تمایزات تروریسم از بالا و تروریسم ازپایین | فراتاب
کد خبر: 4260
تاریخ انتشار: 23 مهر 1395 - 23:21
فاطمه جلیلیان
دریافت مفاهیم و تعاریف تروریسم نیاز به بازبینی دارد؛ بسیاری از اندیشمندان هنوز هم تروریسم را مقوله ای غیردولتی می دانند. اما پدیده تروریسم شامل دو نوع اصلی تروریسم از بالا (توسط عاملان دولتی) و تروریسم از پایین (توسط عاملان غیردولتی) است.

فراتاب-گروه بین الملل: دریافت مفاهیم و تعاریف تروریسم نیاز به بازبینی دارد چراکه بسیاری از اندیشمندان هنوز هم تروریسم را تنها یک مقوله غیردولتی می دانند. در این میان اندیشمندان حوزه تروریسم برای انواع خشونت دولتی و غیردولتی دست به تقسیم بندی زده و سطوح و طیف های مختلفی را برای آن قائل هستند. بارزترین تقسیم بندی که طی سالیان اخیر صورت گرفته است، تقسیم بندی آن به دو دسته تروریسم از بالا (توسط عاملان دولتی) و تروریسم از پایین (توسط عاملان غیردولتی) می باشد.


تروریسم از بالا
مدل ها و ساختارهایی که به شرح تروریسم از بالا می پردازند، به شناخت الگوهای مشخصی از رفتارهای تروریستی تحت حمایت دولت منجر شده است. بر این اساس مدل های درگیری دولت در تروریسم می تواند متفاوت باشد. به طور مثال یکی از مدل هایی که آگوستوس مارتین در کتاب خود به عنوان "فهم تروریسم؛چالش ها، چشم اندازها و مسائل مربوطه" بیان می کند مشارکت سطوح دولتی در محیط های امنیتی را به صورت زیر دسته بندی می نماید:
*حامیان مالی تروریسم؛ در این معنا که این دولت ها تروریسم را ترویج می دهند و یا به عنوان دولت های فریبکار توسط ابرقدرت ها گماشته می شوند .
*توانبخش های تروریسم؛ یا دولت هایی که در محیط های درگیر با تروریسم نه تنها برای مقابله با تروریسم کمک نمی کنند بلکه اقداماتی انجام می دهند که به توانمندسازی تروریسم کمک می کنند.
*مشارکت کنندگان در اقدامات ضدتروریستی ازجمله محیط های امنیتی منحصر به فرد که در آن برخلاف سایر موضعات اختلاف برانگیز، مبارزه علیه تروریسم برای دولت ها میسر است.
البته مارتین اشاره می کند که تروریسم دولتی انواع و گونه های متفاوتی از خشونت را دربر می گیرد. تراکم این نوع از خشونت ممکن است طیفی از نمونه های فردی تا کمپین های تروریستی را در بر بگیرد. وی مدلی را بیان می کند که در آن طیف های مختلف خشونت دولتی را دسته بندی می نماید:
* فضای جنگی که نیروهای نظامی یک دولت در برابر یک دشمن صف آرایی می کنند در اینجا دشمن یا مبارزان چریک و یا رسمی هستند و امکان دارد داخلی و یا خارجی باشند.
* ژنوساید که دولت منابع خود را علیه حذف یک گروه پیشرو به کار می گیرد. اصلی ترین ویژگی این نوع خشونت دولتی این است که هیچ تفاوتی میان شهروندان و مبارزان دشمن قائل نمی شود و تمام اعضای این گروه پیشرو جزو دشمن محسوب می شوند. همچون شرایط جنگی، این نوع از خشونت بسیار سازماندهی شده و پیچیده است.
* ترور های واحد نیز اِعمال انتخابی خشونت دولتی تروریستی است که در آن یک فرد و یا یک گروه خاص باید حذف شوند.این نوع، سطح پایین خشونت دولتی است.
* شکنجه نیز یکی از ابزارهایی است که برخی دولت ها برای ارعاب، تحقیر و یا بازجویی به کار می برند. همچون ترور، شکنجه صورت انتخابی خشونت دولتی است که علیه افراد و یا گروه های خاص به کار گرفته می شود. هرچند که این نوع جزو گونه های سطح پایین خشونت دولتی محسوب می شود اما برخی از رژیم ها ممکن است که در هنگام اضطرار از آن استفاده گسترده باشند.

از سویی باید توجه داشت که تروریسم دولتی به عنوان یک سیاست داخلی به اعمال نیروی دولت در درون مرزهای خود باز می گردد. به عبارتی ارتش، اجبار قانونی و سایر نهادهای امنیتی علیه تهدیدات ادراک شده به کار می روند. این نهادها با جوخه های مرگ غیر رسمی نیز مکمل می شوند. هدف به کارگیری این نوع تروریسم به طور کلی حذف مخالفان و نمایاندن قدرت اعلای حکومت است. بهترین نمونه برای این مورد، محیطی است که در اواخر عمر سیستم آپارتاید در آفریقای جنوبی صورت گرفت.
تروریسم دولتی از استفاده مشروع خشونت فراتر می رود. اگر یک حکومت با مخالفان سیاسی خود با تاکتیک هایی همچون قتل های معین، دستگیری و شکنجه مخفیانه و کمپ های جمعی برخورد کند، ممکن است بر اساس قوانین و عرف داخلی یک کشور مشروع و مجاز بنماید اما همه این اشکال در برابر حقوق بین المللی قرار دارد که اکثر دولت ها آن را امضا نموده اند.آسافا جالاتا طی مقاله ای با عنوان "تروریسم از بالا و پایین در عصر جهانی سازی"، معتقد است که گسترش جهانی سازی به عنوان سیستم دنیای مدرن به همراه تقویت ایدئولوژیکی افراط گرایی مذهبی و نژادپرستی ، خطر تمام اشکال تروریسم را بالا برده است. به عبارتی نویسنده معتقد است که رقابت برای منابع اقتصادی و قدرت، مقاومت در برابر سلطه و سرکوبی و افراط گرایی ایدئولوژیکی و مذهبی بروز وقوع تروریسم از بالا ( توسط عاملان دولتی) و تروریسم از پایین ( توسط عاملان غیردولتی ) را افزایش داده است. جالاتا به این نکته اشاره دارد که اشکال تروریسم از بالا از جمله ژنوساید با گسترش تکنولوژی افزایش یافته است. علاوه بر اینکه تسلیحات کشتار جمعی این خطر را افزایش داده ، بلکه گسترش تکنولوژی در عرصه نظامی و امنیتی موجب شده است تا تقریبا فاصله فیزیکی، اهمیت خود را در اِعمال تروریسم دولتی از دست دهد. به زعم دونالد بلک نیز این تغییرات در هر دو نوع تروریسم از بالا و پایین موجب شده است تا تنها از فاصله هزاران مایلی بتوان عملیات هایی همچون یازده سپتامبر را رقم زد، ظرفیتی که در گذشته وجود نداشته است.
به طور کلی باید این مسئله را در نظر داشت که تروریسم دولتی از استفاده مشروع خشونت فراتر می رود. اگر یک حکومت با مخالفان سیاسی خود با تاکتیک هایی همچون قتل های معین، دستگیری و شکنجه مخفیانه و کمپ های جمعی برخورد کند، ممکن است بر اساس قوانین و عرف داخلی یک کشور مشروع و مجاز بنماید اما همه این اشکال در برابر حقوق بین المللی قرار دارد که اکثر دولت ها آن را امضا نموده اند.


تروریسم از پایین
واضح است که تا قبل از یازده سپتامبر دنیا اشکال گوناگونی از تروریسم از پایین را تجربه کرده بود، اما بعد از این حادثه بود که دنیا در ابتدای قرن بیست و یکم دچار شوک تروریسم شد چراکه قلب دنیای مدرن و ایمن ایالات متحده ابرقدرت را نشانه رفته بود و نشان داد که در عصر جهانی سازی و مدرنیته هیچ طرفی از تروریسم ایمن نیست. به عبارتی چنین "تغییر دراماتیکی" در مسائل جهانی ما را واردار می سازد تا از لنزهای ایدئولوژیکی و فرهنگی خود فراتر رفته تا علل و تاثیرات تمام اشکال تروریسم در دنیای مدرن را بفهمیم.
تروریسم از پایین همچون سایر انواع تروریسم میان زنان و کودکان و افراد مبارز جداسازی نمی کند و برآورد مالی خسارت های آن نیز عموما دشوار و حتی امکان ناپذیر است چرا که از یک سو تبعات آن تنها متوجه خسارات خود حادثه نیست و از سوی دیگر برخورد پینگ پنگی و انتقام جویانه میان گروه های تروریستی و نیروهای امنیتی حکومت همچون زنجیره کنش و واکنش ادامه می یابد.
یک تعریف جامع از تروریسم داخلی غیر دولتی واحد بدین صورت وجود دارد: خشونت غیر قانونی و یا خشونت تهدید شده علیه اهداف انسانی و غیرانسانی که تحت شرایط ویژه اعمال می شوند. جالاتا در مقاله خود با دو نمونه موردی القاعده و حادثه یازده سپتامبر و همینطور کشتار اوروموها توسط دولت های منگیستو هایله مریام و ملس زناوی در اتیوپی تشابهات و افتراق های تروریسم از بالا و پایین می پردازد. در تروریسم از بالا دولت ها در فعالیت های تروریستی درگیر می شوند تا دستورکارهای سیاسی و اقتصادی خود را پیشبرند، اما تروریسم از پایین از تکنیک های مشابه استفاده می کند تا در برابر این سیاست ها رفتارها و اقدامات مخالفت کند و آنها را به چالش بکشد. به نحوی باید برای دریافت و درک تروریسم از پایین، باید تروریسم از بالا را بررسی کرد و مورد مداقه قرار داد.
مهم ترین سوالی که با مفهوم تروریسم از پایین گره می خورد این است: چرا افراد و گروه ها در برابر دولت ها دست به سلاح می برند؟ اساساٌ خشونتی که توسط گروه های غیردولتی به کار می رود( تروریسم از پایین)، همچون خشونت از بالا شامل یک طیف می شود. مارتین آگوستوس در کتاب خود مدلی را مطرح می کند که اعمال تروریستی اعتراضی را در سه دسته و با عنوان "طبقه بندی سه گانه از اقدام سیاسی" بدین صورت مطرح می کند: تروریسم انقلابی، تروریسم تابعه انقلابی و تروریسم تشکیلاتی. در کنار این سه نوع، گونه های اعتراضی خاصی هم وجود دارند همچون موضوع واحد، جدایی طلبی و انقلابی_اجتماعی.
به عبارتی یک تعریف جامع از تروریسم داخلی غیر دولتی واحد بدین صورت وجود دارد: خشونت غیر قانونی و یا خشونت تهدید شده علیه اهداف انسانی و غیرانسانی که تحت شرایط ویژه اعمال می شوند. به طور مثال تحت دیدگاهی اعمال می شود که در یک واحد سرزمینی خاص هنجار قلمداد شده، ویژگی های مخفیانه و پنهانی ای دارد که انتظار می رود توسط عاملان ترور پنهان نگه داشته شوند، برای دفاع بیش تر از سرزمین یا منطقه خاص اعمال نمی شود و در نهایت عاملان ترور، آن را به عنوان مشارکت برای یک هدف هنجاری می دانند.

 


تروریسم از پایین و شیفت پارادیمی؟
اساساٌ یک پارادیم، الگو، مثال یا مدلی است که به صورت منطقی برای بیان یک مفهوم به کار می رود. پارادایم ها مفاهیم تئوریک را بیان می کنند که در میان اندیشمندان مورد پذیرش قرار گرفته و می توانند برای اعمال کنندگان سیاست در راستای طراحی دستورکارهای سیاسی مفید باشند. هنگامی که پارایم ها تغییر می کنند عموما شیفت پارادیمی خوانده می شوند، چراکه فاکتورهای محیطی جدید کارشناسان را تشویق می کنند تا فرضیات و تئوری های موجود را بازبینی کنند.
آگوستوس مارتین در کتابی که اشاره شد معتقد است تروریسم از پایین دچار شیفت شده است و بهترین مثال خود را گرگ های تنها و تروریست های سلولی می داند. به باور او دیگر نباید منتظر اقدام گروه های تروریستی به صورت گذشته بود چرا که سرعت بالای تکنولوژی معادلات امنیتی را پیوسته دگرگون می کند.
اگر در گذشته گروه های تروریستی از ساختارهای سلسله مراتب پیروی می کردند و تابع یک مرکز و مقر بودند، در سالهای گذشته شاهد تروریست هایی هستیم که همچون واحد های تک سلولی به فعالیت می پردازند و پیکره جامعه را دچار صدمات جدی می سازند. به عبارتی با این تغییرات دیگر نقطه ای از دنیا را نمی توان ایمن از تروریسم دانست چراکه ساختار جذب و عملکرد تروریسم متفاوت از گذشته است و بارزترین نمود آن را می توان در اقدامات وابسته به داعش در فرانسه، اندونزی، امارات و آمریکا و یا حمله تروریستی آندرس بویریک در سال 2011 نروژ است.

 

بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است

 

نظرات
آخرین اخبار