تحلیل سه سطحی دولت اسلامی | فراتاب
کد خبر: 4659
تاریخ انتشار: 30 آبان 1395 - 22:58
منصور براتی
اگرچه دولت اسلامی مدت هاست در صدر اخبار و مطبوعات جهان قرار دارد، اما بسیاری از ابعاد این گروه همچنان رازآلود و نامکشوف باقی مانده است. مقاله حاضر به این می پردازد که آیا دولت اسلامی، را یک اندیشه متمایز باید به شمار آورد؟ یک جنبش اجتماعی باید نامید؟ یا ی

فراتاب - گروه اندیشه: اگرچه دولت اسلامی مدت هاست در صدر اخبار و مطبوعات جهان قرار دارد، اما بسیاری از ابعاد این گروه همچنان رازآلود و نامکشوف باقی مانده است. فرمانده عملیات ویژه ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا «مایکل ناگتا»، در اواخر سپتامبر ۲۰۱۴ اعتراف کرد که ائتلاف ضدداعش هنوز که هنوز است از درک این جنبش سلفی عاجز مانده و البته شکست دادن داعش، در گروه شناختن کامل آن است. وی همچنین در این باره ایدئولوژی داعش افزود: «به هیچ عنوان نمی توان گفت ایده مرکزی این گروه را شکست داده ایم، ما حتی آن را درست متوجه نشده ایم.» نوشتار حاضر سعی دارد بر ایدئولوژی دولت اسلامی پرتو جدیدی بیفکند. تا کنون پژوهشگران و اندیشمندان مختلفی از زوایا و با اتخاذ رویکردهای گوناگونی به این پدیده پرداخته اند؛ در هنگام بررسی بسیاری از پژوهش‌های انجام شده پیرامون دولت اسلامی این گروه ابتداً یک اندیشه و ایده نوین نسبت به دیگر گروه های اسلامگرا است، اما برخی دیگر از منابع داعش را یک جنبش اجتماعی با اهدافی ویژه دانسته اند و سرانجام برخی متفکران با اشاره به ساختارمندی دولت اسلامی وجوه دولت مند آن را برجسته ساخته اند؛ مدعای نوشتار حاضر این است که تحلیل جامع و بسنده دولت اسلامی نیازمند توجه همزمان به این هر سه سطح است و در واقع دولت اسلامی، هم یک اندیشه است، هم یک جنبش و هم یک دولت.

البته بررسی وجوه جنبش گونگی و دولت بودگی مورد علاقه نوشتار حاضر نیست و در شماره های آتی ندای سیاست مورد بررسی قرار خواهد گرفت؛ به نظر می رسد عمده ترین دلیل رازآلود باقی ماندن دولت اسلامی، نادیده گرفتن گذشته آن است؛ شناخت کامل و بسنده این جنبش بیش و پیش از هر چیز در گرو شناختن تبار آن است. این گروه در سال ۲۰۰۶ تأسیس شد، اما چند سال بعد در خلال سالهای ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ که فتوحات این جنبش به اوج رسید، جهان در بهت و حیرت شدیدی فرو رفت و به نظر می رسید داعش به یک بار به صورت یک مجموعه تروریستی کامل از آسمان بر زمین افتاده است. جهان از گذشته این گروه اطلاع چندانی نداشت. تنها وقتی در آوریل ۲۰۱۳ جامعه توحید و جهاد به «دولت اسلامی عراق» تغییر نام داد توجه های بین المللی بیش از پیش به آن جلب شد؛ جهان دریافت که دولت اسلامی عراق چیزی بیشتر از صرف شعبه عراقی القاعده است. سپس موسم سیطره بر سوریه فرارسید و دولت اسلامی عراق ضمن معرفی خود به عنوان دولت اسلامی عراق و شام وجوه دیگری بر هویت خود افزود. در مرحله بعدی این گروه با افزایش نیروهای و منابع خود به فعالیت هایش در عراق شدت بیشتری بخشید و تا ژوئن ۲۰۱۴ بر بیشتر مناطق سنی نشین شمال عراق را به مسلط شد و در نهایت نیز اعلام کرد که خلافت عظمای اسلامی را احیا کرده است؛ به این ترتیب عراق و شام نقطه عزیمت جاه طلبی های مرزی داعش بود.

هنوز هم رویدادهایی که ظهور دراماتیک دولت اسلامی از گمنامی محض رقم زدند برای بسیار از پژوهشگران رازآلود باقی مانده است. با این وجود ایدئولوژی داعش در طول سالها از مجاری مختلف برای هوادارانش تبلیغ می شد و قابل دسترسی بود. سخنرانی های طولانی رهبران ارشد داعش در باب موضوعات سیاسی و مذهبی مختلف در خلال سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ از طریق کانال های ارتباطی گروه منتشر شده و بدین ترتیب جانمایه خواسته ها و آمال و آرزوهای داعش به خوبی بازتاب یافت.

عدم توجه کافی به سالهای پیش از ۲۰۱۳ دلیل اصلی رازآلودگی دولت اسلامی است. در ابتدا نگاه های عامیانه و ساده انگارانه چه در خاورمیانه و چه در غرب پیرامون دولت اسلامی شایع و حکمفرما بود و بسیاری می پنداشتند شاخه عراقی القاعده تنها نام خود را عوض کرده است. اما به زودی مشخص شد ابعاد این تغییر بسیار بیشتر از تغییرات لفظی است. این در واقع نقطه عزیمت یک پروژه سیاسی جاه طلبانه بود که هدف نهایی خود را تأسیس دولت خلافت در عراق می دانست.

در شماره نخست نشریه دابق به یکی از مفاهیم اساسی در اندیشه سیاسی گروه دولت اسلامی پرداخته‌شده که در سنت اندیشه سیاسی اهل سنت دارای مابه ازایی قابل‌توجه است. مفهوم امامت در حالی در اندیشه سیاسی شیعی به معنای خاص سیادت و پیشوایی خاص دینی – سیاسی  منصوص در خصوص ائمه شیعی است که در اندیشه سیاسی سُنی حدودوثغور آن به‌صرف پیشوایی سیاسی محدود می‌شود. البته گفتنی است مفهوم «امام» در این مجموعه بارها برای فقها و بزرگانی که مورد احترام گروه دولت اسلامی هستند به‌کاررفته است؛ احمد ابن حنبل، تقی الدین ابن تیمیه، ابوالاعلی مودودی، محمد ابن عبدالوهاب، ابوبکر البغدادی و بسیاری دیگر متصف به صفت امام شده اند، چه اینکه مفهوم امام در فقه اهل سنت به معنای پیشوای دینی و علما نیز بارها و بارها به‌کاررفته است، اما حالت مصدری این مفهوم، یعنی امامت به معنای ضابطه‌مند‌تری به کار می‌رود و پیشوایی توامان سیاسی را تداعی می‌کند.

در این شماره از فصلنامه دابق اما در مقاله‌ای با عنوان «امامت از آن ملت ابراهیم است» سعی شده از دو مفهوم مهم «امامت» و «ملت ابراهیم» به‌عنوان زیربنای فقهی و سیاسی برای اثبات لزوم حرکات داعش به نحوی پسینی استفاده شود. از یک‌سو مفهوم امامت از میان مسلمانان رخت بر بسته و از سوی دیگر مفهوم ملت ابراهیم تحت تأثیر حاکمیت دولت‌های ملی و ناسیونالیسم کاذب به فراموشی سپرده‌شده است. دابق در این مقاله با اشاره به استعاره مسئولیت چوپان در قبال دسته خود، امام سیاسی را نیز به همان صورت در برابر دسته و ملت خود مسئول می‌داند: «عبدالله ابن عمر از پیامبر (ص) نقل می‌کند که هر کس همچون چوپان است و هر چوپانی در برابر دسته خود مسئول است. امام نیز همچون چوپان و در برابر دسته خود مسئول». این حدیث بی‌درنگ یادآور این حدیث نبوی است: «کُلُّکُمْ راعٍ وَ کُلُّکُم مَسئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ، فَالأمیرُ الَّذی عَلَی النّاسِ راعٍ وَ هُوَ مَسئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ وَ الرَّجُلُ راعٍ عَلی اَهل بَیْتِهِ وَ هُوَ مَسئُولٌ عَنْهُمْ وَ المَرْأهُ راعِیَهٌ عَلی بَیْتِ بَعْلِها وَ وَلَدِها وَ هِیَ مَسْئُولَهُ عَنْهُمْ وَ الْعَبدُ راعٍ عَلی مالِ سَیِّدِهِ وَ هُوَ مَسئُولٌ عَنْهُ، اَلا کُلُّکُمْ راعٍ وَ کُلُّکُم مَسئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ»

همه شما نگهبان و مسئول [عملکرد و رفتار] یکدیگر هستید. حاکمان نگهبان مردم و [نسبت به عملکرد مدیریتی خود و رفتارهای مردم] مسئول اند. مرد نگهبان [خانواده اش] و [نسبت به رسیدگی امور زندگی خانواده [مسئول است. و زن نگهبان [اموال زندگی] منزل همسر و [مراقب تربیت] فرزندانش است و [نسبت به رسیدگی به امور خانه و شوهرداری و تربیت فرزندان] مسئول است. و غلام (خدمتکار) نگهبان اموال صاحب و مولایش و [نسبت به حفظ و مصرف صحیح آن] مسئول است. پس آگاه باشید همه شما نگهبان و [نسبت به رفتارهای مدیریتی خود و عملکرد[ کسانی که تحت نظر شما هستند مسئولید. طبق این روایت مسئولیت هر راعی نسبت به رعیتش مطلق است. یعنی هم خداوند در قیامت از عملکرد او نسبت به رعیتش سؤال می‌کند و هم رعیت باید از راعی سؤال کند و مطالبات خویش را مطرح سازد. به‌این‌ترتیب حدیث نقل‌شده از عبدالله ابن عمر، درواقع تهمید کننده مقدمه‌ای برای روشن ساختن اهمیت امامت و التزام به امام در جامعه اسلامی است. سپس به این نکته اشاره می‌شود که امروزه نه دیگر مسلمانان پیرو امامی کمربسته به اجرای شریعت هستند و نه مفهوم ملت ابراهیم در زندگی مسلمین نقشی دارد: «ملت ابراهیم به مفهومی تزئینی مبدل شده و برای از میان برداشتن این شرایط لازم است مسلمانان به امامی واحد اقتدا کنند و پیرامون یک محور گرد آیند تا قانون خدا در زمین جاری شود. تضعیف مفهوم امامت نیز در روی آوردن به ایده گمراه‌کننده سکولاریسم ریشه‌دارد».

سپس در فرازی کوتاه دستوراتی که خداوند به حضرت ابراهیم (ع) در مورد رسالت وی و هدایت مردم اشاره‌شده است. با توجه به مضامین استفاده‌شده در این فراز و نیز اشاره‌ای که پس‌ازآن در خصوص مصداق امامت اصیل شده، این حس به خواننده منتقل می‌شود که نویسنده مقاله کلیه موارد تشریح شده به‌عنوان وظایف حضرت ابراهیم را به دولت اسلامی هم تسری می‌دهد؛ چندان‌که در بخش بعدی مقاله آمده است: «دولت اسلامی، با توجه به اینکه فریضه امامت را در سرزمین‌های تحت انقیاد خود تماماً به اجرا درآورده، بهترین مصداق عینی برای مفهوم امامت و نمایندگی ملت ابراهیم است». مقاله مورداشاره سپس آیه ۱۳۰ سوره بقره را ضمینه دعاوی خودکرده و درصدد است تا از همه مخالفان احتمالی دولت اسلامی سلب مشروعیت کند: «وَ مَنْ یَرْغَبُ عَنْ مِلَّهِ إِبْراهیمَ إِلاَّ مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ وَ لَقَدِ اصْطَفَیْناهُ فِی الدُّنْیا وَ إِنَّهُ فِی الْآخِرَهِ لَمِنَ الصَّالِحینَ» و چه کسی از آیین پاک ابراهیم روی گرداند به‌جز مردمان بی خرد؟ زیرا ما ابراهیم را در دنیا به رسالت برگزیدیم و البته در آخرت هم او از شایستگان خواهد بود» در پایان این مقاله نتیجه‌گیری می‌شود: «همان‌طور که از متن آیه مشخص است، امامت از آن ملت ابراهیم (ع) است و اینکه هرکس از این امامت روی‌گردانی کند، از بخشی از این ملت بزرگ روی‌گردانی کرده است و بر هر دانشمند و فقیهی که از ملت ابراهیم تبعیت می‌کند، واجب است علیه امامت دولت اسلامی سخن نگوید و در پی تضعیف یا نابودی آن نباشد و بر آنهاست که بدانند دولت اسلامی – که خداوند به آن وعده فتح و اتحاد و استقرار مذهب بر روی زمین را داده است – امامت بی‌چون‌وچرا برعهده دارد. بنابراین، هرکس در قلمرو آن از اقتدارش سرپیچی کند مرتد شناخته می‌شود و می‌توان پس از اتمام حجت با وی جنگید.» 

ادامه دارد...

منصور براتی, دانشجوی دکتری اندیشه سیاسی دانشگاه تهران

بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است. 

نظرات
آخرین اخبار