سینمای برسون به منزله امر واقعی | فراتاب
کد خبر: 4967
تاریخ انتشار: 28 آذر 1395 - 01:44
یادداشتی به مناسبت سالگرد درگذشت روبر برسون
برسون تنها فیلم سازی است که شیوه ی بیان خاصی را برای سینما قائل شد که آن را از ادبیات و تئاتر سینماشده، متمایز کرده است و بعدها فیلم سازان بزرگی نظیر آندره تارکوفسکی از وی تقلید کرده اند. ژان لوک گدار زمانی گفته بود: «برسون یعنی سینمای فرانسه».

فراتاب‌ـ گروه فرهنگ/ بابک صفری: «سینما گستره ی آن چیزهایی است که توضیح ناپذیرند.» روبر برسون

هیچ گاه هراسی از مرگ نداشتم، ولی وقتی به این موضوع می اندیشم که با مردن چیزهای زیادی را از دست می دهم، برایم هراس آور می شود، چیزهای زیاد برای من در یک کلمه خلاصه می شود: برسون. او باعث می شود زندگی برایم قابل تحمل تر شود. برسون بزرگ است در تمامی ابعاد. این را مطلقا می گویم؛ او بزرگترین فیلمساز تاریخ سینماست. اگر او اول باشد نفر بعدی در جایگاه دهم قرار دارد، فاصله نجومی است. روح آثاری که او ساخته بر تمامی سینما سیطره دارد.

برسون تنها فیلم سازی است که شیوه ی بیان خاصی را برای سینما قائل شد که آن را از ادبیات و تئاتر سینماشده، متمایز کرده است و بعدها فیلم سازان بزرگی نظیر آندره تارکوفسکی از وی تقلید کرده اند.ابداع شیوه های جدید فرم گرایی، تدوین، روایتگری، تصویر پردازی، نورپردازی، فیلم برداری و خلق فضای ریتمیک، رابطه تصاویر و آواها و کلام، موسیقی و زمان، سینمای او را یکه و خاص کرده است. برسون تنها فیلم سازی است که شیوه ی بیان خاصی را برای سینما قائل شد که آن را از ادبیات و تئاتر سینماشده، متمایز کرده است و بعدها فیلم سازان بزرگی نظیر آندره تارکوفسکی از وی تقلید کرده اند. ژان لوک گدار زمانی گفته بود: «برسون یعنی سینمای فرانسه، همانگونه که داستایوفسکی یعنی ادبیات روسیه و موتزارت یعنی موسیقی آلمان». برسون با ایجاد بیان خاص و مستقل خود در روایت گری، سینما را دچار تحولی بزرگ کرده و همچنین تکنیک های ویژه ی وی در خلق دکوپاژ و میزانسن که به همراه ارزش ریتمیک اعضای بدن و حرکات اشیاء همراه بوده باعث ایجاد خلق صحنه پردازی های شاهکاری در عالم هنر هفتم که برسون هیچ اعتقادی به تاریخچه ی آن نداشته، شده است.

هنر او در خلق کردن مبتنی بر کاستن بود و نه افزدون، یعنی همان چیزی که داستایوفسکی اعتقاد داشت انسان ها قدرت تخریب بالایی دارند نه قدرت ساخت. انسان ها تاریخ را با تخریب پیش می برند. برسون با ابداع شیوه ها و روش های خود در حوزه های مختلف هنری نظیر عدم استفاده از بازیگران حرفه ای که برآن ها عنوان مدل و نه بازیگر را می داد تغییر جدیدی در بیان روایت سینمای خاص خود ایجاد کرد. وی به هنر خود عنوان سینماتوگراف را می داد و نه سینما. ژان لوک گدار زمانی گفته بود: «برسون یعنی سینمای فرانسه، همانگونه که داستایوفسکی یعنی ادبیات روسیه و موتزارت یعنی موسیقی آلمان»توجه ویژه ی وی به موقعیت های یکه و خاص، توجه به آفرینشهای ناگهانی و توجه به ایده آل های ناخودآگاه و خلق لحظات آنی و از قبل تدبیر نشده باعث شده نگاه فیلسوف واری برای اذهان ایجاد کند. می توان گفت با آنچه در بیان و افکارش مشاهده می شود او نیچه ی سینماست. تلاش قهرمانانه ی برسون برای ایجاد وضعیت جدید در روایت سینما با ایجاد تغییرات در تکنیک های (روایی و سبکی) سینمایی، زمان، ایده ها و زمانه ی وی قابل ستایش است به گونه ای که ژان کوکتو زمانی نوشت: «برسون در کارش هراس آور است. این بزرگترین ستایش از هنرمند است.»

برسون در تمام طول فعالیت هنری  اش بیش از 13 فیلم نساخت، اما تمام فیلم های او شاهکار بودند. فیلم های که هر یک با زبانی مشابه و روایتی یکسان و خاص که متعلق به برسون و در واقع اختصار وی بودند جهان ما را وسیع تر کردند. او به ما نشان داد که چیزهایی هم غیر از آن چه که در روزمره می بینیم و می شنویم نیز وجود دارد. فیلم هایی که در آن ما با خود سخن می گوییم و جهان درون خود را می شناسیم، و با آن به مصاف جهان اطرافمان می رویم. آثار او بیان و نوعی نگارش تصویری است که در آن تصاویر با تصاویر و آواها با آواها و تصاویر با آواها در شکل زیبایی که هرگز جزء در آن جایگاه نمی توانند معنی بیایند قرارگرفته اند و ما را به پیش می برند. سینمای برسون نگاه ما را به واقعیت و هنر و رویکرد مان را به هستی دگرگون کرد و همین باعث شد که به شکرانه بیان ناامید او زندگی در این دوزخ مدرن بر ما ممکن شود. دنیایی که در آن می شود جیب بر و ناگهان بالتازار را دید هنوز نسیمی از بهشت را پذیراست. سینمای برسون به مثابه یک امر واقعی ظهور می کند و نمادینگی و امر نمادین را به چالش می کشاند. او در کمال سادگی آثارش توانست یک دستگاه عظیم هنری را بنیان نهد. سینمایش کاملا ساده است ولی همانگونه که راسین نمایش نام نویسی فرنسوی در ابتدای کتاب برنیس می نویسد: «گمان می کنند این سادگی نشانگر ابداعی محقر و ناچیز است» اما در واقع سادگی آثار برسون نشان از نبوغ او دارد. در آثار وی همه چیز تازگی دارد: مدلهایش، بیانگریهایش، تصویر پردازی هایش، همه چیز در نزد او به صورت ناخودآگاه و در حین کار پیش می آید. او برای خلق کردن برنامه ای از پیش تعیین شده ندارد، دوربینش را به سمتی می برد که تصاویر را بیابد که در موردش نیندیشیده است. در آثار برسون مدلها«بازیگران»دنیای درونی و واقعی خود را بیان می کند و گونه ای از واقعیت عریان را تفسیر می کند. مدلها همه یکسانند و مشابهت دارند اما تصنعی و اداواطوارگونه رفتار نمی کنند.

سینمای برسون دنیای روایت و بیانگری است، اما به شیوه ای که در آن هر چیزی که وجود دارد به صورت تجریدی نشان داده می شود پس از دل این تجرد هماهنگی بی نظیری به دست می آید. در آثار برسون معناگرایی و فرم متفاوت می شود، فرم محتوا را مغلوب می کند، فرم قدرت بخش و هستی بخش است. تصاویر، اشیاء و هر چه که وجود دارد نگارش می شود. برسون از ما می خواهد با مدلهایش همراه شویم و توجه ما را از حاشیه ها دور می کند و فقط می خواهد ما دنیای درون هر چیزی را درک کنیم. او مخالف باز آفرینی بود. زیبایی فیلم های برسون  از تصاویر ناشی نمی شوند بلکه ناشی از ویژگی وصف ناشدنی است که آنها آزادش می کنند. او از سکوت به عنوان عنصر ترکیب بندی و وسیله ای برای خلق احساس استفاده می کرد.

 ژان کوکتو زمانی نوشت: «برسون در کارش هراس آور است. این بزرگترین ستایش از هنرمند است.»برسون در سال 1999 در گذشت همانگونه که ساده زیست و ساده خلق کرد ساده نیز از دنیا چشم فروبست: یک مراسم خاکسپاری خانوادگی و ساده. رخداد مرگ وی در آستانه هزاره جدید یعنی در اوج گسترش و توسعه ی رسانه های ارتباط جمعی و صنعت تکنولوژی اینترنت  و فن آوری فقط دو خط از روزنامه ها را به خود اختصاص داد. مرگ وی رخدادی برای جهان به حساب نیامد همانگونه که آثارش مورد بی رحمی و بی توجهی قرارگرفت. رخدادها برای انسان های عصر صنعت فرهنگ، ازدواج فلان زن و مرد هنر پیشه با یکدیگر است، یا مسائل این چنینی که در جهان فرهنگی بی فرهنگ رخ می دهد. تمام این ها را گویا خود برسون پیش بینی کرده بود: دیالوگی در فیلم شاید شیطان هست که در آن شارل قهرمان فیلم از مرگش درباره ی علت خودکشی خود به روان شناسی می  گوید: اگر زندگی ام را از دست بدهم معنی اش این است که این چیزها را از دست می دهم: تنظیم خانواده، مسایل ورزشی، تور مسافرتی، قیمت اجناس و طلا، خرید قسطی و غیره.

برسون این گونه گویا رخداد مرگش را پیش بینی کرده بود که فارغ از هرگونه هیاهو بود. گویا تفکرات و آثار او با منش روسپی وارانه رسانه ها در تضاد بود. به لحاظ شخصیتی برسون انسانی والابود، او همواره از شهرت و قدرت بیزار و از آنها دوری می کرد هدفش در هنر خلق کردن برای نوآوری و نبوغ بود نه برای ثروت و شهرت، همیشه کارگردانان جوان را ترغیب می نمود که از شهرت و ثروت دوری جویند و سعی کنند از سینما به عنوان یک صنعت دوری کنند. هدف اساسی او کشف زیبایی شناسی فیلم بود و عقیده داشت آینده سینما توگرافی به نسل جدیدی از جوانان تنهایی تعلق دارد که آخرین سکه جیبشان را صرف فیلم برداری از فیلم ها می کنند و به خود اجازه نمی دهند در روزمرگی مادی این حرفه گرفتار شوند. سینمای برسون به مثابه امری واقعی در برابر امر نمادین در زندگی هنری و غیر هنری انسان ها بود. در هیاهوی تبلیغ های وسیع رسانه ای و نشان دادن تصاویر کم ارزش تلویزیونی از زندگی لوکس انسان ها که همواره به صورت نمادینی زندگی انسان را به نمایش می گذارند، برسون با آثارش به میدان می آید. در سینمای برسون همه چیز در یک کلمه خلاصه می شود«فرم» فرم در نزد برسون شکل روایی متفاوتی دارد. او با مضاعف سازی قدرت تفسیر و همذات پنداری را از مخاطب می گیرد.

 سینمای برسون نگاه ما را به واقعیت و هنر و رویکرد مان را به هستی دگرگون کرد و همین باعث شد که به شکرانه بیان ناامید او زندگی در این دوزخ مدرن بر ما ممکن شود.تکنیک های روایی او تعلیق را از میان می برد،گاهی تصاویر قبل از گفتار می آیند و گاهی گفتار تصاویر نیامده را توضیح می دهند و با آمدن تصویر تعلیق از میان می رود. برسون ایجاز را در سینما به نهایت می رساند هر جا که لازم است تصویر قطع می شود و صداها کارشان را پیش می برند. صدا حتی آنقدر مهم می شوند که جای موسیقی را هم می گیرند. گاهی فقط یک تصویر چند ثانیه ای همه چیز را بیان می کند. رابطه تصاویر و صدا بسیارمهم است و فیلم ساز در رابطه با زمینه های میزانسن به حرکت در می آید. تصویر در خدمت مخاطب نیست و شخصیت پردازی به وسیله آن انجام نمی شود؛ برسون کاملا با داستان گویی مخالف است، در آثار او هیچگاه شکلی از داستان پردازی را نمی بینم و حوادث فیلم به گونه ای پیش می روند که مخاطب را دچار گونه ای از ابهام می کند و او را وا می دارد که تفکر کند. حوادث در سکانس های مختلف و تا حدودی پیچیده و ناهماهنگ پیش می روند اما این مسایل هیچ باعث تضعیف در کار نمی شود بلکه به شکلی از روایت خاص است که مشارکت تخیلی مخاطب را در کنش قطع می کند و تعلیق را از بین می برد. دوربین هیچگاه در خدمت بیان احساسات و احوالات بازیگرانش نبوده.  تمام فیلم هایش به نحوی طرح ریزی شده است که عواطف را همان زمان که برانگیخته می شوند به انضباط در می آورد. فرم در نظر وی روایی است نه تجسمی. بزرگترین منشأ قدرت عاطفی در فرم نهفته است. سردی و به تعویق انداختن، عواطف به واسطه آگاهی از فرم آنها را در انتها بسیار قوی و پرکنش می سازد. فرم فیلم های برسون علی رغم اینکه بشدت خطی است ضد دراماتیک است، در آثار وی همه چیز تا حدودی در هاله ای از ابهام وجود دارد به ویژه مدل هایش. دوربین برسون بیانگر احوال و شرایط  مدل هایش نمی شود. چیز زیادی از آنها نمی گوید در واقع برعکس فیلم های رایج در سینما که بازیگر بار اصلی روایت داستان را به دوش می کشد و قضیه را برای مخاطب تعریف می کنند مدل های برسون چنین ویژگی هایی ندارند.

برسون به شدت با بازیگران حرفه ای مخالف بود و هیچ اعتقادی به بازیگر محوری نداشت مدل های او شخصیت هایی بودند که برسون به آنها شکل می داد و همه چیز را او احاطه می کرد آنها فقط نگاه یا حرکت می کردند ولی برسون با هماهنگی تصاویر و صداها و اشیاء در شرایط دکوپاژ مدل ها را معرفی می کرد. در آثار برسون ما به صورت ناگهانی وارد می شویم پیشینه ای از زندگی شخصیت های فیلم نداریم و دلایلی برای کارهایشان نمی بینیم. برسون میان مخاطب و  فیلم فاصله می اندازد و اجازه نمی دهد مخاطب درگیر عاطفی شده و با شخصیت همذات پنداری کند. درام های وی درونی اند نه روان شناسانه، شاید بتوان گفت در چهره مدل های برسون هیچ احساسی که بیانگر حالتی باشد نمی توان دید.

سخن پایانی:

روبربرسون فیلم ساز فرانسوی با ایجاد بیان و فرم روایت جدید که وی آنرا مختص سینما یا سینما توگراف می دانست بزرگترین تحول را در سینما پدید آورد. او فیلم ساز معناگرایی بود که عقاید دینی خود را که متعلق به فرقه ژانسنیست‌های فرانسوی بود وارد فیلم هایش می کرد و همانند پاسکال عقیده داشت که همه چیز فیض خداوند است. (جمله آخر کشیش روستا)

برسون به تقدیر اعتقاد داشت و روح این واژه بر سراسر فیلم هایش و به ویژه فیلم؛ «یک محکوم به مرگ گریخت» جاری است. سینمای برسون به منزله هشداری برای جهان مبتذل و فرهنگ زده بود. جهانی که هنر در آن به صنعت تبدیل شده و ارزشی برای سینما به عنوان یک ابزار بیان افکار نمانده بود. نوآوری های وی در این تلاش قهرمانانه برای ایجاد یک فرم جدید بیان سینمایی قابل ستایش عظیم است.

ویژگی فرم برسون:

1-استفاده از نابازیگران: البته نه به سبک نئورئالیستی که در سینمای ایتالیا و به خصوص آثار دسیکا وجود داشت در سینمای نئورئالیسم ایتالیا مثلا دسیکا از نابازیگران استفاده می کرد ولی از آن ها بازی های آنچنانی در حد مارلون براندو و گری گرانت می گرفت اما برسون از مدل هایش می خواست که در واقع اصلا بازی نکنند.

2-عدم استفاده از داستان گویی

3-ایجاز در بیان

4-کاربرد آواها و صداها

5-ایجاد رابطه مناسب میان تصاویر و صداها و این دو با هم


برسون میان مخاطب و  فیلم فاصله می اندازد و اجازه نمی دهد مخاطب درگیر عاطفی شده و با شخصیت همذات پنداری کند. درام های وی درونی اند نه روان شناسانه نوشتن درباره برسون در این چند صفحه کاری بس کوته بینانه و ناچیز است زیرا سینمای وی به حدی عظمت و واژگان بدیعی دارد که باید زمانی در حدود چندین سال را صرف تحقیق و نوشتن در مورد آثارش نمود ولی به هر حال این چند سطر فقط یادواره ای بود برای این غول فکری سینما به مناسبت سال روز مرگش که بتوانیم همواره به یادش باشیم و قدردان شاهکارهایش. به هر حال در عصر ابتذال هنری و فرهنگی که ما در آن زیست جهانهایمان را شکل داده ایم یاد این بزرگ مرد عالم هنر هر چند در این نوشتار مختصر می تواند تسکینی بر دردها و رنج های فکری و معنوی باشد.

فیلم شناسی واژگان:

1-فرشتگان گناه                      1943                          Les anges du peche

2- خانم های جنگل بولونی       1945          Les dames du Bois de Boulogne

3-خاطرات کشیش روستا          1951            journal dun cure de campagne

4-یک محکوم به مرگ گریخت     1955     un condamne a mort s, estechuppe

5-جیب بر                              1959                                        pickpocket

6-دادرسی ژاندارک                 1962                         proces de jeanned,Arc

7-ناگهان بالتازار                     1966                              AuhazardBAlthazar

8-موشت                             1967                                           Mouchette

9-زن نازنین                          1969                                   une femme duce

10-چهار شب یک رویا بین       1972                          Quatrenuitsd,un.reveur

11-لانسلو دولاک                   1974                                      Lancelot dulac

12-شاید شیطان                   1977                          Le diableprobablement

13-پول                               1983                                                L,argent

 

واژگان چند شاهکار:

1- خاطرات کشیش روستا: یک نگارش عظیم از سینما- معنای جدید از زمان، مسئله زمان هستی بخش- بیان روایی جدید

2-یک متهم محکوم به مرگ گریخت: ریتم،حرکت، اشیاء، آواها و صداها،یک هارمونی بی نظیر از تصاویر و صداها، تقدیرگرایی، ایجاز، مضاعف سازی، عدم تعلیق، غریب نمایی

3-جیب بر: شاهکار ریتمیک، معجزه ی دست ها، مرگ روایت داستانی

4-ناگهانی بالتارار: عظمت یک ایده

5- موشت: غمگین ترین فصل آثار برسون، موسیقی مونته وردی و مرگ موشت، ایجاز و روایت از یک معصومیت تباه شده.

6-پول: خیلی مهم است. شاهکار معناگرایی، سادگی، صراحت، خشونت. همه چیز در این فیلم قدرتمند است. بیان، دکوپاژ، میزانسن، ریتم. اوج ایجاز و نمایش چیزهای ضروروی

شخصیت های آثار برسون همواره درگیر نوعی تقدیرگرایی و درام مونولوگ وار هستند، یک کشمکش درونی با خود دارند ولی نمی توانند از تقدیر به دور باشند. آن ها موجوداتی هستند که رنج ها را حمل می کنند و در نهایت به رستگاری و رهایی می رسند. در خاطرات کشیش روستا، کشیش امبریکور همواره دچار نوعی درگیری درونی با خودش است و رنج ایمان را در عصر بی ایمانی به دوش می کشد و با مرگ به رهایی می رسد.

در یک محکوم به مرگ گریخت فونتن قهرمان داستان که در زندان نازی ها اسیر است همواره امید به آزادی دارد و گویا این امر برای وی مقدر شده است این اثرشاید مهم ترین فیلمی باشد که برسون مسئله تقدیر را به شدت در آن نشان می دهد و صدای قطاری که در هر لحظه می شنویم بیانگر جهان آزادی برای فونتن است،همانطور که عنوان فیلم هم بیان می کند وی می گریزد و به رهایی می رسد. ژاندارک نیز با مرگش به رهایی رسید همانگونه که بالتازاز رنج کشیده با مرگش به رهایی رسید. موشت نیز که قربانی جهان بی رحم اطرافش بود و تمام معصومیتش به تاراج رفته بود با خودکشی کردن به رهایی می رسد.

 

بابک صفری

 تحلیل‌گر و منتقد فیلم و سینما

بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است.

نظرات
آرین
| |
2018-02-17 15:50:42
تشکر به خاطر مطلب مفید
آخرین اخبار