خداداد: خط خوردن از المپیک، زندگی‌ام را نابود کرد | فراتاب
کد خبر: 3694
تاریخ انتشار: 31 مرداد 1395 - 01:20
مدال عاشورزاده از بقیه خوش‌رنگ‌تر است | بزرگ‌ترین رقبای فرزان و کیمیا خودشان هستند
از امروز مسابقات تکواندوکاران ایرانی در ریو آغاز می شود. به همین دلیل از بهزاد خداداد درخواست کردیم به کافه خبر بیاید تا نگاهی به ملی پوشان حاضر در ریو بندازیم. انالیزی دقیق از تکواندوکاران و نتایجی که ممکن است بگیرند.

به گزارش فراتاب، فرهاد عشوندی - شقایق ایروانی: بهزاد خداداد در این گفتگو برای اولین بار از اتفاقاتی گفت که برایش پس از خط خوردن از المپیک پکن افتاد.

*به نظرت کدام یک از بچه ها احتمال طلایی شدن در تکواندو را دارند؟

احتمال اینکه فرزان عاشورزاده مدالش از بقیه خوش رنگتر باشد، بیشتر است. فرزان بازی اول راحتی دارد، در دیدار دوم با اسپانیا بازی دارد و در بازی سوم به احتمال زیاد با مکزیک مسابقه می دهد.

*البته در گروه فرزان یک تکواندوکار اسرائلی هم حضور دارد. در جودو به خجسته اجازه حضور در المپیک را ندادیم تا دچار مشکل نشویم. چطور در تکواندو این اتفاق نیفتاده است؟

به دلیل اینکه قرعه تکواندو از مدتها پیش مشخص شده اما قرعه جودو مشخص نیست و امکان داشت همان دور اول به اسرائیلی بخورد. تکواندو کار اسرائیلی هم به شدت ضعیف است و به سادگی حذف می شود.

*مهم نوع مسابقه دادن فرزان است...

هیچ تغییری نداشته است. هفته گذشته در اردوی تیم ملی حضور داشتم. از پنج شش ماه گذشته تا امروز سبک مبارزه و تمرین فرزان هیچ تغییری نداشته است. از سوی دیگر مطمئن هستم تمام کشورهای صاحب نام در این اوزان فرزان را آنالیز کرده و روش مبارزه وی را به خوبی می دانند. فرزان نفر اول دنیاست و همه کشورها به دنبال برتری برابر وی هستند. یکی از مشکلات ورزش ما این است که آنالیزور ورزشی در ایران وجود ندارد. آنالیز در ایران کمی با سایر نقاط جهان متفاوت است. در ایران یک نفر حریفان را آنالیز می کند و روز قبل یا حتی همان روز بازی اطلاعات حریف را در اختیار شما قرار می دهد. این اطلاعات هیچ تاثیری در مبارزه شما ندارد چراکه با این زمان کم نمی توانید استراتژی مبارزه خود را تغییر دهید. آنالیز ورزشی یعنی از چند ماه قبل حریفان را شناسایی و به شما معرفی کنند.

*اما به نظر می رسد فرزان زمانی که وارد مبارزه می شود، تنها به برتری فکر کرده و می خواهد پیروز شود.

این حرف را تا یک سال پیش قبول داشتم اما در این یک سال اتفاقات زیادی افتاده است. یک بازیکن با کلاس جهانی و شش دانگ باید در ضد حمله هم مانند حمله قوی باشد. فرزان در ضدحمله ضعف دارد. تا پارسال فرزان همه حریفان خود را دوازده تایی می کرد اما در این یکسال اختلاف برد وی به پنج شش رسیده است. الان حریف اسپانیایی و کره ای فرزان وی را به خوبی شناخته اند. امروز طوری شده در رقص پای فرزان هم برخی مواقع شما متوجه می شوید وی چه تکنیکی را می خواهد اجرا کند. در کل کار سختی در پیش دارد.

*البته فرزان اکثر حریفان خود را یکبار شکست داده است.

حرف شما قبول اما این اتفاق کی افتاده؟! فرزان یک یا دو بار حریف کره ای را شکست داده، آنهم سال قبل. فرزان سال قبل اسپانیایی را با اختلاف نه یا ده امتیاز برد و کره ای را دوازده تایی کرد. حرف من این است که ورزش در یک سال بسیار پیشرفت می کند.در خوب بودن فرزان شکی نیست و باید هم قبول کنیم فردی مثل فرزان در تکواندو نداریم.

*و نظر بهزاد خداداد درباره قرعه مسابقات چیست؟

خیلی بد! فکر کنم حتی در خیالمان هم فکر نمی کردیم قرعه اینقدر سختی به ما بخورد. سجاد مردانی با حریف گابنی که دو طلای جهان دارد و اگر وی را شکست دهد به کره ای می خورد که نفر دوم جهان است. بازهم قرعه فرزان خوب است. قرعه مهدی خدابخشی هم دشوار است چراکه دور دوم به میلاد بیگی از آذربایجان می خورد. میلاد حتی می توانست از فرزان هم عالی تر باشد اما به سادگی وی را به آذربایجان دادیم. فیزیک بدنی عالی و هوش بسیار زیادش وی را به یک استثنا بدل کرده است.

*میلاد چه زمانی به آذربایجان رفت؟

یک سال و نیم پیش. وی در ایران مسابقه می داد و در اردوها هم حاضر بود. حتی در جام باشگاهها با مهدی خدابخشی مسابقه داد و با اختلاف سه امتیاز او را شکست داد. در اردو با آسیب دیدگی در دیداری انتخابی به مهدی با اختلاف دو امتیاز باخت. از وی خواستند در اردو بماند اما قبول نکرد و فردای آن روز به آذربایجان رفت. مشخص بود که مدتهاست رضا مهماندوست فرزان را برای آذربایجان انتخاب کرده بود. شش ماه صدور رضایتنامه اش طول کشید. در مسابقات جام جهانی هم با لباس آذربایجان برابر ایران پیروز شد.

*برای رضا مهماندوست و آذربایجان چند مدال کنار گذاشته ای؟

یک مدال برای میلاد. سنگین وزن خوبی دارند اما بعید می دانم در المپیک موفق شود.

*و خودمان چند مدال کسب می کنیم؟

بهترین مدال را فرزان می گیرد. مهدی به طور حتم برنز می گیرد.

*اما مسولان امید فراوانی به مهدی دارند. اینکه طلا بگیرد. نظر شما چیست؟

اگر میلاد بیگی با مهدی خدابخشی در دور دوم با هم مبارزه نداشتند، تا فینال حریفانشان زنگ تفریح بود و با کمترین انرژی به فینال می رسیدند. آن زمان امید طلای مهدی خیلی بیشتر بود. میلاد در جام جهانی بسیار خوب بود و در چند تورنمنت مختلف ستاره مسابقات شده. شنیدم رییس جمهور آذربایجان هم گفته اگر طلا بگیری بهترین خانه باکو را به تو هدیه می دهم. میلاد طلای المپیک اروپایی که گرفت همان زمان هفتصد میلیون تومان پاداش به وی پرداخت شد. از سوی دیگر کنار میلاد، رضا مهماندوست حضور دارد. یک مربی کارکشته که تمام بچه های ایران را شناخته و هم بمب روحیه است.

*جدال رضا مهماندوست و بیژن مقانلو هم در نوع خود جالب است...

بیژن روحیه جنگندگی فراوانی دارد. سال اول که در شانزده سالگی عضو تیم ملی بودم، بیژن کاپیتان تیم ملی بود. وی را خوب می شناسم. او بازیکنان را برای درگیری خوب ترغیب کرده و از سوی دیگر از لحاظ فنی عالی است. باید بگویم از لحاظ فنی بیژن بسیار از رضا بهتر است اما از لحاظ روحی و روانشناسی، رضا به بیژن می چربد.

*شاید اگر رضا کنار فرزان بود، از طلای فرزان مطمئن می شدیم...

البته این موضوع برای برخی بازیکنان نتیجه معکوس می دهد. هیجانات بالای فرزان در کنار رضا فکر نکنم خیلی نتیجه خوبی داشته باشد. در کل باید بگویم بر روی کاغذ بسیار منطقی است که فرزان و مهدی طلا بگیرند و در یک سال گذشته نفر اول رده بندی جهانی هستند.

*بهنام اسبقی هم در المپیک حضور ندارد. دلیلش چیست؟

وزنی که بهنام اسبقی در آن حضور داشت، یکی از نقاط قوت تکواندوی ایران در چند دوره اخیر المپیک بوده. هادی دو و محمد معتمد یک مدال المپیک در این وزن گرفتند. ما در وزنی سهمیه نگرفتیم که سه مدال خوشرنگ المپیک در آن داشتیم. مقصر عدم حضور یک ورزشکار در این وزن بهنام نیست. مشکل عدم جایگزین برای بهنام است. یعنی ما نفر دومی که حتی نزدیک بهنام هم باشد نداشتیم. زمانی که بهنام آسیب دید، چند ورزشکار در این وزن به مسابقات مختلف اعزام شدند اما نتوانستند خود را بالا بکشند. این مشکل را در وزنهای دیگر هم داریم. اگر پشتوانه سازی و راههای کسب سهمیه توسط فدراسیون و کادر فنی بهتر از این صورت می پذیرفت، حتی می توانستیم در وزن -68 هم مدال کسب کنیم. چرا باید در وزنی که سه مدال المپیک و قهرمان جهان داریم، در المپیک سهمیه نداشته باشد؟

*سجاد را در المپیک چگونه می بینی؟

با سابقه و کارنامه ای که دارد، هرچند قرعه بدی دارد، می تواند موفق باشد. شرایط روحی وی در روز مسابقه اگر ایده آل باشد، از سد بهترینهای جهان می تواند عبور کند.

*کیمیا علیزاده را چطور می بینید؟

می تواند تاریخ ساز باشد. همانند اولین مدال جهانی که در تکواندوی بانوان گرفت، می تواند در المپیک هم بسیار موفق باشد. کیمیا اول باید با خودش کنار بیاید. اگر از لحاظ ذهنی آماده باشد، می تواند موفق باشد. کیمیا به قول معروف فعل خواستن را خوب صرف می کند. مبارزه های مختلف او را دیده ام و از لحاظ بدنی بسیار خوب است. قد بلندی که دارد باعث می شود تا برتری خاصی نسبت به رقبایش پیدا کند. بازی دوم کیمیا با اسپانیا و اگر پیروز شود با نفر دوم جهان از ژاپن مبارزه دارد. وی با هفده سال سن آینده بسیار روشنی دارد. بزرگترین رقبای فرزان و کیمیا خودشان هستند. اگر بتوانند از لحاظ روانی شرایط خوبی برای خود فراهم آورند، به راحتی روی سکو قرار خواهند گرفت. از سوی دیگر اعتماد به نفس بیش از حد باعث می شود احتیاط را کنار بگذارد و بی محابا حمله کند و همین اعتماد به نفس زیاد نتیجه منفی داشته باشد.

*به جز کیمیا، راحله آسمانی هم داشتیم که از ایران رفت و برای بلژیک مبارزه می کند...

راحله خیلی امید مدال نیست. کیمیا خیلی از راحله بهتر است و قابل قیاس نیستند اما باید بگویم که خیلی ساده برخی از استعدادهای خود را از دست دادیم. امروز به جز فرار مغزها، فرار بدنها در ایران مد شده! وقتی راحله آسمانی می بیند که در ایران عمرش هدر رفته و به آنچه می خواهد نمی رسد، از ایران می رود. من هم شاید اگر جای وی و میلاد بیگی و خیلی دیگر از ورزشکاران بودم، از ایران مهاجرت می کردم.

*شما خودت پس از پایان دوران قهرمانی دچار مشکلاتی شدید. نخواستید آن زمان از ایران خارج شوید؟

خیر، به مهاجرت اصلا فکر نکردم. من در زمان قهرمانی و بعدش مشکلات زیادی را در ورزش و زندگی شخصی داشتم. پنج سال تمام زندگی ام را برای حضور در المپیک پکن گذاشتم و آخر هم به خاطر شاید بچه بازی، به مسابقات اعزام نشدم. از تک تک افرادی که در اردوها حاضر بودند می توانید بپرسید برای حضور در پکن چه کارها نکردم. تمرین من در دو سال آخر روزی شش تا هشت ساعت بود. اگر به المپیک می رفتم از شانزده حریف حاضر در آنجا، چهارده نفرشان را در مسابقات مختلف شکست داده بودم اما رضا مهماندوست زندگی من را از هم پاشوند. همه زندگی ورزشی و شخصی من را رضا مهماندوست نابود کرد.

*رضا به چه دلیل به شما اعتقاد نداشت؟

رضا اعتقاد داشت. دست روی قران می گذارم، جلوی خود رضا، و می گویم رضا مهماندوست را ما سرمربی تیم ملی کردیم. وی مربی بدنساز بود و از ما می خواست در مصاحبه ها از وی هم اسمی ببریم تا به تدریج به عنوان مربی شناخته شود. در اردوی آذربایجان با رضا بحثم شد و ده روز اردو نرفتم. بزرگترین اشتباهم همین بود. در مسابقه کسب سهمیه حتی یک امتیاز هم به رقبا ندادم. سهمیه را گرفته بودم و باید اجازه می دادم خرم از پل بگذرد اما سیاست نداشتم. جالب آنکه رضا نادریان که جایگزین من در المپیک شد را خودم به عنوان حریف تمرینی انتخاب کردم! با مصدومیت شدیدی که داشتم به من گفتند باید مسابقه انتخابی بدهم. در آن مسابقه عضله شکم من پاره شد و نتوانستم نتیجه بگیرم. نکته این است که اصلا من نباید در مسابقه انتخابی شرکت کنم.

*بعد این داستان چه اتفاقی برایت افتاد؟

شش ماه افسردگی گرفتم. یک مسابقه المپیک پکن را از تلویزیون نگاه نکردم. بعد شش ماه، خودم به خودم کمک کردم و به ورزش بازگشتم. هیچ آدمی کمک من نکرد جز خودم. شاید باورتان نشود که برادر ملی پوش من وقتی شرایطم را دید به کل ورزش را کنار گذاشت. وقتی مشاهده کردند من با این همه زحمات به هیچ جا نرسیدم، پس اتفاق خوبی برایشان نخواهد افتاد. دوستانی بودند که به من سر می زدند همانند آرش میراسماعیلی و هادی ساعی اما از مسوولان فدراسیون هیچ فردی حتی سراغ من را هم نگرفت.

*در همین دوره قضیه بازداشت شما اتفاق افتاد؟

کمی بعدتر بود. رفیق دوران کودکی من تمام دار و ندار و پولی که جمع کرده بودم را از من ربود! وی پیش من آمد و گفت ورشکست شده و حدود دومیلیارد تومان بدهکار هستم. من هم سیصد میلیون تومان به وی کمک کردم. چند روزی در خانه من سکونت کرد اما نمی دانستم که سناریویی قرار است برای من اتفاق بیفتد.

*چه سناریویی؟

اینکه من این آدم را ربوده و تقاضای باج کردم. دادگاه رفتیم و سرانجام در آنجا بیگناهی من اثبات شد. شایعات جالبی در آن زمان پشت سرم شنیدم. از اینکه حکم اعدام برایم صادر شده تا...

*امروز چه حسی به رضا مهماندوست دارید؟

هیچوقت او را نمی بخشم! به خودش هم چند بار گفتم. وقتی می خواست به آذربایجان برود به او زنگ زدم و با او خداحافظی کردم. خودش پشت گوشی گریه کرد و گفت بزرگترین اشتباهی که در زندگی کردم حذف تو از تیم ملی بود.

*اتفاقی مانند تو برای بهادر مولایی افتاد.

بهادر دیگر نمی تواند ورزش کند! شاید در آن شرایط نباید به وی می گفتند که قرار است حذف شود و او هم پشت فرمان بنشیند و آن اتفاق بیفتد. چند روز پیش با وی صحبت کردم. روحیه وی بسیار خراب شده و از لحاظ جسمانی هم که ورزش را باید کنار بگذارد. نمی توانید تصور کنید چه حس بدی دارد دوستان چند ساله تو که هر روز با آنها در اردو بودی در المپیک حضور دارند و تو باید در خانه مسابقه آنها را نگاه کنی.

 منبع: خبرآنلاین

نظرات
آخرین اخبار