آزمایی خواهند دید و بنا به آن تصمیم خواهند گرفت که اگر خطرات زیادی را در راستای حمایت از سیاست های آمریکا در برابر روسیه، چین و ... متحمل شوند، آیا می توانند به ماندن ایالات متحده در کنارشان اعتماد کنند؟

 

نویسنده: پروفسور آمیتای اتزیونی استاد روابط بین الملل در دانشگاه جورج واشنگتن

منبع یادداشت: نشنال اینترست

برگردان به فارسی: هاشم کرمی عضو هیات تحریریه فراتاب و استاد علوم سیاسی دانشگاه گرمیان عراق

بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است

نظرات
آخرین اخبار