به آلمان سرزمین ایده ها خوش آمدید! | فراتاب
کد خبر: 3978
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1395 - 16:47
در سرزمین ژرمن ها (10)
در لابه لای آثار مجسمه سازان آلمانی هنرهای تجسمی مدرن و پست مدرن بیشماری می توان دید که انسان را غرق درتماشا و مفاهیم خود می کنند.

فراتاب ـ گروه فراسفر/ لاله سنگ تراش: اگر دیروز هنر تجسمی، نماد خلق و به تصویر کشیدن زیبایی های خلقت و انسان بود؛ اگر یادگار و یادبود  و بزرگداشتبود؛ و اگر سمبل بود و نماد؛ امروز علاوه بر آن رسالت، بار دیگری نیز بر دوش دارد: به تصویر کشیدن خلقت و مخلوق و حتی نوع نگرش به آنها و بیان دغدغه های انسان امروز. امری که ژرمن ها در امتداد هنرنمایی خویش در طول تاریخ در دنیای معاصر نسز از آن غفلت نکرده اند. در لابه لای آثار مجسمه سازان آلمانی هنرهای تجسمی مدرن و پست مدرن بیشماری می توان دید که انسان را غرق درتماشا و مفاهیم خود می کنند.

اگر هنر مدرن فرم گرایی محض، نخبه گرایی و تولید اثر شاخص هنری بعنوان یک ارزش باشد، و انکار تقلید و بازسازی و دوری از مفهوم سازی، می توان آثار زیبای هنری زیادی از این دست را در آلمان دید: در یک سو فرشته زمین آدمی را بسوی حقیقت وجودیش فرا می خواند. از دیگر سو نیز می توان آثار پست مدرنیسم را در هنرهای تجسمی آلمان با رشدی قابل ملاحظه شاهد بود. پست مدرنیسم با رویکرد ضدفرم خود، کثرت گرایی در فرمها، در سبکها، موادمصرفی گوناگون و گرایش به واقعیت، تصویر جدیدی از هنر در مقابل بشریت به معرض تماشا می گذارد. به اعتقاد صاحب نظران هنری، ناقد اجتماعی در هیبت مجسمه سازی پست مدرنیسم می کوشند مشکلات و کاستی ها و معضلات دنیایمان را از آنچه زشتی ها و پلیدی هایی که دیگر برایمان عادی شده و گویی به آن خو کرده ایم، بیرون آورد، و آن را چون تلنگری بر ذهن و اندیشه مان وارد سازد؛ به این امید که شاید وجدان بشری بیدار شود، با خود کلنجار رود و بسوی زدودن و پاک کردن آن ناپاکیها و پلیدیها گام بردارد. هنر پست مدرنیسم شکنندگی و تنهایی انسان معاصر را در زندگی خود به تصویر می کشد، همچون مجسمه انسانی که بر قطعات اعضای بدن انسان دیگری پیروز اما در واقع درمانده نشسته است.

با این توضیحات به معرفی چند نمونه از این هنرتجسمی در سرزمین ژرمن ها می پردازیم:

"فرشته زمین"، این مجسمه نمادی از انسان دردمند دیروز و امروز است. این مجسمه در حیاط کلیسای سوخته سنت نیکولاس در هامبورگ قرار دارد که میان ژرمنها نماد صلح است؛ چه آنکه این کلیسا در زمان جنگ جهانی دوم در آتش جنگی که کشورش افروخته بود، سوخت و بعد از آن دیگر این کلیسا بازسازی نشد و بی آنکه بر آن دستی کشیده شود باقی ماند تا یادآور درد، رنج، سیاهی و تباهی جنگ باشد و چنین شدکه امروز یادمان صلح شده است و مجسمه فرشته زمین این نماد را کامل کرد. مجسمه نمایی از پیکره زنی است که یکدستش روبسوی آسمان است و دست دیگرش روی دامانش و روبسوی دستهایی است که بر روی مجسمه نقش بسته اند و ازو یاری می خواهند، هنگامیکه مبهوت نگاه به این منظره هستید ندای فرشته را که بر لوحی حک شده است در گوش طنین انداز میشود که: "دست مرا بگیر تا من تو را به خودت بازگردانم".

جنگ آنچنان برای این مردم یادآور درد، رنج و زخمی عمیق بود که با به تصویر کشیدن و ساختن مجسمه در هر شهری گویا میخواهند هرگز از یادنبرند که جنگ با سرزمین آنان چه کرده است، بیشتر مجسمه هایی که مربوط به جنگ هستند، تداعی کننده مرگ، خون، اندوه، دوری و آوارگی هستند.

 

"ستون تاریخ" کوبلنز واقع در میدان جوزف گورس (Josef Görres، یک نویسنده و روزنامه نگارآلمانی اهل شهر کوبلنز) از دیگر آثار مشور است. این نماد تاریخ شهر و بعبارتی تاریخ دوهزارساله سرزمین ژرمنها می باشد. این اثر ده متر طول دارد و بر روی یک چشمه در این شهر قرار گرفته است و ده دوره مختلف را از دوران حضور رومیها تا عصر حاضر به تصویر می کشد. در این اثر جنگ جهانی دوم با انبوهی از ابرهای سیاه که  ساختمانهای ویران شده را دربرگرفته اند به نمایش درآمده که ازمیان آن ابرهای تیره، آلمان امروز در هیبت ساختمان هایی مستحکم گردن افراشته است.


"داوود و جالوت" (David und Goliath) مجسمه ای که در یکی از مراکز اصلی شهر فرانکفورت قرار گرفته است. این مجسمه با توجه به مفهوم رویارویی داود و جالوت براساس روایت عهد عتیق و پیروزی داود بر جالوت ساخته شده است. در آثار مجسمه سازی تاریخی و مدرن، روایت پیروزی داوود نبی بر جالوت چون داستانی مصور، تصویری از انسان است که با زیبایی تمام روایت می شود. دیدن آن بی هیچ درگیری ذهنی آدمی را رو بسوی واقعه نبرد آن دو می برد. اما روایت پست مدرن رویارویی نبی خدا و جالوت، با کنار گذاردن زیبایی شناسی، به تصویر کشیدن آن به صورتی است که در وهله نخست بیننده مشتاق است بداند چه چیزی را می نگرد، آنگاه که دانست آنچه می بیند چیست؛  با خود نگرش و ذهنیت سازنده را تداعی می کند که چه پیامی در این اثر میباشد. نگاهی به دو تصویر متفاوت از این داستان یکی مجسمه ای قدیمی و دیگری این مجسمه  جدید، گویای این تفاوت سبک هاست و روایت هرکدام از دوران های خود است.


مجسمه های سه شخصیت مطرح این سالها ادوارد اسنودن، جولیان آسانژ و چلسی منینگ Edward Snowden, Julian Assange and Chelsea Manning   که از آنها به عنوان افشاگر یادمیشود نخستین بار در برلین و در میدان الکساندر این شهر و به دعوت شماری از فعالان مدنی و اعضای حزب سبز آلمان توسط مجسمه ساز ایتالیایی دیوید دورمینو ساخته شده است که به نظر میرسد باتوجه به فضای موجود در آلمان و اعتقاد اکثر آلمانیها مبنی بر اینکه این سه تن آزادی خود را برای حقیقت از دست داده اند و این  برای آنها یادآور این است که دانستن حقیقت چقدر مهم است  در آخرین روز آپریل ۲۰۱۵ پرده برداری شد. سازنده نام اثر خود را "چیزی برای گفتن" نام نهاده است. مجسمه های ابن سه شخصیت بصورت ایستاده بر صندلی هایی میباشند که در کنارشان یک صندلی خالی نیز ساخته شده است. روی صندلی چهارم هرآنکس که بخواهد می ایستد تا به اعتقاد آفرینندگان این اثر نگاه دیگری به جهان داشته باشند و درکنار سه افشاگر دنیای امروزمان حمایت خود را از آزادی بیان و گردش آزاد اطلاعات اعلام کنند. 

مجسمه کتاب در برلین مقابل دانشگاه هومبولت humboldt یکی دیگر آثار زیبای این کشور است که شامل ۱۷ کتاب از نویسندگان، شاعران و دانشمندان آلمانی است که باتوجه به اندازه های اصلی کتابها بزرگنمایی و ساخته شده است.  این اثر هنری یکی از شش مجموعه آثار هنری تجسمی است که توسط شولز  و  فریندز دو هنرمند آلمانی برای مراسم جام جهانی فوتبال ۲۰۰۶م. که در آلمان برگزار شده بود، ساخته شد و در فاصله ۱۰مارچ ۲۰۰۶ تا ۱۹ می ۲۰۰۶م. بنا نهاده شدند. عنوان آن مجموعه چنین بود" به آلمان، سرزمین ایده ها خوش آمدید".(عکس در اول متن)

 

نظرات
آخرین اخبار