چرا نشست لوزان شکست خورد؟ | فراتاب
کد خبر: 4289
تاریخ انتشار: 25 مهر 1395 - 14:43
گفت و گوی ایرنا با اردشیر پشنگ
دولتهای موثر در بحران سوریه از یکسو میخواهند از سطح بحران کاسته شود اما از سوی دیگر این کاهش بحران را هریک بر اساس فرمولی متاثر از اهداف و منافع خود طرح می کنند، نتیجه آن هم بی ثمری نشست های بین المللی مختلف است

فراتاب - گروه بین الملل: کارشناس مسائل خاورمیانه، اجلاس لوزان درباره سوریه را گفت و گویی جدی در اوج تنش طرف ها توصیف کرد و گفت: تاکید برخی از بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای بر ایجاد فرایند خاص مانع از دستیابی به نتایج ملموس در نشست هایی مثل لوزان می شود.

به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، طی هفته های اخیر سوریه وارد فاز تازه ای از بحران شده است. مسکو از استقرار سامانه های دفاعی اس300 و اس 400 در این کشور خبر داده و واشنگتن هم از بررسی گزینه های غیر دیپلماتیک سخن گفت و بازیگران ملی، منطقه ای و فرامنطقه ای در حلب در مقابل هم صف آرایی کرده اند.
اگرچه هیچ کسی گفت و گو، مصالحه و دیپلماسی را نفی نمی کند ولی بنا به قاعده تداوم دیپلماسی و جنگ، بازیگران در میز مذاکره هم به دنبال دستیابی به اهدافی هستند که در میدان جنگ به دست نمی آورند. نشست لوزان گرچه کورسوی امیدی در افکار عمومی ایجاد کرد اما به نظر می رسد این نشست هم همچون نشست های پیشین راه به جایی نخواهد برد. در همین خصوص با اردشیر پشنگ کارشناس مسائل خاورمیانه به گفت و گو نشستیم که مشروح آن را در زیر می خوانید:

**ایرنا: طی ماه های اخیر تنش ها بین آمریکا و روسیه افزایش یافته واحساس می شود این تنش ها کماکان در حال تصاعد است. با این حال روز گذشته نشست لوزان برگزار شد، این نشست را چطور ارزیابی می کنید؟
پشنگ:همانطور که در جریان هستید تنش های میان واشنگتن و مسکو بر سر بحران سوریه طی یک ماه گذشته بخصوص از زمان آتش بس پیشین افزایش پیدا کرده بود. در حالی که دو طرف طی یک سال گذشته نشان می دادند در حال نزدیک شدن به هم برای دستیابی به یک فرمول در قبال بحران سوریه هستند در میدان عمل وموقعی که آتش بس شروع شد، مشخص شد هنوز راه درازی برای نزدیک شدن دیدگاه های دو طرف وجود دارد.
طرفین از یک سو خواهان کاهش تنش در سوریه هستند و از سوی دیگر منافع و اهداف راهبردی خود را تعقیب می کنند واین موضوع باعث می شود تلاش های بخش اول چندان در عرصه عمل منجر به نتیجه نشود اما افزایش تنش ها هم دال بر پایان مذاکرات و دیپلماسی نیست و اجلاس روز گذشته لوزان هم در همین راستا ارزیابی می شود؛ طرفین در اوج تنش یک بار دیگر بدنبال آن هستند که زمینه ساز دیالوگ و گفت و گوی جدی با یکدیگر باشند.

**ایرنا: حال چرا در اجلاس لوزان روز گذشته توافقی بین طرفین حاصل نشد؟
پشنگ: طرفین مختلف در سطوح سه گانه بین المللی، منطقه ای و داخلی عمدتاً می خواهند بحران و تلفات و آسیب های ناشی از وضعیت جاری کم شود، اما این کم شدن را منوط به ایجاد مکانیسمی می دانند که بیشترین نفع و هماهنگی با اهداف آنها را داشته باشد و چون اهداف و منافع کوتاه و بلند مدت عمده بازیگران در هر سطح با یکدیگر در تضاد و رقابت غیرسازنده است، طبیعی است، اجلاس ها و نشست های مختلف از جمله نشست روز گذشته لوزان بدون نتیجه و به عبارتی دیگر با شکست مواجه شود!
اینک در سوریه یک طرف کارزار خواهان ابقای اسد و دولت در قدرت و ایجاد سوریه جدید بر محوریت دولت دمشق است، اما سوی دیگر کارزار کاملاً برعکس جلو می رود و آینده سوریه و مذاکرات را در سوریه، بی اسد دنبال می کند.
چنین دیدگاهی در سطح بازیگران و قدرت های منطقه ای بسیار پررنگ و موثر است و چون در سطح عملیاتی، قدرت های منطقه ای تاثیر بیشتری از قدرت های فرامنطقه ای داشته و دارند، این امر باعث می شود تا راه های میانه که فرمول هایی نظیر «دوره گذار با حضور مشروط اسد در قدرت» را مطرح می کنند در عمل جایی برای عرض اندام نداشته باشند.
در این بین در پیش گرفتن سیاست تهاجمی و امنیتی جدید روسیه در عرصه روابط بین الملل با این دکترین که کمترین امتیاز ممکن به غرب داده شود، باعث شده است تا امکان دستیابی به توافق در سطح کلان هم کمتر شود. همه این ها دست در دست هم داده اند و رسیدن به یک توافق در شرایط فعلی حتی در سطح یک آتش بس فراگیر را ناممکن می کنند.

**ایرنا: موضوع مهمی که مانع از ثمربخش بودن این نشست ها می شود، چیست؟
پشنگ: طی پنج سال و نیم اخیر که از بحران سوریه سپری می شود سازمانهای بین المللی ومنطقه ای و گروهها و کشورهایی که قائل به دیپلماسی در قبال بحران سوریه هستند، اجلاس ها و نشست های متعددی داشته اند اما هیچ یک از این اجلاس ها تاثیر چندانی در میدان عمل و بحران سوریه نداشته و برعکس شاهد هستیم که بحران سوریه روز به روز ابعاد وعمق بیشتری پیدا کرده است.
به نظر می رسد هنوز یک اراده مشترک بین المللی و جهانی در قبال بحران سوریه ایجاد نشده و این فقدان اراده در سطح منطقه ای هم به صورت ملموس و مشهود قابل رویت است و بازیگران منطقه ای هم هنوز به جمع بندی نرسیده اند که بالاخره بحران سوریه باید در یک نقطه ای به پایان برسد.
در خیلی از اجلاس ها بخش عمده ای از نیروهای درگیر در بحران حضور نداشته اند؛بطور مثال تا قبل از برجام از دولت ایران که یکی از دولتهای موثر منطقه ای محسوب می شود، دعوت به عمل نمی آمد یا عربستان و ترکیه در مقاطع مختلف مانع از حضور کردها در این نشست ها شده اند، در حالی که کردها بخش عمده ای از شمال سوریه را در اختیار دارند.
درحال حاضر هم پارادوکس جدی وجود دارد؛ حدود 35 تا 40 درصد خاک سوریه دست جبهه النصره و داعش است که با توجه به نگرش ها و رفتارهایشان در کنفرانس ها حضور ندارند و البته دعوت نمی شوند؛ در چنین شرایطی حتی اگر کنفرانس و آتش بسی هم اتفاق بیفتد شامل کل سوریه نمی شود کما اینکه آتش بس پیشین هم فقط 55 درصد خاک سوریه را پوشش می داد.

**ایرنا: آیا یکی از معضلات پیش روی حل و فصل بحران سوریه تقسیم معارضه به تندرو و میانه رو نیست؟
پشنگ: متاسفانه در بحران سوریه نمی توان مشخص کرد کدام گروه میانه رو و قائل به قواعد جاری در جنگ ها بوده و کدام یک تندرو هستند. به ضرس قاطع می توان گفت اکثریت نیروهای درگیر در بحران سوریه قواعد و مقررات حقوق بین الملل را رعایت نمی کنند.
از طرف دیگر دولت آمریکا از زمان شروع بحران تا بحال نتوانسته تشخیص دهد کدام گروه میانه رو است و می تواند در آینده سوریه نقش داشته باشد. اتفاقا بخشی از حاد شدن بحران سوریه ناشی از حمایت های مالی و لجستیکی غرب بخصوص آمریکایی ها از برخی گروه هایی بوده که به زعم آنها میانه رو بوده اند اما اینها یا به طور مستقیم به داعش و النصره ملحق شدند یا در فاصله کوتاهی امکانات مالی و تسلیحاتی خود را در اختیار این دو گروه قرار دادند؛ در واقع فقدان تشخیص مناسب یکی از عوامل تشدید بحران سوریه از اواسط بروز بحران تا به امروز بوده است.

** ایرنا:بشار اسد چد روز قبل در مصاحبه با پراوادا گفته تروریست ها جایی در سوریه ندارند؛ یا باید همین جا کشته شوند یا به ترکیه برگردند.ارزیابی شما از این اظهار نظر چیست؟ آیا کماکان دولت سوریه ترکیه را یک بازیگر مخل و مخرب در بحران سوریه می داند؟
پشنگ: بی شک ترکیه از ماه هشتم شروع بحران سوریه ازموثرترین کشورها در بحران سوریه بوده و دیدیم که پس از فاصله کوتاهی، اتهامات جدی از سوی کشورها و شخصیت هایی همچون بایدن به آنها وارد شد مبنی بر اینکه ترکیه ارتباطاتی با نیروهای رادیکال در سوریه دارد یا دست کم با نرمش در قبال آنها برخورد می کند و یا از ترانزیت گسترده کسانی که از اروپا و قفقاز به داعش و النصره می پیوستند، چشم پوشی می کند.
حتی با نشریات و روزنامه نگارانی که داخل کشور اسنادی رو کردند که بخش هایی از نیروهای امنیتی ترکیه در این داستان درگیر هستند، دیدیم که یا نشریات تعطیل شدند و یا آن روزنامه نگاران الان در زندان هستند. ترکیه در روزهای اخیر هم که بحران در سوریه و عراق وارد فاز جدید شده است، برخلاف اصول حقوق بین الملل و اصل حسن همجواری و به رغم عدم درخواست دولت های سوریه و عراق از ترکیه، نیروهای خود را باهماهنگی بخشی از نیروهای داخلی وارد سوریه و عراق کرده و بصورت یکجانبه بدنبال منافع و اهداف استراتژیک خود است.
نزدیکی به روسیه طی هفته های اخیر و از طرف دیگر هم ارتباط استراتژیک با آمریکا به دلیل عضویت در ناتو باعث شده وضعیت پیش بینی نشده برای ترکیه وجود داشته باشد. به نظر می رسد حضور نیروهای ترکیه و سیاست خارجی این کشور در حال حاضر در بحران سوریه تنها باعث تشدید بحران خواهد شد.
این صحبت اسد که گفته این نیروها جایی در سوریه نخواهند داشت، نیروهای خارجی که به گروههای رادیکال پیوسته اند با تنگتر شدن حلقه محاصره که از شمال سوریه آغاز شده یا باید تسلیم شوند و یا تا آخرین لحظه مقاومت کنند که این هم باعث تشدید بحران می شود و یا از منطقه خارج شوند که به نظر دشوار می رسد.اگرچه موقعیت دولت سوریه طی ماههای اخیر در نتیجه حمایت های روسیه و ایران و حزب الله رو به بهبود بوده، با این حال هنوز زود است که سمت و سوی نهایی درگیری ها را خاتمه یافته تلقی کرد.

**ایرنا:آیا ممکن است آمریکا و کشورهای غربی تسلیحاتی در اختیار این گروهها قرار دهند؟
پشنگ:منافع قدرت های مختلف در سوریه به شدت متفاوت و در تضاد است؛ در سطح کلان منافع آمریکا و روسیه کاملا در تضاد است، در سطح منطقه هم دیدگاه های ایران با عربستان و ترکیه در تضاد است و جهت گیری نیروهایی که در داخل سوریه درگیر هستند هم بسیار متضاد است.
اینها باعث می شود نه به صورت آشکار بلکه به طور پنهانی برای ایجاد توازن در جبهه ها کمکها و حمایت هایی از برخی گروه ها بکنند؛ البته نمی توان به صراحت گفت کدام کشور از کدام گروه حمایت می کند ولی طبیعی است در وضعیت تضاد نیرو، دشمن دشمن گاه دوست ولو موقت به شمار می رود و یا در بحران سوریه دیده می شود خود دشمن در برابر یک دشمن بزرگتر در جبهه سوم، مورد حمایت قرار می گیرد.
از بدو شروع بحران سوریه هم این مساله وجود داشته است و این کمک های تسلیحاتی، مالی و اطلاعاتی که در حملات غافلگیرانه از سوی داعش بسیار به چشم می آید، یکی از عوامل موثر در تغییر روند و موازنه در سوریه بوده است لذا در زمان عدم توافق بین قدرت های فرامنطقه ای و منطقه ای و ایجاد روندی که تنها منافع بازیگران معدودی از آنها تامین می شود، امکان چنین کمک هایی بیشتر می شود.
گفت و گو از :داود مرادپور

این گفت و گو در خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرانا) با تیتر «تاکید برخی بازیگران بر ایجاد فرایند خاص، مانع دستیابی اجلاس لوزان به نتیجه شد» منتشر شده است

نظرات
آخرین اخبار