همه فرم و دیگر هیچ | فراتاب
کد خبر: 3936
تاریخ انتشار: 5 شهریور 1395 - 19:33
مهدی سبز - نفدی بر فیلم گربه و ماهی
نقدی بر فیلم گربه و ماهی اثر شهرام مکری

فراتاب - گروه فرهنگی: ماهی و گربه فیلمی از شهرام مکری است که در سال 1392 ساخته شد. فیلم داستان چند دانشجوی دختر و پسر را روایت می کند که برای شرکت در جشن بادبادک بازی به شمال کشور رفته اند. در همسایگی کمپ کوچک آن ها کلبه-رستورانی قرار دارد که سه مرد ساکن آن هستند. رستوران به گوشت احتیاج دارد و جز این جوان ها شکاری در آن اطراف نیست. داستان فیلم بنا به روایت فیلمساز از واقعه ای واقعی الهام گرفته شده است که در سال 1377 در شمال کشور رخ داده و رستورانی با چنین مشخصاتی به چنین اتهامی پلمپ و سه آشپز آن به جرمی مشابه زندانی شده اند. جز داستان و انتخاب ژانر اسلشر برای فیلم که در ایران بعید و کم یاب است، فیلم به برداشت، به صورت یک سکانس پلان 133 دقیقه ای نیز شهره است.
اگر در تاریخ سینما جستجو کنیم به فیلمی با برداشتی این چنینی و با صحنه سازی هایی البته متفاوت رو به رو خواهیم شد. فیلم طناب ساخته ی آلفرد هیچکاک نمونه ی مشهوری از این دست است. تمام فیلم طناب در هشت برداشت فیلمبرداری شده است.

چون اندازه‌ی فیلمهای داخل دوربین ده دقیقه‌ای بود، کارگردان ترتیبی داد تا در پایان هر ده دقیقه، یک شخصیت از جلوی دوربین رد شود و در مدت کوتاهی که تصویر سیاه می‌شود دوربین دیگری ادامه فیلمبرداری را از تصویر سیاه قبلی با نمای نزدیک، ادامه دهد. داستان فیلم هیچکاک اگر در اتاقی کوچک و با زمانی خطی به پیش می رود، فیلم مکری نمایی بازتر چون جنگل و کناره ی دریاچه ای را برگزیده است تا حول زمانی دوری و دایره ای دوربین را از شخصیتی به سوی شخصیتی دیگر بکشاند. اگر مکری قسمتی از فرم بصری کارش را از هیچکاک وام گرفته باشد و به زیبایی هر چه تمام تر تکنیک های سینمایی را در این قالب رعایت می کند پر واضح است که، در قالب محتوایی چیزی را از هیچکاک نیاموخته است. هیچکاک در فیلم طناب فضای بسته، لوکیشن محدود و یکنواخت، بازیگران انگشت‌شمار و نبود تدوین رایج؛ مسئولیت اصلی فیلم را در جذب تماشاگر، بر چهره‌ها، کنش متقابل شخصیتها و از همه مهمتر گفتگوها می ‌گذارد. گفتگوهایی که به هیچ وجه زاید و بی ‌ربط و خارج از ارکستر دیالوگ ‌های بازیگران نواخته نمی ‌شود. گفتگوها به پیش ‌برد داستان و افزایش اطلاعات ما از ابتدا تا انتهای فیلم کمک می‌کنند. حل معما و افشای جنایت، موتور محرک فیلم است که با وجود محیطی محدود، با حرکات ماهرانه‌ی دوربین و بازی روان شخصیت‌ها با فیلم پویایی و تحرکی می‌بخشد که بیننده را تا پایان به دنبال خود می‌کشد.

برعکس تمام این موارد در فیلم مکری مشهود و عیان است. فیلم با زمان طولانی 133 دقیقه داستانی پر کشش و جذاب را روایت نمی کند. شروع منحصر بفرد فیلم با شخصیت های پرشمار که دوربین از یکی به دیگری مرتبا در حال پرش است به چیزی کسل کننده در ادامه ی فیلم بدل می شود. حذف حتی نیمی از شخصیت های فیلم نه چیزی از داستان فیلم کم می کند و نه وجودشان، اطلاعات مشخصی به بیننده برای درک بهتر ژانر می دهد. شخصیت های فیلم ماهی و گربه هرکدام ساختار موازی خود را به خوبی طی میکنند و اما در یک ساختار دایره ای شکل تنها به هم می رسند تا حرکت بدون کات برای دوربین مهیا شود و نه اینکه داستانها به هم متصل شوند. گویی در فیلم، هر شخصیت ساز خود را می زند بدون از اینکه آهنگی موزون از کل ارکستر شنیده شود. اگر در ساختار یک فیلم فرم و محتوا هر دو از اهمیت خاص خود برخوردارند آنچه که این فرمول را تکمیل می کند اتحاد فرم و محتواست. یک کارگردان نمی تواند در ژانر خاصی فیلم بسازد و با محتوایی متفاوت به بیننده در باغ سبز نشان دهد و پس از آن به همه ی علایقش از شاعرانگی تارکوفسکی تا مک گافین هیچکاکی ادای دین کند.
فیلم ماهی و گربه در فرم، حرکت دوربین محمود کلاری با فضاهایی نزدیک و سرگردان و همچنین موسیقی متن زیبای کریستوف رضایی تعلیق های لحظه ای را خوب از کار درآورده است اما اثر از روح کلی تعلیق و کشش داستانی خالیست. ماهی و گربه نشان می دهد که مکری کارگردان باسواد و آینده داری است که تکنیک های سینمایی را به خوبی بلد است اما داستانگویی را به خوبی نمی داند.

نظرات
آخرین اخبار