جنوب آسیا و دوگانه رقیبی بنام دولت اسلامی یا امارت اسلامی؟ | فراتاب
کد خبر: 4195
تاریخ انتشار: 11 مهر 1395 - 11:16
بهروز ایاز
در گام نخست، منازعه طالبان و داعش، زاینده ناامنی هر چه بیشتر در منطقه جنوب آسیا و همچنین کشور افغانستان است.

فراتاب گروه بین الملل: ظهور داعش در عراق و سوریه و سپس گسترش آن در شمال و غرب آفریقا (از جمله لیبی، مغرب و نیجریه و ...) منجر به جذب همکاری افراد و گروه های تروریستی نیمه فعال این مناطق گردید. اما حضور این گروه تروریستی در جنوب غرب آسیا (پاکستان و افغانستان) علاوه بر جذب و به کارگیری نیروهای افراطی، با پیچیدگی های بسیاری همراه بوده است. با وجود گروه هایی چون القاعده و طالبان در پاکستان و افغانستان، ظهور داعش فاز دیگری از گفتمان جهادی-تکفیری گروه های افراط گرا به ویژه در این منطقه را شکل داد. به عبارت دیگر گسترش فعالیت گروه تروریستی-تکفیری داعش در منطقه افغانستان و پاکستان با ایده تشکیل خلافت اسلامی، در کنار دیگر بازیگرانی چون طالبان که معتقد به امارت اسلامی است، موجب برخورد اندیشه ها و ایدئولوژی این دو گروه گردید و منازعات شدیدی بین این دو بوجود آمد که تا زمان حال نیز ادامه دارد. منازعه این دو گروه حامل پیامدهایی بوده که تاثیر زیادی بر آینده این منطقه خواهد گذاشت.

 فارین پالیسی در اکتبر 2014 از انتشار جزوه های داعش در پاکستان و افغانستان برای دعوت به همکاری با این گروه و سپس حضور این گروه در بلوچستان پاکستان خبر داد. حضور داعش در پاکستان و افغانستان که تا حدودی ناشی از بسترهای اجتماعی و تاریخی اندیشه های سلفی گری و جهادی در این منطقه است، استقبال برخی از گروه های افراط گرای پاکستانی چون لشکر جنگهوی و 12000 هزار نفر از مردم خیبر پشتونخواه، وزیرستان  و ... و همچنین از مردم افغانستان و حتی برخی از رهبران و اعضای طالبان را به همراه داشته است. به طوری که این گروه توانست از میان 34 ایالت افغانستان، از 25 ایالت آن نیرو جذب کند و پرچم سیاه خود را در مناطق کوهستانی افغانستان و پاکستان بر افرازد.

بنابراین حضور داعش در این منطقه با توجه به پایگاه دیگر بازیگران جهادی چون طالبان و القاعده، تفاوت دیدگاه های داعش و طالبان، ضعف و انشعاب کنونی طالبان پس از مرگ دو رهبر خود(ملا عمر و ملا اختر منصور) و در مقابل، نفوذ و قدرت یابی روزافزون داعش و پیوستن برخی از رهبران و اعضای طالبان به این گروه می تواند حامل پیامدهای مهمی باشد که از مهمترین آن نزاع گسترده بین این دو گروه برای حضور و نفوذ خود در این منطقه است. با ناکارآمدی و یا ضعف طرح امارت اسلامی از سوی طالبان، امکان استقبال از ایده گروه تروریستی داعش بسیار هموار است. چرا که اولا داعش دارای ایدئولوژی و تشکیلات سازمانی پویا و قدرتمندی است. ثانیا به دنبال بازسازی استان تاریخی مسلمانان یعنی خراسان است. ثالثا این امکان وجود دارد که بتواند با تبلیغات گسترده، برای خود مشروعیت ایجاد کند.

به واقع می توان چنین تصریح کرد که تشکیل حکومتی اسلامی(اعم از امارت یا خلافت) از دیرباز آرمان مردمان جنوب آسیا و همچنین افغانستان بوده است. حتی یکی از علل تشکیل کشور پاکستان و رشد گروه های اسلام گرای جهادی را می توان ناشی از این امر دانست. این وضعیت که در درجه اول، تهدیدی علیه حاکمیت دولت های این منطقه محسوب می شود، اعتبار و مشروعیت طالبان را نیز تا حدودی زیر سوال برده است. تا جایی که این گروه علاوه بر سخت گیری شدید برای اعضای خود و مردم تحت نفوذش به منظور عدم پیوستن به داعش، مجبور به واکنش در برابر این گروه شده است.

داعش با بی اعتبار خواندن مرزهای موجود، تهدیدات زیادی را متوجه امارت اسلامی طالبان نموده است. بدین صورت که حکومت مورد نظر داعش، امارت اسلامی طالبان را یکی از استان های خود(خراسان) به شمار می آورد. طالبان که از لحاظ اندیشه و ایدئولوژی، سازمان تشکیلاتی و اهداف، با داعش تفاوت دارد، برافراشتگی پرچم سیاه داعش در این منطقه را تهدیدی برای بقای خود می داند. این حرکت از سوی داعش نه تنها به معنای ناچیز شمردن طالبان، بلکه نابودی طالبان و دولت های منطقه ای را در ذهن مجسم می سازد. در واقع داعش اولین گروه جهادی قدرتمندی بوده است که با بی اعتنایی به گروه طالبان، امارت اسلامی و همچنین عنوان امیر المومنین برای رهبر آنها(ملا عمر)، اندیشه و اقتدار آنها را زیر سوال برده  و این گروه را ابزاری در دست سازمان اطلاعاتی پاکستان می داند.

در نامه سرگشاده ای که طالبان برای عقب نشینی داعش برای این گروه فرستاد، محمدالعدنانی سخنگوی داعش، طالبان را متهم به مرتکب شدن اعمال ضد دینی کرده و با بیان این که هیچ بخششی برای کسانی که با خلیفه بیعت نکنند وجود ندارد، علنا طالبان را تهدید کرد. انشعاب طالبان پس از اعلام مرگ ملا عمر در تابستان 2015، که عامل مهمی در تضعیف طالبان بود، منجر به پیوستن برخی از اعضای بلند پایه آن به داعش شد. ایدئولوژی پویا، تجهیزاته منظور صرف نظر نمودن از افغانستان داشت. این حرکت واکنش منفی و تندی از سوی داعش را به همراه داشت و نبردها قوی و سرمایه مالی زیاد داعش نسبت به طالبان نیز، باعث برتری این گروه و حتی پیروزی در جبهه های جنگ شد. این در حالی است که اولین منازعه جدی که بین داعش و طالبان به وجود آمد در ژانویه 2015 رقم خورد. داعش در اعلامیه ای رسما افغانستان را بخشی از خراسان خود عنوان کرد. طالبان با هشدار به داعش برای عقب نشینی، سعی در متقاعد کردن این گروه بی مسلحانه شدیدی بین این دو گروه در گرفت. ولایات ننگرهار، زابل، هلمند و فراه از جبهه های این دو در برابر یکدیگر بوده که صدها کشته از دو طرف را بر جای گذاشته است.

در جنگ لفظی جدیدی که داعش علیه طالبان به راه انداخته است، و از آن با عنوان "جنبش ملی" نام برده است بر این گزاره تاکید می شود که طالبان با صلیبیون و کفار همکاری می کند. آنها حتی در یم جنگ روانی گسترده، رهبر گروه طالبان، اختر منصور را عامل ایران و همچنین ابزار دست سازمان اطلاعاتی پاکستان عنوان کردند. رهبران گروه طالبان نیز با ادعای خارج بودن جریان داعش از اسلام، آن را عامل تفرقه در وحدت مسلمانان دانستند. در وضع فعلی، بواسطه پیروزی های ارتش سوریه و عراق، باید گفت که داعش به دلایلی قدرت سابق خود را از دست داده است و طالبان نیز به دلیل مرگ دو تن از رهبران خود و انشعاب حاصل از آن تضعیف شده است. بنابراین منازعه این دو گروه جهادی و افراط گرا منجر به ضعف این دو شده است.

در این میان ایران نیز به دلایلی به حضور داعش در افغانستان واکنش نشان داده است. وجود شیعیان در افغانستان، ایجاد یک منطقه حائل(تحت نفوذ طالبان) بین مرزهای ایران و نفوذ داعش در افغانستان، تلاش برای تضعیف داعش در دو جبهه افغانستان و سوریه با توجه به ایدئولوژی ضد شیعه داعش، رقابت با عربستان(به عنوان کشوری حامی داعش و جلوگیری از ایدئولوژی او) و همچنین نگاه داعش به بخشی از ایران به عنوان استان خراسان خود می تواند از جمله این دلایل باشد.

با این حال منازعه بین این دو گروه جهادی و افراط گرای اسلامی، پیامدها و پیش بینی هایی را در این منطقه به همراه داشته است که اهم آنها عبارتند از:

در گام نخست، منازعه طالبان و داعش، زاینده ناامنی هر چه بیشتر در منطقه جنوب آسیا و همچنین کشور افغانستان است. مبارزه این دو گروه، تحرکات سایر گروه های جهادی حاضر در منطقه را به همراه خواهد داشت و با جبهه گیری در مقابل هم، جنگ  و خشونت و در نتیجه بی ثباتی بیشتری را به همراه خواهد داشت. این خود می تواند بهانه دیگری برای حضور بیشتر ناتو و ایالات متحده در این منطقه باشد. از سوی دیگر این منازعه می تواند با توجه به بسترهای افراط گرایی در این منطقه، و حضور جنگنده های جهادی مناطق مختلف از جمله خاورمیانه در این منطقه، جنگ مذهبی بزرگی را به راه اندازد. با وقوع این حادثه، منطقه بیش از پیش به زمینی حاصلخیز برای رشد و پرورش تررویست ها تبدیل خواهد شد و می تواند خاورمیانه ای دیگر در جنوب آسیا به وجود آورد. بی شک مرزهای شرقی ایران نیز از این مورد تاثیر می پذیرد و حتی امکان تجمیع و تجهیز گروه های تروریستی و افراط گرای ضد ایرانی بالا می رود.

 حضور داعش در منطقه جنوب آسیا و همچنین افغانستان، که به منظور احیای خراسان تاریخی مسلمانان است، و با تهدید کشورهای ایران، پاکستان، افغانستان، روسیه، کشورهای آسیای مرکزی و حتی هند و چین از سوی این گروه همراه بوده است، لذا شایسته است ائتلاف و اتحادی منسجم از این کشورها بر ضد داعش شکل گیرد. در نتیجه به دلیل عدم منافع و حتی ضدیت منافع کشورهای مذکور با قدرت یابی داعش در این منطقه، این گروه با موانع بزرگی برای رشد و گسترش خود مواجه خواهد بود. اگرچه به دلیل به دلیل بسترهای ساختاری افراط گرایی در این منطقه داعش در این منطقه نمی توان از حذف کامل تفکر داعش در پاکستان و افغانستان خبر داد. از سوی دیگر، به دلیل منافعی که برخی بازیگران منطقه ای از جمله پاکستان از وجود طالبان به عنوان یک "گروه جنبش اسلامی" دارند، و از سویی توافق اکثر همین بازیگران بر مخالفت با تفکرات و ایدئولوژی داعش به عنوان یک گروه "شورشی اسلامی" دارند، اجازه قدرت یابی بیشتر و مانور گسترده را به این گروه نخواهند داد. از این رو این احتمال می رود که داعش از صورت فعلی خود خارج شده و "داعش محلی" شکل گیرد.

 اگر چه پیش بینی می شد که با توجه ضعف روزافزون طالبان که ناشی از مرگ رهبران، انشعاب و همچنین حملات سنگین داعش به این گروه است، مذاکرات صلح طالبان با دولت افغانستان در شرایط حاضر از سر گرفته شود. به ویژه این که در جلسه ای که اعضای طالبان در ژانویه امسال در قطر داشتند، از امکان صلح در شرایط فعلی با دولت افغانستان سخن به میان آمد. به طوری که این گروه در مارس 2016 آمادگی خود را برای مذاکرات صلح اعلام کرد. اما حملات این گروه در استان هایی از افغانستان به ویژه حمله هفته گذشته(8 سپتامبر 2016) این گروه برای تصرف استان اروزگان و کشتار شماری از نیروهای ملی افغان، نشان از عدم تمایل این گروه به صلح با دولت دارد. این عامل خود می تواند هزینه های زیادی را برای دولت افغانستان و طالبان در برابر به همراه داشته باشد. اما با این حال باید گفت که تداوم مبارزات داعش و طالبان، اگرچه تضعیف گام به گام این دو گروه را به همراه خواهد داشت، اما هیچ یک از این قادر به حذف دیگری نخواهند بود.

بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است 

 

 

منابع

-Azami, Dawood(2015). “Why Taliban special forces are fighting Islamic State”, Avalible in : http://www.bbc.com/news/world-asia-35123748

-Devies, Gareth(2016). “ISIS claim responsibility for Pakistan suicide bomb killing at least 70 people  - mainly solicitors - as footage emerges of the moment it detonated”, Avalible in: http://www.dailymail.co.uk/news/article-3728913/Bomb-targeting-mourners-Pakistan-hospital-kills-10.html

-Katzman, Kenneth(2016). “Afghanistan: Post-Taliban Governance, Security, and U.S. Policy”, Congressional Research Service, CRS Report.

- Pillalamarri, Akhilesh(2015). “Taliban vs. ISIS: The Islamic State Is Doomed in Afghanistan”, Avalible in: http://nationalinterest.org/feature/taliban-vs-isis-the-islamic-state-doomed-afghanistan-13153

-Rana, Muhammad Amir(2015). “The impact of the Islamic State

on Pakistan”, Norwegian Peacebuilding Resource Center(NOREF), Export Analysis.

-Sharifi, Najib(2014). “ISIS Makes Inroads in Afghanistan, Pakistan”,   Forign Policy, Avalible in: http://foreignpolicy.com/2014/10/01/isis-makes-inroads-in-afghanistan-pakistan/

-Shiloach, Gilad(2016). “ISIS Bolsters War Of Words Against The Afghan Taliban”, Avalible in: http://www.vocativ.com/275732/isis-bolsters-war-of-words-against-the-afghan-taliban/

 

نظرات
آخرین اخبار