شیرکو بیکس؛ انسانی ترین شعر، طاغی ترین روح | فراتاب
کد خبر: 3472
تاریخ انتشار: 14 مرداد 1395 - 20:11
جلال شفیعی
غنای شعر بیکس از نظر داشتن تصاویر نغز انسانی و از نظر فنی بودن و تکنیک های ادبی و از همه مهمتر در متحول ساختن گستره ی روان و اندیشه و فلسفیدن انسان و جامعه ی کرد،چنان غنی و بیکران است.

فراتاب ـ گروه فرهنگی/ جلال شفیعی : شیرکو بیکس تنها با یک شعرش تمامی مضامین لطیف و اومانیستی و لیبرال و ... را که لازمه برساختن روح و تفکر و ذهنیت انسانگرا یانه باشد در خود دارد جامعه و انسان آرمانی مصرح در شعرش همچون روح معصوم و کودکانه اش عاری از خشونت، همچون آبشارهای کردستان سرریز از لطیف ترین پیانوهای جهان ودرهر گوشه از مرغزارهای جای گرفته در فردوسهای شعرش بزم عشاق است و بسادگی بهر کدام ازاین محافل سربزنی خبرت خواهند داد که همین الان پیش پای شما خیام و ابوالعلامعری و دانته اینجا بودند.

خاطره ای از روز کوچ این کوچ جهان جانم را میازارد از چه گویم کوچ جهان؟ زانرو می آیند به جهان روحهای بزرگی هر از چندگاهی که آبروی رفته ی جهانی را باز می ستانند وجودشان دال بر آبرومندی جهان است و کوچ شان با کوچ جهانی همه یکسر برابر است . وآن خاطره غم انگیز که حتم دارم درغم انگیزی اش بسیاری بامن شریک اند اینکه در ساعت تدفین وی در پارک آزادی سلیمانیه تعداد حاضرانی که بر مزارش برای وداع ابدی گرد آمده بودند بسی کم بودند و غم انگیزی ماجرا اینکه، یک روز قبل یا یکروز بعداز دفن ایشان در همان پارک آزادی، درهمان سلیمانیه، در همان پایتخت فرهنگی کردستان، در همان پایتخت روشنفکری کردستان، هزاران نفر برای شرکت در فستیوال آب بازی حضور داشتند و جای بسی تاسف بود در وداع با کوچ شیرکوبیکس تا این حد بی مهری می شد درحق کسی که دقیقا بسان خیام تنها شاعر نبود بسادگی با استناد به شعرش میتوان اثبات کرد که نوع نگاه ما بجهان به زندگی به سیاست به ناسیونالیزم به مذهب به.....عوض کرد ما از شعرش نوع فلسفیدن و چرایی نگریستن مان به جهان را آموختیم و تغییرش دادیم.

اما نکته ای قابل تامل تر در باره ی شیرکو و بخصوص در باره ی ادبیات کردی اینکه، کم و بیش میشنویم و می بینیم که هستند کسانی بیگانه و بیخبر از جهان اندیشه و تفکر و دنیای قلم که از سر ندانم کاری و متاثر از عقده حقارت خودکمتر بینی میگویند. فلان وبهمان شاعر ایرانی در بزرگی شیرکو بیکه س چنین و چنان گفت و فکر میکنند که شیرکو بیکس چنان کوچک است که برای بزرگ بودن و دیده شدنش محتاج وصف این شاعر وآن نویسنده است، حال آنکه غنای شعر بیکس از نظر داشتن تصاویر نغز انسانی و از نظر فنی بودن و تکنیک های ادبی و از همه مهمتر در متحول ساختن گستره ی روان و اندیشه و فلسفیدن انسان و جامعه ی کرد،چنان غنی و بیکران است که بردن نامش توسط هرکس مایه مباهات است با وصفش افتخار کسب میکنند، بزرگی بیکس مرهون و مدیون گفته های کسانی همچون شاملوی بزرگ و سید علی صالحی نیست بزرگی او از شعرهایش است که بلندای مولوی و نالی را در افلاک با وصف شان صد چندان میکند.
و دیگر آنکه کم و بیش گفته میشود که چرا به بیکس جایزه ادبیات نوبل تعلق نگرفته است؟ باید گفت و با افتخار هم گفت که جهان ادبیات و داوران نوبل باید و روزی میرسد که برخود ببالند و مسرور و خوشحال باشند که با افتخار شیرکوبیکس را بعنوان برنده نوبل ادبیات به جهانیان معرفی کنند و اگر تاکنون این اتفاق نیفتاده است از بدشانسی ملت کورد و شخص شیرکو بیکس نیست. این از بدشانسی جهان و ادبیات جهانی است که تاکنون وی را بعنوان برنده ی نوبل ادبیات معرفی نکرده اند.

نظرات
آخرین اخبار