فهم داعش در قالب گفتمان خلافت اسلامی | فراتاب
کد خبر: 4451
تاریخ انتشار: 12 آبان 1395 - 10:38
فرانک رئوفی
پس از حوادث تروریستی 11 سپتامبر 2001، تحولات اخیر در منطقه خاورمیانه و ظهور ناگهانی و رشد شگفت انگیز گروه تروریستی داعش (ISIS) بار دیگر مطالعه و بررسی پدیده تروریسم را در کانون توجه پژوهشگران قرار داده است.

فراتاب - گروه بین الملل: پس از حوادث تروریستی 11 سپتامبر 2001، تحولات اخیر در منطقه خاورمیانه و ظهور ناگهانی و رشد شگفت انگیز گروه تروریستی داعش (ISIS) بار دیگر مطالعه و بررسی پدیده تروریسم را در کانون توجه پژوهشگران قرار داده است. داعش با تفسیر متعصبانه از اسلام سنی و ترویج «جهاد» با دیگری، به قدرت و نفوذ گسترده در منطقه دست یافته است و در تلاش است تا گفتمان مورد نظر خویش را به گفتمان برتر تبدیل کند. گفتمان خلافت اسلامی موج جدیدی از خشونت را در خاورمیانه به راه انداخته است و در مدت کوتاهی توانسته است بر بخش هایی از عراق و سوریه تسلط یابد و صحنه مرکزی سیاست منطقه و بین الملل را به خود اختصاص دهد. اهل سنت «سلف» را گروهی از مسلمانان شامل صحابه، تابعین، و تابعینِ تابعین می دانند. آنان این سه نسل را به دلیل نزدیکی زمانی و مکانی، و در نتیجه تلقی بهتر، بهترین مردم می دانند. از دید آنان پس از خلفای راشدین، هم رژیم و هم جامعه کافر است و مسلمانان راستین باید از آن هجرت کنند. سلفی گری جریانی نوبنیادگرا در نظر گرفته شده که با تأکید بر توحید و برائت از شرک و کفر در صدد تنظیم تمامی اعتقادات، رفتار و کردار خود براساس فهمی محدود و متصبانه از قرآن و سنت است و خود را در قالب هیچکدام از مذاهب اسلامی نمی گنجاند. این جریان با تزریق معناهای خاص خویش به جوامع در پی آن است تا گفتمانی ارائه دهد که سایر گفتمان ها را به حاشیه رانده و خود به گفتمان هژمون تبدیل شود.

معناسازی داعش؛ حکومت، جاهلیت و جهاد

گفتمان اسلام سیاسی اهل سنت سه مفهوم کلیدی حکومت، جاهلیت و جهاد را شامل می شود؛ که همان سخن سیدقطب است. سیدقطب معتقد است اطاعت و پرستش خدای یگانه بدون هیچ قید و شرطی همان توحید است. و توحید در حاکمیت، یکی از ابعاد آن به شمار می رود. بدین مفهوم که اختصاص الوهیت به خداوند، به معنای اختصاص حاکمیت به اوست. حاکمیت از مهمترین ارکان الوهیت است. این مسأله دایره مسلمانی را مشخص می کند و هر آن کس خارج از آن باشد مشرک می نامد. بعد تجویزی سخن سیدقطب در اینجا خود را نشان می دهد: باید طاغوت هایی را که ادعای سلطه و قدرت دارند از بین برد. زیرا پیامبران برای بیرون کشیدن این سلطه غصبی از چنگ طاغوت ها و برگرداندن حاکمیت به صاحب شرعی آن ـ خداوند ـ جهاد کرده اند. از اینرو به عقیده سیدقطب با ایجاد جامعه مسلمین به جای جامعه جاهلی زمینه پیاده شدن اسلام را در سطح جهانی نیز فراهم کرد. بدین ترتیب، توسل به اقدامات رادیکال مسلحانه و جهاد وظیفه مسلمانان مؤمن و متعهد در نظر گرفته می شد تا بدین ترتیب زمینه های تشکیل جامعه جهانی اسلام فراهم آید.

برون داد این نگرش سیدقطب که اساس گفتمان داعش را نیز تشکیل می دهد، سه نکته است: 1- حکومت از آن خداوند است، 2- جامعه­ای که در آن فرمان خداوند جاری نباشد یک جامعه جاهلی است و 3- راه برون رفت از بحران کنونی جهاد است. در این گفتمان رادیکال اساساً روابط و گفتگوی ادیان و مذاهب با یکدیگر قطع می­شود. همچنین در این گفتمان، اسلامی کردن جامعه اصل آن است، مفاهیمی چون دموکراسی، حقوق بشر، عرصه عمومی، مشارکت سیاسی و سایر مفاهیم مدرنسیم محلی از اِعراب ندارند.

داعش به بهانه اسلامی کردن جامعه ظهور یافته است. اما نه به عنوان یک جنبش اصلاح طلب دینی همچون اخوان المسلمین، بلکه در قالب یک گروه نوسلفی تکفیری در جهان اسلام قد علم کرده است. این گروه در قالب گفتمان خلافت اسلامی بر مؤلفه هایی همچون خلافت، جهاد و شهادت تأکید دارد. در این راستا احیای خلافت و اطاعت از خلیفه را ـ هرچند جائر باشدـ مجاز می شمارند. براساس آنچه گفته شد، در زمینه خلافت و ضرورت تأسیس حکومت اسلامی در میان داعش که جامعه امروزین را جاهلی دانسته و نگرشی آرمانگرایانه به عصر خلفای راشدین دارند، تأسیس حکومتی فقهی که ریشه هایش در سلف صالح نهفته است از مهمترین خواسته های آنها می باشد.

گروه اسلامی داعش خود را پدیده ای هویت بخش می داند که وظیفه زنده کردن نهاد خلافت و امارت اسلامی و بازسازی شوکت اهل سنت را دارد. با این نگرش است که داعش در پی هژمون کردن گفتمان خویش و غلبه بر سایر گفتمان هایی است که به نوعی وضع موجود را تبلیغ و توجیه می کنند. در این راستا دست به تندترین و خشن ترین اقدامات در راستای اهداف خود می زند. برای توجیه چنین اعمال خشونت آمیزی، اقدام به عملیات انتحاری و تروریستی(جهادی) و شهید شدن را گام نخست برای ورود به بهشت معنا می کنند. از اینرو داعش در بحث شهادت از آموزه های مورد تأکید اسلام برای جذب جوانان پرشور در نقاط گوناگون جهان بهره می گیرد و استفاده از خشونت و ترور برای برکناری رهبرانی که براساس اسلام حقیقی حکومت نمی­کنند را یک وظیفه اسلامی می دانند. همین مسأله باعث شده است که به یکی از کانون های جنگ و عملیات انتحاری تبدیل شود. گروه داعش همچنین از مساجد و شعار معروف لااله­الااللّه و امثال آن برای جذب نیرو و حفظ روحیه هواداران خود و تداوم حرکت خویش استفاده می­کند.

داعش بواسطه این هراس افکنی ها و تندروی های مذهبی خویش، آن هم در دوران جهانی شدن و بحران هویتی موجود، در پی آن است تا با معناسازی های خویش از مؤلفه های موجود در جهان اسلام هویتی جدید را به پیروان و اعضای خویش القا کند. در این راستا می توان داعش را بازیگری افراطی ـ چه در سطح منطقه و چه در سطح بین المللی ـ خواند که در پی رستگاری و رهایی بخشی و بازگشت به آرمان های اولیه اسلامی دانست.

غیریت ­سازی

برای فهم ریشه های فکری این بنیادگرایان جدید باید به اهداف این سازمان نگاه کرد. هدف ایجابی سازمان داعش، تشکیل دولتی اسلامی در عراق و شام است. به کار بردن نام شام(به جای سوریه) که منطقه ای به گستردگی سوریه، اردن، لبنان، اسرائیل و فلسطین و بخش هایی از غرب عراق و صحرای سینا را شامل می شد، بخشی از ریشه های فکری این سازمان را نشان می دهد. بازگشت به دوران اقتدار خلافت اموی، یعنی زمانی که شام، مرکز جهان اسلام بود، آرمان این سازمان است. ابومصعب زرقاوی، از بنیادگذاران «جماعت توحید و جهاد» که مبنای اولیه تشکیلات داعش به شمار می­رود، در سال 2006 در مانیفست این گروه اعلام کرده بود: «مخالفان ـ شیعیان ـ افعی ها و دشمنان در کمین نشسته و عقرب های حیله گرند. شیعیان دشمنان کافری هستند که لباس دوست بر تن کرده­اند و به همدلی دعوت می کنند. دشمنان واقعی شیعیان هستند و نزدیک شدن این گروه به سنی ها خطری واقعی برای ماست.» بر پایه همین دیدگاه ها داعش مقابله با دولت عراق را از مناطق سنی­نشین این کشور آغاز کرد تا بتواند از میان اهل­سنت به جذب نیرو بپردازد. لذا جهت دستیابی به اهداف خود اقدام به عضوگیری از هر ملت و قومیتی کرد. این به معنای آن است که مرز برای داعش مهم نیست، مهم خلافت اسلامی که یکی بیشتر نیست و وجود حکومت های مختلف اسلامی را نشانی از تفرقه می داند و باید یک حکومت واحد تشکیل شود. حکومتی که از طریق غریت سازی و تأکید بر مفهوم "دیگری" به دست می آید. هر گفتمانی به منظور هویت یافتن به ناچار شروع به تولید دشمن برای خود می­کند. گفتمان خلافت اسلامی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و به تعریف خود از طریق تنگ کردن دایره مسلمانی به هویت سازی می­پردازد.

گفتمان خلافت اسلامی؛ محوریت فهم داعش

می­توان اهمیت مبارزه با تشیع در ایدئولوژی داعش را به اوضاع خاص بومی عراق و سوریه مرتبط دانست. سلطه دیرپای شیعیان علوی بر نظام سیاسی سوریه و نیز سلطه شیعیان بر دولت عراق پس از صدام حسین، مایه پاگرفتن گروهی سلفی شده که در پی کسب هویت و به عبارتی هویت سازی است.

گفتمان داعش توانسته است با بهره گیری ویژه از نمادها و نشانه های گوناگون تاریخی، قومی، فرهنگی و مذهبی در جذب مخاطبان عملکرد موفقی از خود نشان دهد. شعارهای داعش و همراهی با باور قوم گرایانه بعثی و ادعای خلافت اسلامی، دوران خلافت عباسی را متذکر می شود. این نمادسازی را می توان در ویژگی هایی که این گروه از خلافت اسلامی با خود به همراه دارد مشاهده کرد؛ از جمله آن می توان به  رنگ سیاه و علامت سیاه، لذت خشونت و پایتخت بودن بغداد اشاره کرد که میان داعش و اعضای جامعه مبادله می گردد.

این هویت از طریق تنگ کردن دایره مسلمانی و تکفیر مسلمانان مخالف عقایدشان ـ به عنوان دیگری ـ به دست می­آید. «ابوبکرالبغدادی­الحسینی» خلیفه داعش نیز با استفاده از لقب «البغدادی» و قریشی شمردن خود و نیز استفاده از پسوند «حسینی» به منظور تأثیرگذاری بر شیعیان عراق را می­توان در راستای هویت­سازی این گفتمان تحلیل کرد. می­توان حضور در بغداد و اعمال خشونت در پیشبرد اهداف همچون عباسیان را در راستای شبیه سازی به خلافت عباسی تحلیل نمود.

ناگفته پیداست که مهم ترین ابزار داعش در راستای هویت بخشی به اعضای خود، جهاد است. و در تلاش هستند تا جایی که بتوانند عنصر جهاد را زنده نگه دارند.فقدان عنصر جهاد به معنای نابودی و به عبارتی مرگ داعش است. این روش به نیروهای داعشی احساس مجاهد بودن، شجاع بودن و در نهایت بهشتی بودن را می دهد. جنگ و جهاد وجود ندارد مگر آنکه دشمنی وجود داشته باشد. لذا داعش به تعریف دشمن می پردازد. دشمن تراشی می کند. از اینرو هدف اصلی داعش به عنوان یک گروه نوسلفی تکفیری، تشیع است و با مطرح کردن موضوع «دشمن دور و دشمن نزدیک» مبنا را ستیز با دولت ها و عناصر متمایل به شیعه قرار داده است. شاید این مهم ترین وجه تمایز داعش و سایر گروه های سلفی باشد.

همانطور که اشاره شد جنبش­های اسلامی در قالب­های متفاوتی نسبت به جهان اسلام عکس­العمل نشان داده­اند. داعش نیز به عنوان یک گروه تروریستی مسلح که اندیشه و شیوه جهادی خود را در قالب گفتمان خلافت اسلامی ترویج می­کند، احیای مدل خلافت اسلامی و اجرای شریعت در عراق و سوریه را هدف نهایی خویش قرار داده است. این گروه توانسته است با بهره­گیری از نمادها و نشانه­ها و نیز معنابخشی به مفاهیمی چون حکومت، جاهلیت و جهاد به مجموعه منظمی از مفاهیم دست یابد که زمینه گسترش سریع آن را فراهم کند.

این گفتمان در صورتی می­تواند به گفتمان هژمون تبدیل شود و موقعیت خود را تثبیت کند که دست به غیریت­سازی بزند و گفتمان رقیب آن یعنی گفتمان اسلام ناب دچار اضمحلال شود و موقعیت هژمون خویش را از دست دهد؛ که در شرایط حال حاضر چنین موقعیتی برای گفتمان خلافت اسلامی داعش فراهم نمی باشد.

 

منبع

  1. سلیمانی، علیرضا،1393، پدیده داعش و راهبرد مقابله آمریکا با آن، گروه پژوهشی آمریکاپژوهی.
  2. فاطمی­نژاد، مجید، 1393، تأثیر افکار ابن­تیمیه در گسترش جنایت­های جریان­های تکفیری، در مجموعه مقالات کنگره جهانی جریان­های افراطی و تکفیری از دیدگاه علمای اسلام، قم، دارالاعلام المدرسه اهل بیت «ع»، به کوشش مهدی فرمانیان، جلد اول.
  1. Wiktorowicz, Quintan and John Kaltner, (2003). “ Killing in the Name of Islam: ALQaedas Justification For September 11,” Middle East Policy, Vol. 5, No. 2.

 

 

فرانک رئوفی, کارشناس ارشد علوم سیاسی

بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است

نظرات
آخرین اخبار