سیاست های نیکسونی اوباما در خاورمیانه | فراتاب
کد خبر: 3516
تاریخ انتشار: 18 مرداد 1395 - 11:30
محمدرضا داوطلب
برای درک بهتر سیاست خارجی دولت اوباما باید به دکترین ایشان و اسناد امنیت ملی آمریکا که در سالهای 2010م. و 2015م. منتشر شد رجوع کنیم این اسناد موید این مطلب است که اولویت آمریکا کاهش درگیری در خاورمیانه و آفریقای شمالی برای ایجاد ثبات و صلح دراین منطقه حسا

فراتاب-گروه بین الملل:به عقیده برخی از صاحبنظران دولت آمریکا در حال حاضر بدلیل مشکلات سیاسی داخلی و گستردگی مشکلات ناشی از بحرانهای اقتصادی تمایل چندانی به برخی از موضوعات در سیاست خارجی از خود بروز نمی دهد، شاید همین توجه ناکافی (ناکارآمد) دلیل تاخیر و تعلل آمریکا در مواجهه با بحرانهای اخیر در سطح بین المللی خصوصا منطقه خاورمیانه باشد.

برای درک بهتر سیاست خارجی دولت اوباما باید به دکترین ایشان و اسناد امنیت ملی آمریکا که در سالهای 2010م. و 2015م. منتشر شد رجوع کنیم این اسناد موید این مطلب است که اولویت آمریکا کاهش درگیری در خاورمیانه و آفریقای شمالی برای ایجاد ثبات و صلح دراین منطقه حساس از جهان است به همین منظور دستور کار آمریکا کماکان همکاری با متحدان و شرکای تجاری خود در راستای دستیابی به این هدف مهم و استراتژیک است. همچنین با مطالعه دکترین های اعلامی آمریکا طی نیم قرن گذشته در عرصه سیاست خارجی خصوصا (خاورمیانه)  می توان به این نتیجه رسید که دکترین اوباما مشابهت زیادی با دکترین نیکسون در دهه هفتاد میلادی دارد.

در یک نگاه کلی سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه تابعی از سیاست کلان این کشور در عرصه سیاست خارجی است. دکترین اوباما از یکسو بر پایه تعامل و همزیستی با کشورهای ناسازگار و از سوی دیگر استفاده از ظرفیت و توانایی های این کشور در برخورد با تهدیدات عمل می نماید. آمریکا در حال حاضر تاکید زیادی در استفاده از نیروی نظامی (سخت افزاری) از خود بروز نمی دهد بعنوان مثال عدم اعزام نیرو های زمینی در رابطه با جنگ های که امنیت ملی آمریکا را مستقیما تهدید نمی کند یکی از بارزترین رفتارهای آمریکا حداقل در چند سال گذشته است، استفاده بیشتراز نیروی هوایی و یگان دریایی در ائتلاف علیه داعش را می توان بعنوان نزدیکی سیاست دولت اوباما با نیکسون دانست.  

در حال حاضر آمریکا سعی در پرهیز از درگیری مستقم نظامی در اقصی نقاط جهان (دریای جنوب شرقی چین) خصوصا حتی الامکان در منطقه خاورمیانه است که نه فقط ناشی از  هزینه های اقتصادی می باشد بلکه دولتمردان آمریکا در تلاش برای احیای چهره مخدوش آمریکا پس از حادثه یازدهم سپتامبر و حملات آمریکا به عراق و افغانستان در این منطقه حساس از جهان می باشند.

در حال حاضر آمریکا سعی در پرهیز از درگیری مستقم نظامی در اقصی نقاط جهان خصوصا حتی الامکان در منطقه خاورمیانه است که نه فقط ناشی از  هزینه های اقتصادی می باشد بلکه دولتمردان آمریکا در تلاش برای احیای چهره مخدوش خود در نظام بین الملل هستند.

 به همین خاطر جهت کاهش تهییج افکار عمومی ضد آمریکایی مشابه سیاست  نیکسون در دهه هفتاد، آمریکا به واگذاری نقش بیشتر به کشورهای منطقه در ایجاد ثبات و امنیت، کم کردن از هزینه های مادی و معنوی خود عمل می نماید که نمونه بارز آن حمله ائتلاف عربستان و امارات متحده عربی به یمن می باشد، همچنین خلاء قدرت ایجاد شده از زمان خروج بیشتر نیروهای آمریکا از عراق و منطقه و عدم تصمیم گیری قاطع در مورد توقف عملیات یا تشدید آن در سوریه باعث رقابت عمده بین کشورهای مدعی این منطقه ایران، عربستان، ترکیه و اسراییل  گردیده است.

کشورهای اخیر از بی ثباتی منطقه و خلاء قدرت ایجاد شده بنفع خویش و در جهت تحکیم مواضع خود علیه رقبا استفاده می کنند. تلاش برای ایجاد منطقه نفوذ بیشتر و افزایش قدرت  ادامه دارد و این این رقابت به ایجاد بی ثباتی بیشتر در منطقه می انجامد که بنظر بیشتر کارشناسان در حال حاضر پایانی برای آن متصور نیست. شاید با روی کار آمدن دولت جدید در آمریکا با تغییر رویکرد در رابطه با منطقه خاورمیانه روبرو شویم ولی در حال حاضر دولت اوباما تعریف محدودتری از منافع ملی در منطقه خاورمیانه بعمل آورده است.

نظرات
آخرین اخبار